بکر بودن، حقیقتِ بوم‌گردی

علیرضا اباذری میکلایی کارشناس امور بومگردی در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: برای هر پدیده‌ای در دنیا، یک شاخصه مهم و ویژه وجود دارد که بدون آن، پدیده در میان هجمه‌ها گم می‌شود. مثلاً شاخصه مهمِ «حق»، عریانیِ آن است؛ حق اگر به دست این و آن بیفتد و هر کسی بر آن شال و کلاه و قبایی بیندازد، نه تنها زیبایی‌اش را از دست می‌دهد، بلکه از مسیر اصلی‌اش خارج شده و به امری مشمئزکننده بدل می‌گردد.
همیشه در ایام انجام وظیفه‌ام در واحد بوم‌گردی، اعتقاد داشتم که بالاترین و ویژه‌ترین شاخصِ بوم‌گردی، «بکر بودن» آن است. اگر دستِ مشاطه‌یِ «توسعه و تکنولوژی» به صورت این دخترک زیبای روستایی کشیده شود، بدون شک، او را از آن چشم‌نوازی و دل‌چسبی بیرون می‌کشد.
بکر بودنِ بوم‌گردی برای من همیشه مانند «تعزیه» جلوه می‌کرد؛ مراسم تعزیه علی‌رغم پیشرفت سلاح‌ها و ادوات جنگی، باز با همان شمشیر و کلاه و سپر اجرا می‌شود و هیچ‌گاه به جای شمشیر، هفت تیر به دست نمی‌گیرند. بوم‌گردی نیز ورکشاپِ زندگی مردمی است که روزگاری در کنار طبیعت، به طبیعی‌ترین شکل ممکن زیسته‌اند. استانداردسازیِ بوم‌گردی، یعنی پذیرفتن قاعده «چوب آهنی» در فلسفه؛ که خود امری بسیار پارادوکسیکال است.
همان‌طور که برای مناطق سخت و صعب‌العبور، «آفرودها» پیش‌قراول‌اند و آن را آزاد کردنِ آدرنالین می‌دانند و با ماشین‌های میلیاردی در لجن‌ها و سنگلاخ‌ها فراز و فرود دارند و به هیچ‌چیز جز هیجان نمی‌اندیشند؛ عده‌ای هم پیدا می‌شوند که خواهانِ «بکر بودنِ زندگی در دل طبیعت» هستند؛ جایی که صدایی جز صدای زنگ و تالِ گاو و گوسفند، واق‌واق سگان روستا، قوقولی‌قوقوی کاکل زری ها، قدقدقدای خانم مرغه بعدمرواریدش، ودوشیدنِ گاو و تلِم‌زدنِ ماست، نشوند!
بکر بودنِ بوم‌گردی یعنی هنوز هم صدای چرخِ چاه در وسط حیاط باشد، تا یادِ دستان لرزان مادربزرگ در بالا کشیدنِ آب از چاه را زنده کند. ستون‌های چوبی، حلب‌های سوخته و بوی دیوار کاه گلی، و کاتی میان اتاق و پلورهای سیاه؛ و تاقچه‌های فرورفته در دیوار با پرده‌های سفیدِ آویزان به میخِ طویله، که مانند روبند سفید بر چهره عروس خودنمایی می‌کنند. بوم‌گردی مانند دخترک زیبای چوپانی است که بی‌ژل و بوتاکس و میکاپ، دلبری می‌کند؛ و دست‌کاریِ آن، «سیما» یعنی فریب و ریا در زیبایی است.
مازندران، این خطه سبزفام ایران، با زیباترین کلکسیونِ زیست‌گاه مردمان گذشته، نیازی به همت و درک بالای متولیان امر دارد تا دستِ مشاطه‌گران را از سیمایِ بکرِ این عروسِ خوبان کوتاه کنند؛ تا پلِ دیداری و شنیداریِ نسل‌های آینده و گذشته، فرو نریزد.
 

انتهای پیام/

کد خبر 1405062902500
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha