غلامعلی رجایی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به پیوند عمیق ادبیات و عرفان در فرهنگ ایرانی، اظهار کرد: ایران را نمیتوان فقط سرزمینی برخوردار از پیشینه تاریخی و آثار ارزشمند فرهنگی دانست، این سرزمین مهد ادب و عرفان است و بخش مهمی از هویت تمدنی آن در اندیشه، آثار و سلوک بزرگان ادب و معرفت تبلور یافته است.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه ادبیات و عرفان در سنت فرهنگی ایران دو حوزه منفک از یکدیگر نیستند، افزود: حکیمانی همچون فردوسی، حافظ، سعدی، عطار و مولوی، از ارکان شکلگیری و تداوم این هویت فرهنگی هستند و آثار و اندیشههای آنان ظرفیت کمنظیری برای توسعه گردشگری ادبی و عرفانی و تعمیق شناخت مخاطبان داخلی و خارجی از فرهنگ ایران فراهم میکند.
او ادامه داد: با وجود این پشتوانه گسترده تاریخی و فرهنگی، هنوز از بخش مهمی از ظرفیتهای شخصیتهای برجسته ادبی و عرفانی کشور، از جمله شمس تبریزی، بهصورت شایسته در حوزه گردشگری بهرهبرداری نشده است، در حالی که بازشناسی این چهرهها و معرفی اندیشه و میراث آنان میتواند زمینهساز شکلگیری تجربههای فرهنگی عمیقتر و توسعه مقصدهای گردشگری ادبی در ایران باشد.
گردشگری ادبی؛ فراتر از بازدید از آرامگاهها
رجایی با تاکید بر ضرورت عبور از رویکرد مکانمحور در معرفی جاذبههای ادبی و عرفانی کشور تصریح کرد: زیارت و بازدید از آرامگاهها و یادمانهای بزرگان ادب و عرفان نباید فقط به حضور در یک مکان و تجربهای گذرا محدود شود. اگر گردشگری ادبی بهدرستی طراحی و اجرا نشود، بازدیدکننده تنها یک مکان را میبیند، بیآنکه با شخصیت تاریخی، اندیشه، آثار و پیام فرهنگی صاحب آن مکان آشنا شود.
این پژوهشگر با اشاره به اهمیت ارتقای محتوای فرهنگی مقصدهای گردشگری اظهار کرد: ضروری است در آرامگاهها، یادمانها و مکانهای مرتبط با مشاهیر ادبی و عرفانی، زیرساختهای معرفی و انتقال دانش، از جمله اطلاعات مستند، راهنماهای آگاه، روایتهای تاریخی و محتوای متناسب با گروههای مختلف مخاطب، فراهم شود تا بازدید از این مکانها به فرصتی برای یادگیری، شناخت و مواجهه عمیقتر با میراث فکری ایران تبدیل شود.
او افزود: چنین رویکردی میتواند میان میراث ملموس، نظیر آرامگاهها و بناهای تاریخی، و میراث ناملموس، شامل اندیشهها، آثار ادبی، سنتهای فرهنگی و جهانبینی بزرگان، پیوندی معنادار برقرار کند و گردشگری را از سطح مشاهده یک اثر تاریخی به سطح تجربهای فرهنگی و معرفتی ارتقا دهد.
ضرورت طراحی مسیرهای فرهنگی برای آشنایی نسل جوان با مفاخر ایران
رجایی در ادامه، طراحی مسیرهای مشخص و هدفمند گردشگری ادبی و عرفانی را از ضرورتهای بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت دانست و گفت: برای تحقق این هدف، لازم است ستادی مشترک با مشارکت آموزشوپرورش، سازمان جوانان و نهادهای فرهنگی و آموزشی تشکیل شود تا با شناسایی ظرفیتهای موجود و طراحی مسیرهای جذاب و متناسب با نیازهای نسل جوان، زمینه آشنایی نظاممند آنان با بزرگان ادب و عرفان ایران فراهم شود.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: مسیرهای گردشگری ادبی نباید فقط بر جابهجایی میان شهرها و بازدید از چند بنای تاریخی استوار باشند، بلکه باید مجموعهای بههمپیوسته از مکانها، روایتها، آثار و رویدادهای فرهنگی را در بر گیرند تا مخاطب بتواند در جریان سفر، سیر زندگی، اندیشه و تأثیرگذاری شخصیتهای برجسته را دنبال کند.
او خاطرنشان کرد: اگر این ظرفیت بهدرستی شناسایی، برنامهریزی و در قالب مسیرهای فرهنگی منسجم عرضه شود، گردشگری ادبی میتواند افقهای گستردهای برای توسعه فرهنگی و گردشگری کشور بگشاید و زمینه بهرهمندی نسلهای جدید از میراث فکری و معنوی ایران را فراهم آورد.
از جغرافیای سفر تا بازشناسی هویت ایرانی
رجایی در بخش دیگری از سخنان خود، گردشگری ادبی را فرصتی برای تقویت پیوند میان گردشگری و هویت فرهنگی دانست و اظهار کرد: گردشگری ادبی در ایران نباید تنها به معنای سفر به یک شهر یا بازدید از یک آرامگاه باشد، بلکه باید به تجربهای برای آشنایی با هویت تاریخی و فرهنگی ایران تبدیل شود.
او با تاکید دوباره بر جایگاه چهرههایی همچون شمس تبریزی در این عرصه، افزود: طراحی مسیرهای تعریفشده و روایتمحور این امکان را فراهم میکند که بازدیدکننده، افزون بر مشاهده مکانهای مرتبط با بزرگان ادب و عرفان، با داستان زندگی، اندیشه، آثار و سبک زیست آنان نیز آشنا شود.
این پژوهشگر ادبی در پایان تاکید کرد: گردشگری ادبی زمانی به معنای واقعی خود دست مییابد که سفر از یک تجربه مکانی فراتر رود و به فرصتی برای شناخت، آگاهی و دستاورد معرفتی تبدیل شود، رویکردی که میتواند میراث ادبی و عرفانی ایران را از حافظه تاریخی به تجربه زنده فرهنگی جامعه پیوند دهد و زمینه معرفی عمیقتر این سرمایه تمدنی را به نسل جوان و گردشگران فراهم سازد.
انتهای پیام/

نظر شما