داود طالبی فعال رسانه به مناسبت روز همدان در یادداشتی نوشت: بیشتر شهرهای تاریخی ایران را میتوان در یک قاب خلاصه کرد: مجموعهای از بناها، چند کتیبه، یک آرامگاه و روایتی که بارها تکرار شده. همدان اما از این قاب بیرون میزند. نه به این دلیل که جاذبههایش بیشتر است، بلکه به این دلیل که تداومش عمیقتر و تناقضش زندهتر است.
این شهر بیش از دو هزار سال نام عوض کرده — هگمتانه، اکباتان، هنگمتانه، همدان — اما هرگز خاموش نشده. حکومتها آمده و رفتهاند، زبانها عوض شدهاند، لایههای معماری روی هم نشسته، اما زندگی قطع نشده است. همین استمرار، همدان را از یک محوطه باستانی متمایز میکند و همزمان مسئولیت سنگینی بر دوشش میگذارد: چگونه شهری که اینهمه زیسته، هنوز باید برای دیده شدن تلاش کند؟
ثبت جهانی هگمتانه در سال ۲۰۲۴ این تناقض را آشکارتر کرد. یونسکو تأیید کرد که اینجا یکی از کهنترین مراکز سکونت پیوسته ایران است. اما ثبت جهانی، برخلاف تصور رایج، نه پایان کار است و نه آغاز معجزه. تجربه جهان نشان میدهد که بسیاری از محوطههای ثبتشده، پس از جشن و خبر، به حال خود رها میشوند و تنها عنوانی بر تابلوهای ورودی میمانند. همدان اکنون در همین نقطه ایستاده است: میان افتخار رسمی و واقعیت روزمره.
واقعیت این است که گردشگر امروز دیگر فقط به دنبال دیدن سنگ و آجر نیست. او به دنبال تجربه است؛ تجربهای که تاریخ را به زندگی پیوند بزند. همدان ظرفیت این تجربه را دارد: از کتیبههای گنجنامه که قدرت هخامنشی را بر سنگ حک کردهاند، تا دوبیتیهای باباطاهر که هنوز در گوشها میپیچد، از اندیشه بوعلیسینا که قرنها مرزهای دانش را جابهجا کرد، تا سفال لالجین که دست انسان را به خاک متصل میکند و الوند که جغرافیا را به هویت بدل کرده است. اما این عناصر هنوز به یک روایت منسجم تبدیل نشدهاند. هر کدام جداگانه معرفی میشوند و پیوند میانشان ضعیف است.
سال ۲۰۱۸ که همدان بهعنوان پایتخت گردشگری آسیا انتخاب شد، فرصتی مشابه پیش آمد. ستاد تشکیل شد، رویداد برگزار گردید، اما نتایج پایدار محدود ماند. اکنون با ثبت جهانی، آزمون سختتری پیش روست. اینبار دیگر نمیتوان به شعار و همایش بسنده کرد. زیرساخت، روایت حرفهای، آموزش نیروی انسانی، حفاظت فعال از بافت تاریخی و پیوند اقتصاد محلی با گردشگری، معیارهای واقعی موفقیتاند.
پرسش اساسی اینجاست: همدان میخواهد موزهای باشد که مردم در آن زندگی میکنند، یا شهری زنده که موزهاش را در خود حل کرده است؟ تفاوت این دو، تفاوت میان نگهداری و آفرینش است. نگهداری، گذشته را حفظ میکند. آفرینش، گذشته را به زبان حال ترجمه میکند و به آینده میسپارد.
روز همدان فرصتی است تا این پرسش را جدی بگیریم. این شهر را نمیتوان در یک جاذبه یا یک عنوان خلاصه کرد. همدان نه فقط هگمتانه است، نه فقط بوعلی، نه فقط باباطاهر. همدان روایتی است که هنوز کامل نوشته نشده و هر نسل میتواند فصل تازهای به آن بیفزاید — یا آن را ناتمام بگذارد.
و شاید راز ماندگاریاش همین باشد: شهری که تاریخ را پشت سر نگذاشته، بلکه هنوز در حال نوشتن آن است.
انتهای پیام/
نظر شما