پریسا شاهوردی، معمار و عضو هیئت علمی دانشگاه ملی مهارت در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با تشریح الزامات بازطراحی گردشگری گیلان در عصر تحول دیجیتال و هوشمصنوعی، اظهار کرد: گیلان را نمیتوان با جاذبههای طبیعی آن معرفی کرد، آنچه این سرزمین را به مقصدی متمایز تبدیل میکند، پیوند عمیق طبیعت با معماری، شیوه زندگی، خوراک، صنایعدستی، آیینها و حافظه جمعی مردمان آن است، ظرفیتی که باید مبنای سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه گردشگری قرار گیرد.
او با اشاره به ضرورت عبور از نگاه کمی به توسعه گردشگری افزود: در الگوی نوین گردشگری، موفقیت یک مقصد را نمیتوان با افزایش تعداد اقامتگاهها، شمار گردشگران یا میزان درآمد ارزیابی کرد، بلکه باید سنجید که گردشگری تا چه اندازه به تقویت اقتصاد محلی، حفاظت از میراثفرهنگی و طبیعی، ایجاد فرصتهای پایدار اشتغال و ارتقای کیفیت زندگی جوامع میزبان منجر شده است.
بومگردی؛ پیوند معماری بومی، هویت سرزمینی و تجربه زیسته گردشگر
شاهوردی با تاکید بر اینکه اقامتگاه بومگردی باید بهمثابه بخشی از هویت و تجربه مقصد تعریف شود، تصریح کرد: اقامتگاه بومگردی میتواند بازتابی از رابطه انسان با سرزمین و حامل بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی آن باشد.
این معمار و عضو هیئت علمی دانشگاه ملی مهارت ادامه داد: خانهای که برآمده از الگوی معماری بومی است، ایوانی که مرز میان فضای زندگی و طبیعت را به پیوندی سیال تبدیل میکند، غذایی که از محصولات همان منطقه تهیه میشود و میزبانی که فرهنگ و خاطره مکان را روایت میکند، همگی اجزای یک تجربه گردشگری اصیل هستند.
او خاطرنشان کرد: در چنین برداشتی، معماری بومی، منظر طبیعی، تولیدات محلی و فرهنگ میزبانی، اجزای بههمپیوسته یک نظام هویتی به شمار میروند که ارزش مقصد را شکل میدهد.
شاهوردی با بیان اینکه گیلان از ظرفیتهای متنوعی برای توسعه این الگو برخوردار است، گفت: شالیزارها، جنگلها، تالابها، رودخانهها، باغها، خانههای بومی، بازارهای محلی، خوراک منطقهای، صنایعدستی و آیینهای زنده، مجموعهای از سرمایههای فرهنگی و طبیعی هستند که میتوانند زمینهساز شکلگیری تجربههای متنوع، هویتمحور و متمایز گردشگری باشند.
هوشمصنوعی؛ فرصتی برای بازتعریف زنجیره ارزش گردشگری گیلان
این استاد دانشگاه با اشاره به تحول دیجیتال در صنعت گردشگری و اهمیت موضوع روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶، عنوان کرد: هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال در حال تغییر شیوه انتخاب مقصد، الگوهای تصمیمگیری گردشگران، عملکرد کسبوکارهای گردشگری و طراحی تجربه سفر هستند، ازاینرو، بهرهگیری هدفمند از این ظرفیتها باید به بخشی از دستورکار توسعه گردشگری کشور تبدیل شود.
او افزود: بازطراحی گردشگری الزاما به معنای کنارگذاشتن داشتههای گذشته یا جایگزینی الگوهای بومی با فناوریهای جدید نیست، بلکه میتواند به معنای بازشناسی ظرفیتهایی باشد که تاکنون کمتر دیده شدهاند و فراهمکردن امکان معرفی، مدیریت و بهرهبرداری مسئولانه از آنها در مقیاسی گستردهتر.
شاهوردی با تشریح نقش ابزارهای دیجیتال در توسعه کسبوکارهای کوچک گردشگری اظهار کرد: یک اقامتگاه روستایی که پیشتر به معرفی محلی و شبکههای محدود ارتباطی وابسته بود، اکنون میتواند با بهرهگیری از تولید محتوای چندزبانه، روایت تصویری و تعاملی مقصد، ارتباط مستقیم با گردشگران و تحلیل رفتار مخاطبان، به بازارهای جدید دسترسی پیدا کند.
