مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراثآریا در یادداشتی نوشت: در میانِ صفحاتِ تاریخِ معاصرِ «پامنار»، نامی میدرخشد که نه تنها پیونددهندهی دیروزِ پرفراز و نشیب به فردای روشن است، بلکه خودِ «بنیاد» است.
«صنعلی شهیزاده»، مردی که نامش با صبوریِ کوهها و زلالیِ دریاچه پامنار گره خورده، بیش از آنکه یک ساکن محلی باشد، حافظه زنده و تپنده این دیار است.
او از نسلی است که روستای گرشگری پامنار (pamenar village) را نه در کتابهای جغرافیایی، که با قدمهای خسته بر تنِ بیجادهی کوهستان لمس کرده است؛ مردی که بارها مسیر سخت پامنار تا دزفول را پایپیاده پیمود تا پیوندِ روستا با جهانِ بیرون هرگز قطع نشود. نامفامیلیاش از کوهی گرفته شده که در سفرنامهها نام «شهی» برای آن ذکر شده و امروزه «شاداب» خطاب میشود.
او که روزگاری در روستای کهن پامنار که امروزه در اعماق دریاچه سد دز مدفون است زیست میکرد و در زمانهای دیگر در اشکفتهای باستانی «قلعه شاداب» زیسته و وجببهوجبِ حیاطهای این دژِ تاریخی را با نگاهش نوازش کرده است. اکنون میراثدارِ هویتی است که جهان امروز، در سال ۱۴۰۵، آن را به رسمیت شناخته و نامزد دریافت مهر ثبت جهانی است.
صنعلی شهیزاده، آغازگرِ یک تحول بود. در روزگاری که گردشگری در این منطقه معنای غریبی داشت، او و خانوادهاش با آغوشی باز، نخستین میزبانانِ پامنار شدند. او تنها یک راه را نشان نداد، بلکه فرهنگِ میزبانی را در رگهای روستا جاری کرد. هرآنچه امروز در پامنار به عنوان «گردشگری» میبینیم، درختی است که بذرِ آن را صنعلی و خانوادهاش در زمینِ سختِ آن سالها کاشتند.
«ابوطالب شهیزاده» فرزند او که روزگاری دهیار هم بوده با دریافت نخستین کارت رسمی راهنمای گردشگری، مسیر را برای نسل بعد هموار کرد و خانوادهاش با برپایی اولین فروشگاه صنایعدستی، پیوندی میان هنرِ کهن و ذوقِ امروز برقرار ساختند. چه زیباست که نقوشِ باستانیِ تدفینیِ «قلعه شاداب»، به دستانِ توانمندِ این خانواده و با پیشگامی «هما شهیزاده»، بر تار و پودِ «کپوها» نشست تا تاریخِ این سرزمین نه در موزهها، که در دستانِ هنرمندان پامناری جان بگیرد.
مردانی چون «هادی علی بخشزاده» دهیار فعلی پامنار، سختکوشی بزرگان دیگری را دیده که امروزه چابک در همراهی با برخی افراد جامعه محلی (Village women and Youngers) و مسئولین میکوشد تا روستای گردشگری پامنار ثبت جهانی شود.
اما فراتر از اینها، صنعلی شهیزاده گنجینهای بیبدیل از قصهها و متلهای محلی است؛ روایاتی که سینه به سینه گشته و امروز به همتِ ثبت و ضبطِ دقیق، از گزند فراموشی مصون ماندهاند. او نه تنها راویِ قصههای گذشتگان است، که خود «کتابِ گویای» طبیعتِ منطقه است.
او با شناختی عمیق و حیرتانگیز، تمامی پرندگانِ بومی و گیاهانِ دارویی و وحشیِ این دیار را میشناسد؛ دانشی که ریشه در پیوندِ ناگسستنیِ او با خاک و آسمانِ پامنار دارد.
سفره صنعلی شهیزاده، امروز دیگر یک سفرهی خانوادگی نیست؛ میعادگاهِ بزرگانِ گردشگری، میراثبانانِ فرهنگی و پژوهشگرانی است که برای درکِ اصالت، بر سرِ این سفره نشستهاند تا از خرمنِ دانش و تجربهی او خوشهای بچینند.
صنعلی شهیزاده تنها ستونِ خانواده شهیزاده نیست؛ او ستونِ استوارِ پامنار است. مردی که با وجودِ گذشتِ دو دهه، همچنان سایهاش بر سرِ گردشگری این دیار گسترده است. او به ما آموخت که برای جهانی شدن، نباید از ریشهها فاصله گرفت؛ بلکه باید با تکیه بر حافظه تاریخی و مهماننوازیِ اصیل، جهان را به خانه خود دعوت کرد.
پامنار، اگر ثبتِ جهانی شود، این جهانی شدن مدیونِ مردانی چون صنعلی است که صبوری را از سنگهای قلعه شاداب، قصهها را از جانِ مردم، و سخاوت را از دریاچهاش آموختهاند.
انتهای پیام/
نظر شما