صفحه اصلی
       اجتماعي
       میراث فرهنگی
       صنایع دستی
       گردشگری
       بين الملل
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
      پيوندها
      جستجو
      ارتباط با ما









برنامه‌هاي ويژه عمان براي گردشگري رمضان اعلام شد             نورپردازي تخت سليمان تکميل مي شود             ضرورت توجه به بافت تاريخي گرگان             افتتاح خانه قيومي يزد در هفته دولت             نمايش فيلم "کلمه" در موزه ملي ملک             کشف يافته‌هايي جديد از تمدن باستاني پرو             حرم دانيال نبي(ع) باز شد             اتمام مطالعه منطقه گردشگري امامزاده سلطان ولايت             توسعه جشنواره‌هاي محلي در استان تهران             افتتاح دو پروژه گردشگري در اردبيل             


" گزارش "
25 آبان 1387
موميايي وحشت زده هنوز ناشناس است

محمد برازنده - کشفي شگفت‌انگيز، موميايي مردي جوان با دست‌ها و پاهايي که بسيار محکم بسته شده بودند و چهره‌اي سرشار از فريادي ترسان. اما او که بود و چطور دنيا را ترک کرده بود؟

يک روز داغ در اواخر ماه ژوئن سال 1886، گاستون ماسپرو، رئيس مرکز باستان‌شناسي مصر موفق به کشف 40 جسد موميايي از شاهان و ملکه‌‌هايي شد که در مخفيگاهي در منطقه دره شاهان پنهان و خفته بودند. منطقه‌اي که چندي پيش از آن، در اکتشاف سال 1881 هويدا شده بود.

آنچه در دره ديرالبحري واقع در 300 مايلي جنوب قاهره- منطقه‌اي مملو از قبرهاي شگفت‌انگيز به دست آمد، قرن‌ها از ديد عموم و محققان پنهان مانده بود. قبرهايي از بزرگترين فراعنه مصر، رامسس کبير، ستي اول و يا توت موسيس سوم، اما در ميان همه بزرگان خفته مصر، جسدي متفاوت، در تابوتي نه چندان زيبا قرار داشت که هيچ نشاني از هويت خود را آشکار نساخته بود. اين جسد، که در هنگام نمايان شدن تعجب همگان را برانگيخته بود خود به معمايي حل نشدني تبديل شد.

اما اين معماي حل نشدني چه بود؟ در ميان بقاياي به جا مانده از فراعنه بزرگ مصر، جسد مردي جوان با چهره‌اي که از فريادي مملو از ترس ثابت مانده بود در تابوتي ساده و نه چندان زيبا جاي خوش کرده بود. او را با پوست گوسفند يا بز موميايي کرده بودند، يکي از پست‌ترين انواع موميايي کردن در ميان مصريان باستان، و چهره او را همچون فردي که از ترس فرياد مي‌زند ثابت نگاه داشته و دفن کردند. همه اين موارد چهره عجيبي براي او ساخته و سوالات شبهه ناکي را براي کارشناسان به وجود آورده بود.

موميايي اين چنين سالم آيا در هنگام مرگ چنين ترسي وجودش را گرفته بود؟ اگر چه به نحوي محترمانه دفن شده بود، اما بي‌نام و نشان بودن تابوتش نشان از عقوبتي سخت در جهان باقي برايش به همراه داشت، زيرا در باور مصريان باستان، هويت معلوم مردگان کليد ورودشان به دنيا و زندگي پس از مرگ بوده است. علاوه بر آن دست‌ها و پاهايش آنچنان تنگ و محکم بسته شده بودند که آثار آن هنوز روي استخوان‌هاي به جاي مانده از او وجود داشت، اما اين مرد، که به دليل مجهول‌الهويه بودنش لقب "مرد E "به او داده بودند، چه کسي مي‌توانست باشد؟

کالبد شکافي‌هايي که توسط فيزيکدان‌ها در سال 1886 در حضور ماسپرو انجام شد، روزنه‌هاي کوچکي از دسترسي به فهم مجهولات را نمايان ساخت. دانيل فوکه، يکي از فيزيکدان‌هايي که ماموريت کشف هويت جسد را برعهده داشت معتقد بود، بقاياي موجود در محتويات معده جسد نشان دهنده زنداني بودن وي بوده است. وي در يادداشت‌هاي خود چنين مي‌نويسد: هنوز آخرين آثار به جاي مانده از ترسي درد آور در اين جسد حتي با گذشت هزاران سال به چشم مي‌خورد. ولي دانش و آگاهي وي قادر به پاسخگويي بر دليل به وجود آمدن آن نبود. در اين ميان کارشناسان با پهلوي هم قرار دادن يافته‌ها و مدارک تاريخي گمان‌ها و فرضيه‌هايي را به وجود آوردند. برخي او را فرزند خيانتکار رامسس سوم مي‌دانند، کسي که تصميم به سرنگوني پدر خود از تخت سلطنت گرفته بود. برخي ديگر وي را حاکمي مصري مي‌دانند که در سرزميني خارج از مصر در گذشته و جسدش به کشور مادري برگرداننده شده است. اما عده‌اي ديگر معتقدند روش نامعمول موميايي شدن اين جسد حاکي از غير مصري بودن وي دارد و او را به سلسله هيتيت‌ها نسبت مي‌دهند که در خود مصر مرده است. تمام اين تفاسير مي‌توانستند درست باشند و از اين رو هنوز هم هويت اصلي اين جسد چون راز باقي مانده است.

دکتر زاهي هاواس، دبيرکل شوراي عالي باستان‌شناسي مصر مي‌گويد: کشف چنين جسد موميايي شده‌اي، آن هم با حالتي فرياد زننده در مصر سابقه نداشته است. چهره ظاهري او معمولي نيست او در حال رساندن پيامي براي ما است، اما هيچ کسي به طور دقيق نمي‌داند که چيست.

