مهسا وهابی، باستانشناس، روایت آن صبح را چنین میگوید: ۲۷ آبان ۱۳۹۳، از مترو مولوی بیرون آمدم و ناگهان همهچیز غیرعادی شد؛ گونیهای خاک، سفالهای پراکنده و استخوانهایی که هرچه پیشتر میرفتم، بیشتر میشدند. حس کردم تاریخ دارد از زیر دستوپا صدا میدهد.
همین مشاهده ساده، جرقه یکی از بزرگترین کشفیات باستانشناسی تهران شد.
او که در ابتدا فقط «یک شهروند حساس» بود، نه باستانشناسی در حال مأموریت، آزمایشها را آغاز کرد: جمعآوری، کدگذاری و خبر کردن تیم کاوش.
محمداسماعیل اسماعیلیجلودار، سرپرست کاوش، ادامه میدهد: در محل کاوش، وقتی لایههای اسلامی کنار رفت، ظرف گورآوند ظاهر شد؛ کمی پایینتر، جمجمه یک تدفین. کاوش که گسترش یافت، به سه تدفین رسیدیم—و یکی از آنها کامل:بانویی ۴۰ ساله از هزاره پنجم پیشازمیلاد.
تاریخ تهران با این کشف ۲۰۰۰ سال عقب رفت و این زن، شد «بانوی ۷۰۰۰ ساله تهران».
بازسازی چهرهاش، انتشار مقالهها، توجه جهانی و دگرگونی فهم ما از گذشته تهران نشان داد که این کشف یک احضار تاریخی بود؛ صدای یک زن از دل خاک که میگفت تهران، ریشهدارتر از تصور ماست.
و حالا، پیوند این روایت با روز زن: کشف بانوی ۷۰۰۰ ساله، چهرهای زنانه به آغاز تاریخ تهران بخشید. روایتی که مهسا وهابی با دقت و جسارت زنانه آغاز کرد و منجر شد به شناسایی زنی که هزاران سال پیش در همین خاک زیسته، زیست ساخته و اکنون سخن میگوید.
این مجموعه به یادآوری نقش زن در تاریخ ایران تقدیم میشود؛از بانوی نوسنگی که از دل خاک برخاست، تا بانوی باستانشناسی که صدایش را شنید و آن را به جهان رساند.
انتهای پیام/
نظر شما