احمد رجبی راغب کارشناس رسانه و فعال حوزه گردشگری در یادداشتی نوشت: گردشگری در حال طی کردن مسیر جدیدی است و رویکرد جدیدی در گردشگری در حال شکلگیری است که این مفهوم را میتوان گردشگری تجربه محور نامید. گردشگری تجربه محور مفهوم جدیدی از گردشگری است که بیانگر تمایلات و نگرش جدید گردشگران از مفهوم سفر و گردشگری است. در این رویکرد و مسر جدید لالجین نیز مستثنی نبوده و باید خود را با شرایط موجود وفق دهد.
لالجین تنها یک نام در نقشه جغرافیایی نیست؛ او روایتی زنده از پیوند میان خاک و هنر است. سفالگری در این شهر، تنها یک صنعت یا یک معیشت نیست، بلکه زبان مادری این خاک است که نسل به نسل با صبر و عشق به گوش جهان رسیده است.
وقتی «تجربه»، مقصد است
برای درک نیاز امروز لالجین، باید بدانیم که جهان در حال عبور از یک دوران است. گردشگری در حال گذار از عصری است که در آن «جاذبه» معیار اصلی مقصد سفر محسوب میشد، به عصری است که در آن «تجربه» خودِ مقصد است.
گردشگر امروز، با وسعت دید متفاوت، دیگر صرفاً به دنبال مشاهده یک منظره، بازدید از یک بنای تاریخی یا ثبت تصویری ساده از یک روستا نیست. او از مرحله «تماشاگر» عبور کرده و به دنبال «مشارکت» است. او میخواهد برای مدتی کوتاه، بخشی از زندگی، فرهنگ، طبیعت و روایت مقصد را زندگی و لمس کند. این تحول، صرفاً یک تغییر در سلیقه گردشگر نیست؛ بلکه یک تغییر بنیادین در منطق تولید و مصرف محصول گردشگری است. در این منطق جدید، محصول تنها آن شیء سفالی نیست که در دست گرفته میشود، بلکه آن «احساسی» است که در حین ساخت، در ذهن و روح گردشگر حک میشود.
سفالگری لالجین؛ فراتر از یک کالا
در این مسیر جدید، سفالگری لالجین باید از سطح یک «جاذبه دیدنی» به سطح یک «تجربه زیسته» و «محصول معنایی» ارتقا یابد. ما نباید فقط سفال را عرضه کنیم، بلکه باید «فرآیند خلق سفال» را به عنوان یک کالا عرضه کنیم. وقتی گردشگر سفالی را میخرد، در واقع بخشی از زمان، تمرکز و هنر هنرمند را با خود به خانه میبرد. اگر بتوانیم این مفهوم را نهادینه کنیم، سفالگری از یک کالای مصرفی، به یک «خاطره ملموس» تبدیل خواهد شد.
نیاز احیای کارگاههای سنتی
برای تحقق این رویکرد، بازگشت به ریشهها الزامی است. کارگاههای سنتی نباید تنها به عنوان مکانهای تولید انبوه کالا دیده شوند، بلکه باید به عنوان «مراکز انتقال دانش» و «صحنههای نمایش هنر» بازتعریف شوند. احیای این کارگاهها مستلزم حمایت از اساتید بزرگ و ایجاد بستری برای ورود نسل جوان است تا این چرخه تجربه و تولید هرگز قطع نشود. این کارگاهها باید قلب تپنده شهر باشند، جایی که گردشگر میتواند با نشستن پشت چرخ سفالگری، با خیسیِ گل و چالشهای شکل دادن به آن، با تاریخ لالجین پیوند بخورد.
زیرساخت؛ ستونهای پایداری در دنیای مدرن
هنر بدون زیرساخت، بیتکیهاست. برای اینکه گردشگر پس از تجربه اولیه، تصمیم بگیرد در لالجین بماند و با آن پیوند برقرار کند، باید زیرساختهای لازم را فراهم کنیم. ما نیازمند ایجاد اکوسیستمی هستیم که شامل موارد زیر باشد:
- اقامتگاههای تجربهمحور: اقامتگاههایی که با معماری و فرهنگ محلی عجین شدهاند و خود بخشی از تجربه گردشگر هستند.
- مسیرهای گردشگری فرهنگی: ایجاد پیوند منطقی میان کارگاهها، موزه و فضاهای باز شهری.
- تسهیلات خدمات گردشگری استاندارد: از خدمات رفاهی گرفته تا نقشههای دیجیتال و راهنمایان محلی که قادر به روایت داستانهای لالجین باشند.
لالجین پتانسیل تبدیل شدن به یک قطب جهانیِ «گردشگری خلاق» را دارد. اما این مسیر، از تکروی نمیگذرد؛ از همافزایی میان هنرمندان، فعالان اجتماعی، مدیریت شهری و بخش خصوصی میگذرد. ما باید لالجین را نه فقط شهری برای «خرید سفال»، بلکه مقصدی برای «زیستن با هنر» معرفی کنیم.
زمان آن رسیده که خاک لالجین را با نگاهی مدرن و ابزاری هوشمند، دوباره به شکلی نو و باشکوه قالبگیری کنیم.
انتهای پیام/

نظر شما