او ادامه داد: این ظرفیت برای کسبوکارهای کوچک و جوامع محلی اهمیت ویژهای دارد، زیرا امکان معرفی مستقل خدمات، عرضه محصولات بومی، توسعه ارتباط با گردشگران و حضور مؤثرتر در زنجیره ارزش گردشگری را فراهم میکند.
این معمار و پژوهشگر با اشاره به کاربردهای هوش مصنوعی در مدیریت گردشگری بیان کرد: تحلیل الگوهای رفتاری گردشگران، پیشنهاد تجربههای متناسب با علایق مخاطبان، طراحی مسیرهای سفر با توجه به فصل و ظرفیت مقصد، ترجمه و پاسخگویی چندزبانه، تولید محتوای تخصصی و پشتیبانی از مدیریت خدمات، از جمله ظرفیتهایی است که میتواند به ارتقای کیفیت تجربه سفر و افزایش بهرهوری کسبوکارهای گردشگری کمک کند.
اصالت؛ خط قرمز بازطراحی گردشگری در عصر فناوری
شاهوردی با تاکید بر ضرورت صیانت از هویت مقصد در فرایند دیجیتالیشدن گردشگری، اظهار کرد: پرسش بنیادین این است که اگر فناوری قرار است گردشگری را بازطراحی کند، کدام مؤلفهها باید از هرگونه یکسانسازی و بازتعریف غیرمسئولانه مصون بمانند؟ پاسخ این پرسش را باید در اصالت فرهنگی، هویت سرزمینی و حق جوامع محلی برای روایت و صیانت از شیوه زندگی خود جستوجو کرد.
او افزود: بومگردی زمانی معنا و اعتبار واقعی خود را حفظ میکند که مقصد، هویت و ویژگیهای منحصربهفرد خود را از دست ندهد. اگر همه اقامتگاهها با زبانی مشابه معرفی شوند، تجربههای گردشگری بر اساس الگوهای یکسان طراحی شوند و مقصدها برای جلب توجه بازار به نسخههایی مشابه از یکدیگر تبدیل شوند، فناوری به جای تقویت تنوع فرهنگی و جغرافیایی، به عاملی برای تضعیف تمایز مقصدها تبدیل خواهد شد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه ملی مهارت تصریح کرد: هوش مصنوعی باید توانمندساز باشد، نه جایگزین انسان و فرهنگ. این فناوری میتواند به روایت بهتر داستان یک خانه بومی کمک کند، اما نباید جای روایت صاحب خانه را بگیرد؛ میتواند مسیرهای گردشگری را پیشنهاد دهد، اما نباید تجربه زیسته جامعه محلی را به مجموعهای از مسیرهای از پیش تعیینشده تقلیل دهد.
او خاطرنشان کرد: فناوری زمانی در خدمت توسعه گردشگری قرار میگیرد که به حفظ هویت محصولات محلی، تقویت ارتباط میان گردشگر و جامعه میزبان و انتقال دقیقتر ارزشهای فرهنگی و طبیعی کمک کند، نه اینکه اصالت مقصد را در فرایند بازاریابی و تجاریسازی از میان ببرد.
دیجیتالیسازی؛ از بازاریابی گردشگری تا مدیریت پایدار منابع
شاهوردی با اشاره به ضرورت پیوند میان تحول دیجیتال و الزامات توسعه پایدار گفت: کارکرد فناوری در گردشگری نباید به تبلیغات، بازاریابی و جذب گردشگر محدود شود، بلکه ابزارهای دیجیتال میتوانند در مدیریت منابع، کاهش فشارهای زیستمحیطی و ارتقای تابآوری مقاصد نیز نقش مؤثری ایفا کنند.
او ادامه داد: اقامتگاههای بومگردی با بهرهگیری از سامانههای پایش مصرف آب و انرژی، کنترل هوشمند تجهیزات، مدیریت پسماند و تحلیل دادههای محیطی میتوانند به سمت استفاده بهینه از منابع حرکت کنند. این رویکرد، فناوری را از یک ابزار معرفی و فروش خدمات فراتر میبرد و آن را به بخشی از نظام مدیریت پایدار مقصد تبدیل میکند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر ضرورت توجه به ظرفیت تحمل محیطی و فرهنگی مقصدها افزود: در گیلان، توسعه گردشگری باید با حساسیت نسبت به ویژگیهای اکولوژیک جنگلها، تالابها، شالیزارها و سکونتگاههای روستایی همراه باشد. بهرهگیری از داده و ابزارهای هوشمند میتواند به شناخت الگوهای سفر، مدیریت بهتر جریان گردشگران و تصمیمگیری آگاهانهتر درباره ظرفیت پذیرش مقصد کمک کند.
