نقد روزنامه بریتانیایی به بهره‌گیری سیاسی وزیر خارجه آمریکا از فلسفه افلاطون و تاریخ اروپا؛ از برجسته‌سازی جنگاوران و فاتحان تا نادیده‌گرفتن سنت روشنگری و اندیشه مهار قدرت/ فایننشال تایمز: روبیو با گزینش تاریخ، ایدئولوژی ترامپ را در پوشش میراث تمدن غرب عرضه می‌کند

روزنامه فایننشال تایمز در یادداشتی انتقادی، سخنرانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در آتن را تلاشی برای پیوندزدن میراث تاریخی و فلسفی غرب با ایدئولوژی سیاسی دولت دونالد ترامپ توصیف کرد و نوشت: گزینش برخی چهره‌ها و دوره‌های تاریخی، در کنار کم‌توجهی به سنت فکری عصر روشنگری، تصویری محدود از تمدن غرب ارائه می‌دهد، روایتی که در آن، مفاهیمی چون عظمت ملی، اراده معطوف به قدرت و احیای اقتدار غرب، جایگاهی محوری دارند.

به گزارش خبرنگار میراث‌آریا، ادوارد لوکاس در یادداشتی با عنوان «روبیو و اراده معطوف به قدرت» در فایننشال تایمز، سخنرانی اخیر وزیر امور خارجه آمریکا در آتن را از منظر نسبت میان تاریخ، فلسفه و سیاست معاصر بررسی کرده است. محور اصلی نقد او این است که روبیو چگونه با بازخوانی گزینشی تاریخ غرب، برای سیاست‌های دولت ترامپ پشتوانه‌ای تمدنی و فلسفی صورت‌بندی می‌کند، رویکردی که به باور نویسنده، پرسش‌هایی جدی درباره جامعیت این روایت و نسبت آن با میراث فکری اروپا برمی‌انگیزد.

از میراث یونان باستان تا ایدئولوژی «عظمت دوباره آمریکا»

روبیو در سخنرانی خود در آتن، با ارجاع به تاریخ یونان و روم باستان، سنت مسیحیت اروپایی و شکل‌گیری تمدن غرب، از ضرورت بازگشت غرب به اعتمادبه‌نفس، قدرت ملی و روحیه بلندپروازی سخن گفت. او در این روایت، از شخصیت‌هایی چون افلاطون، اسکندر مقدونی، ژولیوس سزار، شارلمانی و هرنان کورتس یاد کرد و مقاومت ۳۰۰ اسپارتی در برابر سپاه ایران در ترموپیل را نمونه‌ای از پایبندی به وظیفه، اراده و فداکاری دانست.

وزیر امور خارجه آمریکا همچنین میان میراث یونان باستان، معماری مسیحیت اروپایی و تجربه تاریخی ایالات متحده پیوند برقرار کرد و استدلال کرد که ویژگی‌هایی چون جسارت، رقابت، میل به کشف و اراده دستیابی به برتری، در شکل‌گیری قدرت تمدن غرب نقشی بنیادین داشته‌اند.

او با طرح مفهوم «توموس» در فلسفه یونان باستان، این ویژگی را به نیروی محرکه تمدن‌های بزرگ پیوند زد و هشدار داد که غرب، در صورت ازدست‌دادن روحیه مبارزه، تلاش و بقا، ممکن است جایگاه تاریخی خود را از دست بدهد.

با این حال، لوکاس معتقد است مسئله، چگونگی انتخاب، تفسیر و به‌کارگیری این شخصیت‌ها در خدمت یک روایت سیاسی معاصر است. از نگاه او، برجسته‌کردن فرماندهان، فاتحان و چهره‌ها، بدون توجه متناسب به دیگر سنت‌های فکری اروپا، نمی‌تواند بازنمایی کاملی از تاریخ تمدن غرب به دست دهد.

