محسن کرمی فعال حوزه گردشگری در یادداشتی نوشت: گردشگری ایران امروز با یک رکود چرخهای و گذرا روبهرو نیست؛ با یک شوک چندلایه مواجه است. محدودیتهای پروازی و مرزی، افت سفرهای ورودی خارجی، افزایش هزینه سفر، کاهش قدرت خرید خانوار و آثار اقتصادی و روانی شرایط جنگی، بهطور همزمان بر حلقههای زنجیره گردشگری فشار آوردهاند.
فشار در مقاصد جنوب کشور، و بهطور مشخص در قشم، عمیقتر است؛ زیرا بخش بزرگی از اقتصاد جزیره به سفر، اقامت حملونقل خرید و تفریحات دریایی گره خورده و دسترسی به آن نیز ذاتاً به دو گلوگاه «پرواز» و «شناور» وابسته است.
در چنین شرایطی، ادامه سیاستهای متعارف توسعه گردشگری پاسخگو نیست. پرسش اصلی دیگر «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» نیست؛ پرسش این است که چگونه جریان سفر را زنده نگه داریم، از تعطیلی بنگاهها و خروج نیروی انسانی جلوگیری کنیم و زیرساختها و بازارها را برای دوران پس از بحران آماده نگه داریم. این همان معنای «تابآوری مقصد» است: توان جذب شوک، سازگاری با شرایط جدید و بازطراحی مدل فعالیت، بدون اینکه ستونهای اقتصادی مقصد فرو بریزد.
از این منظر، قشم بیش از شعار رونق، به یک برنامه عملیاتی تابآوری نیاز دارد؛ برنامهای که دریا در کانون آن قرار داشته باشد.
سه لایه تابآوری؛ چارچوب تحلیل
تابآوری یک مقصد گردشگری را میتوان در سه لایه تحلیل کرد:
لایه اول، جذب شوک: حفظ ظرفیت موجود؛ یعنی هتل، آژانس، شناور تفریحی، مراکز خرید و تفریحات دریایی تعطیل نشود و نیروی متخصص از صنعت خارج نشود.
لایه دوم، سازگاری: جایگزینی مسیرها، بازارها و محصولات آسیبدیده با مسیرها، بازارها و محصولات در دسترس؛ برای قشم، این یعنی جایگزینی بخشی از دسترسی هوایی با مسیر زمینی ـ دریایی و جایگزینی بخشی از بازار خارجی با بازار داخلی و منطقهای.
لایه سوم، بازطراحی: تغییر مدل مدیریت مقصد بهگونهای که آسیبپذیریهای ساختاری ـ وابستگی به پرواز، فصلیبودن تقاضا، پراکندگی تصمیمها و فقدان داده ـ در دوره پس از بحران تکرار نشود.
پایان جهان بینی برای عادیشدن شرایط
خطای رایج در دورههای بحران، تعلیق برنامهریزی تا بازگشت شرایط عادی است: صبر کنیم پروازها برقرار شود، مرزها به روال معمول بازگردد، قدرت خرید ترمیم شود و سپس برای گردشگری برنامه بریزیم.
اما گردشگری صنعتی نیست که بتواند چند ماه یا یک سال از چرخه اقتصاد خارج شود و سپس بیهزینه به نقطه پیشین بازگردد. اگر هتل تعطیل شود، نیروی آموزشدیده آن جذب مشاغل دیگر شود، آژانس شبکه فروش خود را از دست بدهد، مربی غواصی و ناخدای شناور تفریحی به کار دیگری روی آورد و سرمایهگذار به آینده مقصد بیاعتماد شود، بازسازی صنعت پس از بحران چند برابر پرهزینهتر و زمانبرتر خواهد بود به عبارتی سیاست درست، مدیریت گردشگری در بحران است، نه انتظار برای پایان بحران. می باشد.
دریا؛ از مسیر جابهجایی به محصول گردشگری
شرایط کنونی یک آسیبپذیری ساختاری را عریان کرده است: وابستگی بیش از اندازه گردشگری جنوب به حملونقل هوایی. مقصدی که با محدودشدن پرواز، جریان ورودیاش بهشدت افت میکند، در واقع تنها یک شاهراه دسترسی دارد.
قشم در این میان یک مزیت متمایز دارد که بسیاری از مقاصد از آن بیبهرهاند: ظرفیت حملونقل زمینی و دریایی و تنوع تفریحات دریایی. اما این ظرفیت تا امروز عمدتاً بهعنوان وسیله رسیدن به جزیره دیده شده، نه بهعنوان بخشی از تجربه سفر و تغییر نگاه در این نقطه، کلید تابآوری قشم است. حملونقل دریایی باید در دو سطح بازتعریف شود.