او تصریح کرد: معیار اصلی در این زمینه، افزایش صرف حجم فعالیت گردشگری نیست، بلکه دستیابی به الگویی است که منافع اقتصادی را با حفاظت از سرمایههای طبیعی و فرهنگی و حقوق جوامع میزبان متوازن کند.
توانمندسازی زنان و جوانان؛ حلقه کلیدی توسعه بومگردی هوشمند
شاهوردی با اشاره به نقش زنان و جوانان در توسعه اقتصاد گردشگری محلی بیان کرد: بخش قابل توجهی از ظرفیت بومگردی در فعالیتهایی همچون مدیریت اقامتگاه، تهیه و عرضه غذاهای بومی، تولید صنایعدستی، فرآوری محصولات محلی و روایت فرهنگ منطقه متجلی میشود؛ حوزههایی که میتوانند زمینهساز مشارکت اقتصادی گستردهتر زنان و جوانان باشند.
او افزود: دسترسی به ابزارهای دیجیتال، آموزش مهارتهای فناورانه و استفاده آگاهانه از هوش مصنوعی میتواند فرصتهای تازهای برای حضور مؤثرتر این گروهها در زنجیره ارزش گردشگری ایجاد کند و زمینه توسعه کسبوکارهای محلی را گسترش دهد.
این معمار و عضو هیئت علمی دانشگاه ملی مهارت تاکید کرد: تحقق این ظرفیت، مستلزم توجه همزمان به زیرساختهای ارتباطی، آموزش تخصصی، دسترسی عادلانه به منابع و حمایت از کسبوکارهای کوچک است. بدون فراهمکردن این الزامات، بهرهمندی از فرصتهای تحول دیجیتال ممکن است بهصورت نامتوازن توزیع شود و بخشی از جوامع محلی از منافع آن محروم بمانند.
بازطراحی رابطه انسان، فناوری و مقصد؛ افق آینده گردشگری گیلان
شاهوردی در جمعبندی دیدگاه خود درباره آینده بومگردی گیلان در عصر هوش مصنوعی گفت: دیجیتالیشدن گردشگری را نباید ورود ابزارهای جدید به یک ساختار موجود دانست، مسئله اصلی، بازتعریف رابطه میان فناوری، انسان و مقصد است، رابطهای که در آن، فناوری به جای حذف تفاوتها، امکان دیدهشدن آنها را فراهم کند و به جای تمرکز منافع در چند مقصد شناختهشده، فرصت حضور و رقابت را برای کسبوکارهای کوچک و جوامع محلی افزایش دهد.
او خاطرنشان کرد: برای گیلان، این رویکرد فرصتی راهبردی است تا توسعه بومگردی از الگوی مبتنی بر افزایش صرف تعداد گردشگران فاصله بگیرد و به سمت ارتقای کیفیت تجربه سفر، تقویت اقتصاد محلی، حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی و بهبود رابطه گردشگری با محیط زندگی جوامع میزبان حرکت کند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه ملی مهارت تاکید کرد: آینده بومگردی نه در بازگشت صرف به گذشته و نه در پذیرش بیقیدوشرط فناوری، بلکه در ایجاد پیوندی متوازن میان اصالت و نوآوری، میراث و فناوری، جامعه محلی و بازارهای جدید شکل میگیرد.
شاهوردی در پایان اظهار کرد: شاید بازطراحی گردشگری، پیش از آنکه بازطراحی مقصدها باشد، بازطراحی رابطه ما با مقصدهاست؛ رابطهای که در آن فناوری نه در برابر میراث و جامعه، بلکه در کنار آنها قرار میگیرد و به هر سرزمین امکان میدهد روایت منحصربهفرد خود را روشنتر، گستردهتر و مسئولانهتر بیان کند. در چنین نگاهی، هوش مصنوعی قرار نیست جای انسان، فرهنگ یا مکان را بگیرد، قرار است به ما کمک کند آنچه را در یک مقصد ارزشمند است بهتر بشناسیم، بهتر مدیریت کنیم و بهتر به دیگران معرفی کنیم. شاید معنای واقعی بازطراحی بومگردی گیلان در عصر هوش مصنوعی نیز همین باشد: فناوری در خدمت سرزمین، نه سرزمین در خدمت فناوری.
انتهای پیام/
نظر شما