|
|
|
|
|
" گزارش " |
|
|
|
|
19 آبان 1388 |
|
|
|
|
ارتش مفقود شده کمبوجيه پيدا شد
|
|
|
|
|
|
|
سيد محمد برازنده- باستانشناسان ايتاليايي اعلام کردند با کشف آثاري چون، سلاحهاي باستاني، استخوانها و جواهرآلات در منطقه غربي صحراي بزرگ مصر، موفق به شناسايي محل دقيق مفقود شدن ارتش قدرتمند کمبوجيه دوم، شاه ايران، در 2500 سال گذشته شدند.
کشف سلاحهاي برنزي، يک دستبند نقرهاي، يک گوشواره و صدها استخوان انساني در منطقهاي وسيع و دور افتاده در بيابان صحراي مصر، اميدواريهاي بسياري را در يافتن ارتش مفقود شده کمبوجيه دوم به وجود آورد. ارتشي با 50 هزار مرد جنگي که بر اثر طوفان سهمگين بيابان درسال 525 پيش از ميلاد زير خاک مدفون شد.
داريو دل بوفالو، عضو تيم باستانشناسي دانشکاه لچه ايتاليا با اشاره به يافتههاي به دست آمده در اين منطقه گفت: در يافتههاي اخير، ما موفق به کشف اولين نشانههاي ذکر شده در نوشتههاي هرودوت، مورخ يونان باستان شديم.
وي افزود: در نوشتههاي هرودوت، کمبوجيه، فرزند کوروش کبير، پس از آنکه نتوانست نظر کاهنان معبد آمون را نسبت به حمايت و اطاعت از خود جلب کند، با ارتشي 50 هزار نفره از طبس عازم واحه سيوه(Siwa) شد تا اقتدار معبد آمون را براي هميشه از بين ببرد.
بر اساس اسناد تاريخي، ارتش کمبوجيه پس از هفت روز پياده روي در صحرا به واحهاي که مورخان آنرا واحه الخرگا مينامند رسيده و پس از عبور از آن ديگر ديده نشد.
هرودوت در نوشته هاي خود آورده است: بادي از سمت جنوب برخاست و با خود ستونهاي عظيمي از گردبادهاي بزرگ همراه آورد، گردباهايي شديد و مرگ بار که در لحظهاي کوتاه تمام سپاه را در خود بلعيد و به يکباره ناپديد کرد.
يک قرن پس از هرودوت و در سال 332 پيش از ميلاد، اسکندر مقدوني در سفري به معبد آمون، خود را فرزند زئوس، همنام يوناني آمون ناميد و موفق به تاييد کاهن اعظم معبد نيز شد.
بدين سان داستان مفقود شدن ارتش کمبوجيه به تاريخ پيوست تا محققان به دليل نيافتن هيچگونه اثري از اين جنجگويان، آنرا به داستاني افسانهاي تبديل کنند.
اما اکنون، دو باستانشناس ايتاليايي به نامهاي آنجلو و آلفردو کاستيگليوني، که به لطف کشف "شهر طلايي" مصر باستان درحدود 20 سال پيش از شهرت و معروفيت قابل ملاحظهاي برخوردار شده اند، ادعا کرده اند که موفق به کشف بقاياي ارتشي شده اند که بر اثر طوفان شن ناپديد شده بودند.
آلفردو کاستيگليوني، رئيس مرکز پژوهشهاي بيابانشناسي سرزمينهاي شرقي درباره چگونگي کشف اين آثار چنين ميگويد: اکتشافات در سال 1996، همزمان با دورهاي که در حال بررسي برخورد شهاب سنگهاي آسماني در واحهاي کوچک در چند کيلومتري سيوا، نزديک مرز بحرين بوديم، صورت گرفت.
محققاني که در آن منطقه فعاليت ميکردند، حين حفاريهاي خود به صندوقي نيمه مدفون و بقايايي از استخوانهاي انساني برخورد کردند و در ادامه چيزي عجيب ، شبيه به يک پناهگاه را از زير خروارها خاک بيرون کشيدند.