نخست، بهعنوان مسیر جایگزین دسترسی. تورهای زمینی ـ دریایی از شهرهای مختلف، هماهنگی ظرفیت و زمانبندی شناورها با برنامه آژانسها، و فروش یکپارچه بلیت، انتقال، اقامت و گشت میتواند بخشی از افت دسترسی هوایی را جبران کند. مسافر نباید برای تکمیل زنجیره سفر خود با چندین ارائهدهنده جدا از هم روبهرو باشد؛ مقصد باید یک محصول کامل سفر به او عرضه کند.
دوم، بهعنوان محصول مستقل گردشگری دریایی. سفر دریایی به جزیره، گشتهای ساحلی و جنگلهای حرا، تفریحات دریایی، غواصی، ورزشهای آبی بازدید از جزایر پیرامونی و تجربه فرهنگ دریانوردی و لنجسازی، خود میتواند دلیل سفر باشد، نه صرفاً حاشیه آن. مقصدی که «دریا» را به هسته محصول خود تبدیل کند، در برابر اختلال در یک مسیر دسترسی، تابآورتر خواهد بود.
پیششرط این تحول، استانداردسازی و درجهبندی خدمات دریایی است. گردشگری دریایی بدون ایمنی، کیفیت قابل اتکا و نظام ارزیابی روشن برای شناورها، کلوبها و مراکز تفریحات دریایی، نمیتواند به محصول قابل فروش و قابل اعتماد در بازار تبدیل شود.
گردشگری داخلی باید از شعار به محصول تبدیل شود
افت گردشگری خارجی، وزن بازار داخلی را دوچندان کرده است؛ اما تقاضا با تبلیغ "سفر کنید" ایجاد نمیشود. خانوادهای که با افزایش هزینههای زندگی مواجه است پیش از تصمیم به سفر، هزینه حملونقل، اقامت، غذا و تفریح را برآورد و با گزینههای دیگر مقایسه میکند
پاسخ، طراحی بستههای واقعی و قابل خرید است؛ بستههایی که حملونقل (بهویژه مسیر زمینی ـ دریایی)، اقامت، گشت، تفریحات دریایی و خدمات جانبی را در یک محصول مشخص با قیمت شفاف قرار دهند. این بستهها باید متناسب با شهر مبدأ، مدت اقامت و قدرت خرید بازار هدف تنظیم شوند.
هدف، ارزانفروشی گردشگری نیست؛ کاهش هزینه نهایی سفر برای مسافر از طریق حذف واسطههای ناهماهنگ و افزایش ارزش دریافتی اوست.
قشم باید از “فصل گردشگری” عبور کند
وابستگی به نوروز و تعطیلات، آسیبپذیری دیگری است که بحران آن را برجسته کرده است. مقصدی که درآمد سالانهاش در چند هفته متمرکز است، در برابر هر اختلالی که با آن هفتهها همزمان شود، شکننده است
قشم برای تابآوری باید در تمام سال محصول قابل فروش داشته باشد: ژئوتوریسم، طبیعتگردی، گردشگری دریایی و ورزشهای آبی، گردشگری روستایی، فرهنگی،خرید، آموزشی، ورزشی، سلامت و رویداد در این میان دو ظرفیت باید از عنوان تبلیغاتی به محصول واقعی تبدیل شوند: ژئوپارک جهانی قشم، که میتواند گردشگران تخصصی، دانشگاهی و طبیعتگرد را در فصلهای غیراوج جذب کند؛ و گردشگری دریایی، که در ماههای معتدل سال، مزیت اقلیمی جزیره را به دلیل سفر تبدیل میکند
رویداد باید سفر و اقامت تولید کند، نه فقط هزینه
در شرایط محدودیت منابع، رویداد گردشگری باید با معیار اقتصادی سنجیده شود. پرسش اصلی این نیست که جشنواره چند مهمان و برگزارکننده دارد؛ پرسش این است که چقدر سفر ایجاد میکند، چند شب اقامت میسازد و چه میزان خرید و مصرف خدمات به دنبال دارد.
قشم میتواند بهجای رویدادهای پرهزینه و مقطعی، مجموعهای از رویدادهای کوچک، تخصصی و کمهزینه طراحی کند: در حوزه موسیقی، غذای دریایی و فرهنگ جنوب ورزشهای دریایی و مسابقات شناورهای بادبانی و قایقرانی، ژئوپارک، صنایعدستی، لنجسازی و گردشگری روستایی. رویدادهایی که هر یک بتوانند یک بسته سفر قابل فروش در فصلهای کمتقاضا بسازند.
