محمدرضا اکبری، سرپرست ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان در یادداشتی نوشت: در ادبیات توسعه معاصر، شهرها دیگر تنها با شاخصهای کالبدی، جمعیتی یا موقعیت جغرافیایی شناخته نمیشوند. آنچه یک شهر را در عرصه ملی و بینالمللی متمایز میکند، توانایی آن در تبدیل سرمایههای فرهنگی، تاریخی و انسانی به مزیتهای پایدار اقتصادی و اجتماعی است.
در چنین نگاهی، فرهنگ نه یک موضوع حاشیهای، بلکه یکی از مهمترین پیشرانهای توسعه به شمار میآید و میتواند زمینهساز خلق ثروت، اشتغال، هویت و پویایی اجتماعی باشد.
در همین چارچوب، مفهوم «شهر جهانی صنایعدستی» شکل گرفته است؛ عنوانی که به شهرهایی اعطا میشود که توانستهاند یک هنر سنتی را از سطح یک فعالیت تولیدی فراتر برده و آن را به بخشی از هویت، اقتصاد، برند شهری و زندگی روزمره خود تبدیل کنند. از این منظر، شهر جهانی بودن تنها یک افتخار نمادین نیست، بلکه بیانگر ظرفیتهای انباشتهشده یک جامعه و در عین حال نشاندهنده مسئولیتهای سنگینی است که برای حفظ، تقویت و ارتقای این جایگاه باید پذیرفت.
لالجین بیتردید یکی از موفقترین نمونههای این الگو در ایران و حتی منطقه به شمار میرود. شهری که نام آن با سفال عجین شده و سفالگری در آن صرفا یک حرفه نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی، فرهنگ عمومی و شیوه زیست مردم محسوب میشود. کمتر شهری را میتوان یافت که یک هنر سنتی تا این اندازه در تار و پود زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن تنیده شده باشد.
انتخاب لالجین به عنوان شهر جهانی سفال در سال ۱۳۹۵، حاصل دههها تلاش هنرمندان، استادکاران، تولیدکنندگان و فعالان این حوزه بود. این عنوان جهانی در واقع تایید ظرفیتهایی بود که سالها پیش از ثبت جهانی در این شهر شکل گرفته بود؛ ظرفیتهایی که لالجین را به یکی از مهمترین کانونهای تولید سفال و سرامیک کشور و یکی از شناختهشدهترین برندهای صنایعدستی ایران تبدیل کرده است.
اما در این میان یک پرسش اساسی مطرح میشود؛ آیا جهانی شدن نقطه پایان است؟ واقعیت آن است که جهانی شدن آغاز مرحلهای جدید و البته دشوارتر است. تجربه شهرهای موفق جهان نشان میدهد حفظ جایگاه جهانی به مراتب سختتر از دستیابی به آن است. شهرهای جهانی موفق، شهرهایی هستند که به صورت مستمر خود را بازآفرینی میکنند، به نیازهای بازارهای جدید پاسخ میدهند، نوآوری را در کنار اصالت قرار میدهند و میان حفاظت از میراث و الزامات توسعه تعادل برقرار میکنند.
امروز لالجین بسیاری از شاخصهای یک شهر جهانی صنایعدستی را در اختیار دارد؛ از پیشینه تاریخی و شهرت ملی و بینالمللی گرفته تا حضور گسترده هنرمندان، کارگاههای تولیدی، بازارهای تخصصی، ظرفیت صادراتی و نقش مؤثر صنایعدستی در اقتصاد محلی. این مزیتها سرمایههای بزرگی هستند که کمتر شهری از آن برخوردار است.
با این حال، اگر بخواهیم با نگاهی واقعبینانه به آینده بنگریم، باید بپذیریم که مسیر پیشرو همچنان نیازمند تلاش، برنامهریزی و نوآوری است. ارتقای منظر شهری متناسب با جایگاه جهانی، توسعه زیرساختهای گردشگری، ایجاد فضاهای نوین عرضه و معرفی محصولات، تقویت بازاریابی بینالمللی، توسعه صادرات، حمایت از نسل جوان هنرمندان، بهرهگیری از فناوریهای نوین و تکمیل زنجیره ارزش سفال از جمله اقداماتی است که میتواند جایگاه لالجین را بیش از پیش تثبیت کند.
در این میان، گردشگری فرهنگی میتواند یکی از مهمترین پیشرانهای توسعه آینده لالجین باشد. امروز گردشگران بیش از هر زمان دیگری به دنبال تجربههای اصیل فرهنگی، آشنایی با شیوههای سنتی تولید، حضور در کارگاههای هنری و ارتباط مستقیم با فرهنگ بومی هستند. لالجین با برخورداری از میراث ارزشمند سفالگری، ظرفیت آن را دارد که علاوه بر یک مرکز تولید صنایعدستی به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری فرهنگی کشور و منطقه تبدیل شود؛ مقصدی که در آن هنر، اقتصاد و گردشگری در کنار یکدیگر به خلق ارزش و اشتغال پایدار منجر شوند.
در واقع، آینده لالجین تنها در تولید بیشتر سفال خلاصه نمیشود، آینده این شهر در تبدیل شدن به یک مقصد بینالمللی گردشگری فرهنگی، یک مرکز خلاقیت و نوآوری در صنایعدستی، یک پایگاه آموزشی برای انتقال دانش سنتی و یک الگوی موفق از اقتصاد فرهنگ نهفته است. جهان امروز به دنبال تجربههای اصیل فرهنگی است و لالجین از این منظر ظرفیت آن را دارد که به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری فرهنگی ایران تبدیل شود.
در سالهای اخیر بارها از مفهوم «اقتصاد فرهنگ» سخن گفته شده است؛ مفهومی که بر نقش میراثفرهنگی و صنایعدستی در خلق ثروت، اشتغال و توسعه پایدار تاکید دارد. لالجین یکی از ملموسترین نمونههای تحقق این مفهوم است؛ شهری که نشان داده حفاظت از میراثفرهنگی نه مانعی برای توسعه، بلکه زمینهای برای رونق اقتصادی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی مردم است.
از این رو، حفظ و ارتقای جایگاه جهانی لالجین تنها وظیفه یک دستگاه اجرایی نیست؛ این ماموریتی مشترک میان هنرمندان، بخش خصوصی، دانشگاهها، رسانهها، مدیریت شهری، نهادهای دولتی و مردم است. هر اندازه این همافزایی و مشارکت تقویت شود، امکان بهرهبرداری از فرصتهای جهانی نیز افزایش خواهد یافت.
لالجین امروز یکی از درخشانترین برندهای فرهنگی ایران است؛ برندی که از دل خاک شکل گرفته اما به نمادی از هویت، خلاقیت و توانمندی ایرانی تبدیل شده است. این شهر اگر بتواند میان اصالت تاریخی، خلاقیت هنرمندان، ظرفیتهای گردشگری و الزامات اقتصاد امروز پیوندی پایدار برقرار کند، نه تنها جایگاه خود را در شبکه شهرهای جهانی صنایعدستی حفظ خواهد کرد، بلکه میتواند به یکی از موفقترین نمونههای اقتصاد فرهنگ در ایران و منطقه تبدیل شود. آینده این شهر میتواند بسیار فراتر از آن چیزی باشد که امروز شاهد آن هستیم؛ مشروط بر آنکه جهانی شدن را نه یک عنوان، بلکه مسیری مستمر برای رشد، نوآوری و توسعه بدانیم.
انتهای پیام/
نظر شما