به گفته اين باستانشناس، پناهگاه به دست آمده صخرهاي به طول 35 متر، ارتفاع 180 سانتيمترو عمق سه متر بود. اگرچه به گفته کاستيگليوني، وجود چنين سرپناههايي در صحراها طبيعي است، اما تنها يک نمونه از اين يافته در منطقه وسيع تحقيقاتي آنان به چشم ميخورد.
وي با بيان اينکه بررسيهاي صورت گرفته به وسيله دستگاههاي فلز ياب آنها را به سوي اشيا زرهي متعددي همچون، خنجرهاي برنزي و چندين سرنيزه کشاند گفت:ما از اشيا کوچکي صحبت ميکنيم که بسيار ارزشمند هستند. اولين نشانههاي به دست آمده از سلسله هخامنشيان و ارتش مفقود شده کمبوجيه، که پس از گذشت هزاران سال بر روي سطح شني صحرا در منطقهاي نزديک سيوا خود را نمايان ساخته اند.
آندرا کاگنتي،کارشناس زيورآلات باستاني با اشاره به دستبند و گوشواره کشف شده در اين منطقه ميگويد: بررسيهاي صورت گرفته روي اين گشواره نشان داد که سبک ساختن آن متعلق به دوره هخامنشيان بوده است. نمونههاي مشابهي از اين گونه گوشوارههاي نقرهاي نيز با قدمتي متعلق به سده پنجم پيش از ميلاد در حفاريهاي ترکيه به دست آمده بودند.
به گفته برادران کاستيگليوني، نتايج مطالعات آنها روي نقشههاي باستاني نشان داد که ارتش کمبويجه از مسيري معروف به راه کاروان رو که از واحههاي الداخله و الفرافره ميگذشت، عبور نکرده است.
آنجلو کاستيگليوني گفت: از قرن نوزدهم تا امروز، بسياري از باستانشناسان و کاوشگران، در مسير کاروان رو صحرا به جستجوهاي باستانشناسي خود پرداخته ولي موفق به کشف چيزي نشدند. حدس ما تغيير مسير اين ارتش است. مسيري که از جنوب آغاز ميشود. در حقيقت ما فهميديم که چنين مسيري در زمان دودمان هجدهم فراعنه مصر وجود داشته است.
به گفته وي، اين مسير فوايد بسياري داشت که يکي از آنها عقب راندن نيروهاي دشمن بود و ارتش نيز بدون هيچگونه مزاحمتي ميتوانست به پيشروي خود ادامه دهد و در عوض، در صورت تحت کنترل بودن يکي از واحه ها به دست نيروهاي مصري، ارتش کمبوجيه ميتوانست از مسير واحهاي ديگر به سمت آنها يورش ببرد.
باستانشناسان پس از بررسيهاي خود پايان نبرد نافرجام ارتش کمبوجيه را اينگونه توصيف کردهاند: سربازها به اين باور رسيده بودند که به مقصد رسيده اند، اما به جاي آن به بادهايي داغ، مهيب و باورنکردني موسوم به خمسين که از جنوب صحرا آغاز و سرتاسر مصر را فرا ميگرفت برخورد کردند. برخي زير اين صخرههاي بياباني پناه گرفتند،برخي به نقاطي نامعلوم گريختند و برخي ديگر نيز که احتمال نجاتشان نسبت به همقطاران خود بيشتر است، خود را به آب درياچه سيترا رسانده و گريختند.
اکنون درکنار انبوه استخوانهاي مدفون شده، مقادير زيادي از سرنيزهها و لجامهاي ازهم گسيخته اسبهاي ارتش کمبوجيه به چشم ميخورد، که منطقهاي گورستاني، مملو از جمجمهها و استخوانهاي در شن فرورفته را به وجود آورده اند.
آنجلينو کاستيگليوني، پس از دراختيار قرار دادن نتايج تحقيقات خود به مقامات مصري ميگويد، هدف ما برگشتن و دست کشيدن از تحقيقات نيست، زيرا مطمئنيم که باقي مانده اين ارتش عظيم ، جايي در همين نزديکي مدفون است. شايد در عمق پنج متري زير پاهايمان./109
|
|
|
1138
0
|
|