حمایت از گردشگری؛ فراتر از وام بانکی
بنگاهی که با سقوط ضریب اشغال مواجه شده، با دریافت یک وام جدید نجات نمییابد. اگر درآمد افت کرده باشد، افزایش بدهی صرفاً مسئله را به آینده منتقل میکند و خطر پذیری تعطیلی را به تأخیر میاندازد، نه اینکه آن را حذف کند.
حمایت مؤثر باید ترکیبی باشد:
تقسیط و تنفس تعهدات در چارچوب قوانین خاص
تسهیل امور مالیاتی و بیمهای
حمایت مستقیم از حفظ نیروی انسانی
سرمایه در گردش هدفمند برای واحدهای دارای برنامه بازگشت به بازار
حمایت از بازاریابی و فروش
تسهیل تمدید مجوزها، از جمله مجوزهای شناورها و مراکز تفریحات دریایی
و مهمتر از همه، ایجاد تقاضای جدید برای خدمات گردشگری
حفظ نیروی انسانی، حفظ زیرساخت است
سرمایه اصلی گردشگری فقط هتل و اسکله و تأسیسات نیست. مدیر هتل، راهنمای تور، کارشناس آژانس، نیروی پذیرش، راننده، آشپز، ناخدا، مربی غواصی،، تولید کننده صنایع دستی تفریحات دریایی و صدها شغل وابسته، سرمایه انسانی مقصد هستند. بسیاری از این مهارتها ـ بهویژه در حوزه اقامتی و دریا ـ بهسرعت قابل جایگزینی نیستند.
اگر این نیروها در دوره رکود از صنعت خارج شوند، پس از بازگشت تقاضا، کمبود نیروی متخصص خود به مانع اصلی بازسازی تبدیل خواهد شد. بنابراین حفظ اشتغال گردشگری باید به یکی از شاخصهای اصلی سنجش سیاستهای حمایتی تبدیل شود.
منطقه آزاد؛ تنظیمگر زنجیره گردشگری
نقش سازمان منطقه آزاد در شرایط بحران نباید در صدور مجوز، اجرای پروژه و برگزاری جلسات خلاصه شود. مقصد در چنین شرایطی به یک تنظیمگر و هماهنگکننده نیاز دارد؛ نهادی که بخش خصوصی، حملونقل دریایی، اقامت، مراکز تفریحی، تجارت و شبکه بانکی را در یک چارچوب مشترک قرار دهد و از تصمیمهای جزیرهای و متناقض و ناهماهنگی تصمیم سازی مرکز استان و منطقه آزاد جلوگیری کند.
در این مدل، بخش خصوصی در کانون تصمیمگیری اقتصادی مینشیند و مدیریت مقصد نقش تسهیلگر، تنظیمگر و ضامن هماهنگی را بر عهده میگیرد.
همگرایی ارکان گردشگری؛ ضرورت یک ائتلاف اقتصادی
منطق تنظیمگری منطقه آزاد، تنها زمانی به نتیجه میرسد که طرف مقابل آن، یک بخش خصوصی و شبکه اقتصادی همگرا باشد. در شرایط فعلی هیچ دستگاه و هیچ بنگاهی بهتنهایی قادر به حل مسئله نیست.
حفظ جریان سفر به قشم نیازمند همگرایی واقعی میان سازمان منطقه آزاد، نهادهای حاکمیتی استان، دستگاه متولی گردشگری، جامعه هتلداران و مراکز اقامتی، دفاتر خدمات مسافرتی، مراکز تفریحی و تفریحات دریایی، اصناف، شرکتهای حملونقل دریایی، صنایع و بنگاههای اقتصادی مستقر در جزیره و شبکه بانکی است.
