تهران در دوره صفويه
شهر تهران که تا دوره حکومت صفويان چندان اهميتي نداشت از دوره صفوي به بعد رو به رونق و آباداني نهاد.سيد حمزه نياي بزرگ صفويان در شهر ري مدفون بود و چون ري در آن زمان منطقه اي سرسبز و آباد به شمار ميآمد شاهان صفوي هر چند وقت يکبار به آنجا ميرفتند و به اين ترتيب تهران مورد توجه پادشاهان صفوي قرار گرفت .
ظاهرا شاه طهماسب اول صفوي (984-930ه . ق) نخستين پادشاهي بود که به اين منطقه توجه کرد و دستور داد حصاري با 114 برج به تعداد سوره هاي قرآن دور آن بکشند. اين حصار با طول يک فرسخ داراي چهار دروازه براي رفت و آمد مردم در چهار جهت اصلي به شرح زير بود:
دروازه شمالي يا دروازه شميران جلو پامنار، دروازه جنوبي يا دروازه شاه عبدالعظيم در حدود خيابان مولوي، دروازه شرق يا دولاب در بازارچه نائب السلطنه و دروازه غربي يا قزوين در حدود ميدان شاپور کنوني.
بعدها دو دروازه ارگ (دولت) در شمال و دروازه محمديه در جنوب نيز به حصار افزوده شد و شهر داراي شش دروازه شد.به اين علت که خاک خندقهاي اطراف در ساخت حصار کافي نبود از دو منطقه داخل حصار خاکبرداري کردند و به مصرف رساندند و در نتيجه دو گودي بزرگ در داخل حصار ايجاد شد که "چاله ميدان" و " چاله حصار " نام گرفت.
حدود تقريبي اين حصار از شمال به خيابان اميرکبير و سپه (امام خميني)، از جنوب به خيابان مولوي، از شرق به خيابان ري و از غرب به خيابان شاپور (وحدت اسلامي) محدود ميشد. محدوده داخل حصار حدود چهار کيلومتر و محلههاي عمده شهر شامل بازار، عودلاجان، سنگلج، ارگ، چاله ميان و چاله حصار بود.
محدوده خارجي پيرامون حصار نيز کشتزارها و باغ هاي وسيعي را شامل ميشد که در دوره هاي بعد به محدوده شهر تهران اضافه شدند. شاه عباس صفوي در قسمت شمال شهر و در داخل حصار شاه طهماسب چهارباغ و چنارستاني ايجاد کرد که بعدها ديوار بلندي دور آن کشيده شد و عمارات و مقر سلطنتي را در آن ساختند و آن را "ارگ" ناميدند.
در اواخرحکومت صفوي، تهران به مقر موقتي دربار تبديل شد و شاه سليمان صفوي نيز در اين شهر کاخي براي خود ساخت.در زمان شاه طهماسب دوم افغانها به تهران حمله و مردم شهر در برابر يورش آنها به سختي مقاومت کردند اما در نهايت تهران سقوط کرد و افغان ها شهر را تصرف کردند و براي ايمني بيشتر روي خندق شمالي ارگ، پل و دروازه اي ساختند که "دروازه ارگ " نام داشت و بعدها به "دروازه دولت" معروف شد.
پس از فروپاشي سلسله صفويان در دوره افشاريه و به خصوص در زمان نادر شاه که مرکز حکومت را به خراسان منتقل کرد تهران اهميت خود را از دست داد.
تهران در دوره زنديه و قاجاريه
پس از انقراض سلسله افشاريه و دوره زنديه، تهران مدتي در دست قبيلهاي ترک به نام قاجاريه به فرمانروايي محمد حسن خان افتاد که همزمان با به قدرت رسيدن سلسله زنديه در ايران به فرمانروايي کريم خان زند بود. کريم خان تهران را تصرف کرد و تصميم گرفت پايتخت خود را به آنجا منتقل کند. بنابراين در ديوانخانه قديم تهران جلوس کرد و خود را شاه خواند. سپس به بازسازي حصارشهر و برجهاي ديده باني پيرامون آن که در اثر حمله افغان ها آسيب ديده بود پرداخت و دستور داد عمارات سلطنتي، دارالحکومه، حرم خانه و خلوت خانه را در محوطه ارگ سلطنتي بنا کنند.
کريم خان پس از مدتي تهران را به غفورخان واگذار کرد و پايتخت را به شيراز انتقال داد.بعد از مرگ کريم خان غفوريان به علت وفاداري به خاندان زند با آغامحمدخان قاجار پسرمحمدحسن خان برسرتهران برخورد کردند و نهايتا در 27شوال سال 1200ه.ق. آغامحمدخان بر تهران تسلط يافت و در 11جماديالثاني همان سال بر تخت سلطنت جلوس و تهران را به عنوان پايتخت خود انتخاب کرد و آن را دارالخلافه ناميد.
دوره قاجاريه
بعد از اينکه آغامحمدخان قاجار به قدرت رسيد و تهران را به عنوان پايتخت خود انتخاب کرد، ديوان دارالعماره را وسعت داد و عمارت خروجي را در ارگ سلطنتي بنا نهاد. بدون شک نخستين سازنده تهران فتحعليشاه قاجار است. او ارگ سلطنتي را با ساخت تخت مرمر، عمارت بادگير و اندروني مزين کرد. مسجد شاه، مدرسه مروي، سردربازار، دروازه شاه عبدالعظيم و باغ نگارستان به دستور او ساخته شد.
در دوره محمد شاه قاجار توسعه و آباداني تهران همچنان ادامه يافت اما تغييرات اساسي در دوره ناصرالدين شاه صورت گرفت. در آغاز حکومت ناصرالدين شاه بر اثر افزايش جمعيت،ديگر جايي براي ساخت و ساز درون حصار باقي نماند و در نتيجه ساخت وسازها در بيرون از حصار صورت گرفت.
در اين زمان تهران دارالخلافه ناصري ناميده شد و نياز به تعيين محدوده جديد شهر تهران احساس شد. به همين علت در سال 1275توسط گروهي به سرپرستي اعتضاد السلطنه و همکاري موسيو کرشيش و تعدادي از شاگردان دارالفنون نقشه اي از تهران تهيه شد. سپس در سال 1284 با همکاري بوهلر فرانسوي نقشه ديگري از تهران طرح ريزي شد و اراضي وسيعي را داخل محدوده شهر وارد کردند و شهر را با خندقها و باروهاي جديد به صورت هشت ضلعي که ارتباط آن با خارج شهر توسط 12 دروازه صورت مي گرفت محدود کردند.
اين دروازهها به ترتيب شميران، دولت، يوسف آباد، دوشان تپه، دولاب، خراسان، باغشاه، قزوين، گمرک، حضرت عبدالعظيم، غار و خاني آباد نام داشتند. مجددا در سال 1305 نقشه هاي ديگري از تهران توسط عبد الغفار نجم الملک و تعدادي از شاگردان دارالفنون تهيه شد. بر اساس اين نقشه محيط شهر را 19 هزار و 200 متر محاسبه کردند.
در زمان ناصرالدين شاه چند محله خاني آباد، قنات آباد، گود زنبورک خانه، پاچنار و بازار بزرگ نيز به محلههاي تهران اضافه شد. خيابان هاي کالسکه رو چون لاله زار، علاءالدوله، اميريه و چراغ گاز در محل حصار قديمي و دو ميدان مشق و توپخانه نيز در شمال ارگ احداث شدند و کم کم به شلوغ ترين نقاط شهري تهران مبدل شدند.
از مهمترين بناهاي دوره سلطنت ناصر الدين شاه باغ گلستان، باغ و قصر سلطنت آباد، مسجد و مدرسه سپهسالار، باغ فردوس، شمس العماره و ميدان امين اسلطان را ميتوان نام برد.
تهران بعد از 1300 شمسي
از سال 1300 تا به امروز تهران داراي چهار دوره تحول است.در دوره اول که حد فاصل سال هاي1300تا 1320است معابر قديمي اصلاح شد و تقريبا تمام دروازه ها و خندق ها از بين رفت و شهر شکل منظمي به خود گرفت. ايجاد بانک ملي، وزارت امور خارجه، شهرباني، دانشگاه تهران و ايستگاه فرستنده راديويي تهران و تعدادي بيمارستان از تاسيسات اين دوره است.
در دوره دوم (1332-1320) و همزمان با جنگ جهاني دوم تغييرات زيادي در شهر صورت نگرفت، اما در دوره سوم از سال 1332 تا 1357 ايجاد بناها و ساختمان هاي جديد و احداث بزرگراه ها و خيابانها و شهرکهاي جديد گسترش چشمگيري پيدا کرد. دوره چهارم نيز که پس از پيروزي انقلاب تا به امروز است به علت برخي رخدادها از جمله جنگ تحميلي و پديده مهاجرت و در نتيجه افزايش ساخت و ساز تهران رشد گسترده اي داشته است./115
|