تا به امروز، پس از گذشت 130 سال از زمان کشف موميايي، دانشمندان از هر نوع وسيله پيشرفته‌اي براي پي بردن به هويت آن استفاده کرده‌اند که هيچ ثمري نداشته است.

باستان‌شناسان در حضور خبرنگاران شبکه‌هاي تلويزيوني با استفاده از فن‌آوري‌هاي پيشرفته همچون سي‌تي اسکن‌ها و عکس‌هاي راديولوژيکي مدارکي را به دست آوردند که تا حدودي توانست هويت مرد جهول را شناسايي کند. طبق يافته‌هاي آنان، مرد مجهول، مي‌توانست پرنس پنتوره (Pentewere) بزرگترين فرزند رامسس سوم باشد که به همراه مادر خود، تي (Tiy) در صدد کشتن فرعون و کسب تاج و تخت وي بودند. در حقيقت اين فرضيه با حمايت برخي از دانشمندان همچون دکتر سوزان ردفورد، مصرشناس دانشگاه ايالت پنسويلوانيا حمايت ‌شده است.

باستان‌شناسان اقدام به قتل رامسس توسط فرزندش را با حمايت برخي از درباريان همسو قلمداد کرده و معتقدند، درباريان آن را ادعايي قانوني براي پرنس دانسته بودند. نقاشي موجود از چهره رامسس سوم در حالي که به چهره فرزند و همسرش خيره شده است مي‌تواند دليلي بر مدعاي دانشمندان در مورد نسبت دادن مرد مجهول با پرنس پنتوره باشد.

سوزان ردفورد مي‌گويد: نوشته‌هاي موجود نشان مي‌دهند که توطئه قتل رامسس خيلي زود بر ملا شده و مجرمان دستگير و به مرگ محکوم شدند اما ادامه نوشته‌هاي پاپيروس حاکي از آن است که پنتوره خود راه مرگ خود را برگزيده و اقدام به خودکشي کرده بود. شايد اين کار به خاطر جايگاه و منزلت وي در مقام يک پرنس بوده است.

اما طبق يافته‌هاي سوزان ردفورد: اين جسد با برخورداري از تمام اندام داخلي خود موميايي شده بود، روشي که در مصر غير معمول بوده و حتي جسد خيانتکاران هم به اين نحو موميايي نمي‌شده است. اين امر نظريه‌هايي که محل موميايي شدن جسد را در مکاني ديگر خارج از مصر نسبت مي‌داده ‌اند را بيشتر به واقعيت نزديک مي‌کرد. برخي از باستان‌شناسان او را شاهزاده‌اي از قوم هيتيت‌ها دانسته و اين اطلاعات را از نوشته‌هاي به جاي مانده از آنخ اسنامون، بيوه توت آنخ آمون مي دانند. طبق نوشته‌هاي بر جاي مانده از بيوه توت آنخ آمون، فرعون بدون هيچ وارثي از دنيا رفت و به همين خاطر همسر وي پس از دوستي با شاه هيتيت‌ها با يکي از فرزندان‌شاه ازدواج کرده تا از او فرزندي را براي تداوم سلسه شاهنشاهي هيتيت‌ها به وجود آورد.

برخي ديگر، مرد مجهول را شاهزاده‌اي مي‌دانند که براي ملاقات با همسر جديد خود به مصر مسافرت کرده ولي گرفتار سرنوشتي بيرحمانه شد. اما آنچه که هنوز در ميان کارشناسان باعث به وجود آمدن بحث و جدل‌هاي متعدد شده است نتايج به دست آمده از عکس‌هاي پيشرفته سه بعدي است که نحوه موميايي شدن را با خارج کردن تمام اعضاي بدن به اثبات رسانده است. علاوه بر آن بررسي و آزمايش روي دندان‌ها و مفاصل اين جسد اطلاعات جديدي از سن او هنگام مرگ داده است. فوکه در آزمايشاتش سن اين موميايي را 20 سال عنوان کرده بود که فاصله زيادي با سن پنتوره، فرزند ارشد رامسس سوم داشت اما مطالعات اخير سن وي را نزديک به 40 سال دانسته که با فرزند خيانتکار فرعون يکي بوده است.

دانشمندان به وسيله عکس‌هاي سه بعدي، چهره اين مويايي را نيز به دست آوردند. صورتي که بسيار شبيه به مصريان بوده و هيچ سنخيتي با هيتيت‌ها نداشته است. ناحيه تحتاني صورت مصريان بزرگ و جمجمه آنها از پيشاني تا پس سر به صورت کشيده بوده است. اين صورت براي اين مويايي نيز به همين شکل صدق مي‌کرده. البته، هنوزهم مواد به کار رفته شده در مويايي، که روشي نامعمول در موميايي کردن اجساد مصريان بوده است، باستان‌شناسان را با اندکي ترديد مواجه کرده است.

اما، با گذشت قرن‌ها باز هم بخشي از اسراسر مرد مجهول، حل نشده باقي مانده و بنا بر گفته ديلان بيکراتاف باستان‌شناس: با استفاده از چند سوال، جواب‌هايي معقول‌تر از گذشته به دست آمد، اما جواب‌هايي که در نوع خود بسيار ناشناخته به نظر مي‌رسد.

در اين ميان، زاهي هاواس، که اسراسر مرد مجهول را حل شده مي‌پندارد، نظري ديگر دارد. او مي‌گويد: به نظر من اين مرد در انتظار شخصي بود تا هويت وي را مشخص کند. حال من مطمئن هستم که اين مرد ناشناس ديگر ناشناس نيست./109
551 0