این همکاری نباید در سطح جلسات تشریفاتی باقی بماند. پیشنهاد مشخص این یادداشت، تشکیل یک «ائتلاف عملیاتی تابآوری گردشگری قشم» است؛ ائتلافی که هر عضو آن تعهد، مسئولیت و سهم مشخصی در ریسک داشته باشد:
شرکتهای حملونقل دریایی با ظرفیتگذاری، زمانبندی هماهنگ و نرخهای ویژه برای بستههای گردشگری، دسترسی مسافر را تسهیل کنند؛
هتلها و مراکز اقامتی ظرفیت و نرخ توافقی برای بستههای اقتصادی ارائه دهند؛
مراکز تفریحی، تفریحات دریایی و تجاری در تکمیل محصول سفر مشارکت کنند؛
دفاتر خدمات مسافرتی مسئولیت فروش و توزیع محصول را در بازارهای مبدأ بر عهده بگیرند؛
صنایع و بنگاههای اقتصادی در چارچوب مسئولیت اجتماعی و منافع بلندمدت خود، از بازاریابی، رویدادها و حفظ اشتغال گردشگری پشتیبانی کنند؛
شورای هماهنگی بانکها در تأمین سرمایه در گردش، تقسیط و استمهال تعهدات و طراحی ابزارهای مالی متناسب با شرایط بحران نقش ایفا کند.
نکته مهم این است که هر بخش باید سهمی از خطر پذیری بحران را بپذیرد تا هزینه آن تنها بر دوش فعال گردشگری و در نهایت گردشگر قرار نگیرد .
در چنین مدلی میتوان برای هر فصل و هر دوره رکود، بستههای مشترک «شناور - اقامت - تفریح دریایی - خرید - خدمات» طراحی و از طریق شبکه آژانسها و بسترهای دیجیتال به بازار عرضه کرد. همین ائتلاف میتواند زمینه ایجاد خط اعتباری ویژه گردشگری قشم برای واحدهای دارای سابقه فعالیت و برنامه بازگشت به بازار را فراهم کند؛ ابزاری که در شرایط فعلی میتواند از تعطیلی واحدها و خروج سرمایه انسانی جلوگیری کند.
گردشگری قشم صرفا به یک متولی در کنار ائتلافی واقعی از همه متولیان حاکمیتی و ذینفعان نیاز دارد. عبور از بحران زمانی ممکن است که هتل، آژانس، شناور مرکز تفریحی، صنعت، بانک و مدیریت مقصد خود را اجزای یک زنجیره اقتصادی واحد بدانند، نه واحدهایی مستقل که هر یک جداگانه با بحران روبهرو میشوند..
قشم به اتاق عملیات گردشگری نیاز دارد
در بحران، آمار سالانه برای مدیریت کافی نیست. تابآوری بدون داده روزآمد، شعار است. مدیریت مقصد باید بهصورت مستمر بداند:
تعداد ورودی گردشگران و روند هفتگی آن چقدر است؟
گردشگران از چه مبادی و با چه شیوهای وارد میشوند؟ سهم دریا و هوا چگونه تغییر میکند؟
ضریب اشغال مراکز اقامتی و متوسط مدت اقامت چقدر است؟
متوسط هزینهکرد گردشگر در اقامت، تفریحات دریایی، خرید و حملونقل چقدر است؟
کدام واحدها در معرض تعطیلی و چه تعداد شغل در معرض خطر است؟
کدام بازارهای مبدأ افت کرده و کدام ظرفیت رشد دارند؟
این «اتاق عملیات» جایی که تصمیمها بر اساس واقعیت بازار و در بازههای کوتاه اصلاح میشوند، نه بر اساس گزارشهای کلی و سالانه اتاق های دربسته و باید بازوی دادهای همان ائتلاف باشد.
بازاریابی باید از معرفی مقصد به فروش محصول تغییر کند
عبارتهایی مانند "قشم زیباست" یا "قشم مقصدی متفاوت است" تقاضای واقعی نمیسازند. بازاریابی در شرایط بحران باید پاسخ روشن به این پرسشها داشته باشد گردشگر از کجا میآید، چگونه سفر میکند، چه مدت میماند، چه تجربهای میخواهد و با چه قیمتی حاضر به خرید است
قشم به بازاریابی بازارمحور نیاز دارد؛ یعنی برای هر بازار هدف، محصول، قیمت، مسیر دسترسی (از جمله مسیر زمینی و دریایی) و کانال فروش مشخص طراحی شود. قشم و باید از "تبلیغشدن" به سمت "قابل خرید شدن" حرکت کند.
هدف فقط افزایش تعداد ورودی نیست
آمار ورودی ممکن است افزایش یابد، اما هتلها همچنان با رکود مواجه باشند یا گردشگر هزینه اندکی در مقصد انجام دهد. گردشگر چندساعته با گردشگری که سه شب اقامت دارد، از تفریحات دریایی استفاده میکند، خرید میکند و از خدمات محلی بهره میبرد، اثر اقتصادی یکسانی ندارد.
بنابراین شاخصهای عملکرد گردشگری قشم باید فراتر از تعداد ورودی، شامل شب اقامت، متوسط هزینهکرد، اشتغال و گردش مالی زنجیره گردشگری باشد. اقتصاد مقصد زمانی تقویت میشود که گردشگر در هتل، رستوران، شناور، تفریحات دریایی، خرید و خدمات محلی هزینه کند. هدف نهایی، افزایش ارزش اقتصادی هر سفر برای مقصد و جامعه محلی است، نه رشد عددی ورودی گردشگر
برنامه عملیاتی خروج از وضعیت فعلی
کوتاهمدت (جذب شوک): حفظ واحدهای موجود، جلوگیری از خروج نیروی انسانی، شناسایی بنگاههای در معرض تعطیلی، فعالکردن بستههای سفر داخلی هماهنگی فوری میان حملونقل دریایی، اقامت و آژانسها و تشکیل ائتلاف عملیاتی با تعهدات مشخص.
میانمدت (سازگاری): توسعه تورهای زمینی ـ دریایی، تبدیل گردشگری دریایی به محصول مستقل و استانداردشده، ایجاد محصولات جدید، بازاریابی هدفمند بازارمحور، توسعه گردشگری چهارفصل و طراحی رویدادهای کوچک و اقتصادی.
بلندمدت (بازطراحی): توسعه بازارهای منطقهای، بازگشت تدریجی به بازار خارجی متناسب با شرایط، دیجیتالیکردن فروش و متعاقب آن هوشمند سازی سفر، ایجاد نظام دائمی پایش داده و نهادینهکردن سازوکار هماهنگی بهگونهای که پس از بحران نیز باقی بماند.
این اقدامات نیازمند بودجههای بسیار بزرگ نیست؛ بخش عمده آن هماهنگی میان ظرفیتهای موجود و تغییر شیوه مدیریت است. اما تمام مراحل باید مسئول، زمانبندی منابع و شاخص ارزیابی مشخص داشته باشند؛ در غیر این صورت، برنامه به یک سند اداری دیگر تبدیل میشود.
قشم فرصت تبدیل بحران به تجربه مدیریتی
شرایط فعلی برای صنعت گردشگری دشوار است، اما یک واقعیت را نیز آشکار کرده است: مقصدی که تنها در شرایط عادی قادر به فعالیت باشد، تابآوری کافی ندارد، قشم میتواند از این بحران یک تجربه مدیریتی بسازد؛ تجربهای که نشان دهد چگونه یک مقصد جزیرهای میتواند با تکیه بر دریا، بازار داخلی، همگرایی ذینفعان و داده، در شرایط محدودیت پرواز، کاهش گردشگری خارجی، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی، جریان سفر و اقتصاد گردشگری خود را حفظ کند. اگر این تجربه با برنامه داده و ارزیابی همراه باشد، الگویی قابل انتقال برای سایر مقاصد کشور خواهد بود.
عصاره کلام:
گردشگری قشم امروز بیش از طرحهای بزرگ و شعارهای تازه، به تصمیمهای هماهنگ، سریع و قابل اجرا نیاز دارد. باید میان مدیریت مقصد، بخش خصوصی شرکتهای حملونقل دریایی، هتلها، آژانسها، مراکز خرید و تفریحات دریایی، صنایع و شبکه بانکی یک درک مشترک شکل بگیرد: تعطیلی گردشگری، فقط مسئله هتلدار یا آژانسدار نیست؛ مسئله اقتصاد قشم است. و حفظ گردشگری نیز مسئولیت یک دستگاه نیست؛ یک مسئولیت مشترک اقتصادی و اجتماعی است.
باید از مدیریت عادی در شرایط غیرعادی عبور کرد و برای هر محدودیت، یک سازوکار اجرایی داشت: برای محدودیت پرواز، مسیر زمینی- دریایی؛ برای کاهش قدرت خرید، محصول اقتصادی؛ برای کاهش گردشگر خارجی، بازار داخلی و منطقهای؛ برای رکود بنگاهها، حمایت هدفمند و سهیمشدن در ریسک؛ و برای پراکندگی تصمیمها یک ائتلاف هماهنگکننده مبتنی بر داده نیاز است.
نجات گردشگری جنوب با انتظار برای پایان بحران اتفاق نمیافتد؛ با مدیریت حرفهای گردشگری در دل بحران آغاز میشود. قشم نباید منتظر بماند؛ باید سازوکار ادامه حیات گردشگری را از مسیر خلیج همیشه فارس باید بازوی دادهای همان ائتلاف باشد.
انتهای پیام/
نظر شما