افلاطون در روایت روبیو؛ مناقشه بر سر معنای قدرت و اراده

یکی از محورهای اصلی نقد فایننشال تایمز، تفسیر روبیو از مفهوم «توموس» در فلسفه افلاطون است، مفهومی که در بحث‌های فلسفی به بُعدی از وجود انسان، مرتبط با روحیه، خشم، غیرت، انگیزه و میل به کسب منزلت، اشاره دارد.

روبیو این مفهوم را با شجاعت، غرور، قدرت و اراده ملی پیوند می‌زند و آن را یکی از عناصر شکل‌دهنده تمدن‌های بزرگ معرفی می‌کند. در این برداشت، فقدان چنین نیرویی می‌تواند ملت‌ها را از توان ایستادگی، رقابت و دفاع از منافع خود محروم کند.

لوکاس در مقابل، بر ضرورت توجه به جایگاه این مفهوم در منظومه فکری افلاطون تاکید می‌کند، منظومه‌ای که در آن، نسبت میان عقل، امیال و نیروی روحی انسان اهمیت اساسی دارد. از این منظر، جداکردن میل به قدرت و برتری از چارچوب عقلانی و اخلاقی، ممکن است به برداشتی تقلیل‌گرایانه از فلسفه یونان بینجامد.

اهمیت این اختلاف از آن جهت است که ارجاع به فلسفه، هنگامی که در خدمت توجیه سیاست قرار می‌گیرد، نوع تفسیر از آن مفهوم نیز می‌تواند در تعریف قدرت، فضیلت و حدود رفتار سیاسی مؤثر باشد.

غیبت روشنگری؛ حلقه مفقوده روایت تمدن غرب

فایننشال تایمز در بخش دیگری از این نقد، به کم‌رنگ‌بودن جایگاه متفکران عصر روشنگری در روایت روبیو از تمدن غرب اشاره می‌کند. به نوشته لوکاس، در این سخنرانی، چهره‌هایی چون جان لاک، ولتر، ایمانوئل کانت و آدام اسمیت، در کنار دیگر متفکران برجسته سنت مدرن اروپا، نقشی متناسب با اهمیت تاریخی خود ندارند.

این غیبت از منظر نویسنده معنادار است، زیرا تاریخ تمدن غرب صرفا از فتوحات نظامی، گسترش سرزمینی و ظهور فرماندهان بزرگ تشکیل نشده است. فلسفه سیاسی، آزادی اندیشه، حقوق، عقلانیت انتقادی و شکل‌گیری نهادهای مدرن نیز بخش مهمی از میراثی هستند که هویت سیاسی و فکری اروپا را شکل داده‌اند.

از این منظر، بازنمایی تمدن غرب عمدتا از دریچه قدرت، رقابت و غلبه، بدون پرداختن هم‌سنگ به سنت‌های فکری محدودکننده قدرت، می‌تواند به تصویری یک‌سویه از این میراث منجر شود.

مسئله محوری در این نقد، تاکید بر این است که تمدن‌ها را نمی‌توان تنها با فتوحات و چهره‌های پیروز تعریف کرد. سنت‌های انتقادی، تجربه‌های تاریخی و اندیشه‌هایی که قدرت را در برابر قانون، اخلاق و حقوق مسئول می‌دانند نیز در تکوین تمدن غرب سهم داشته‌اند.

از دیپلماسی تمدنی تا رقابت سیاسی در واشنگتن

لوکاس سخنرانی روبیو را در پیوند با سیاست داخلی ایالات متحده نیز قرار می‌دهد. به برداشت نویسنده، تاکید بر میراث تمدنی، عظمت ملی و ضرورت احیای قدرت غرب، علاوه بر کارکرد دیپلماتیک، می‌تواند به تثبیت جایگاه سیاسی روبیو در منظومه فکری جریان «ماگا» و معادلات آینده سیاست آمریکا نیز کمک کند.

در همین چارچوب، نویسنده به حضور کیمبرلی گیلفویل، سفیر آمریکا در یونان و پیوندهای سیاسی او با خانواده ترامپ اشاره می‌کند و این رویداد را در بستر رقابت‌های سیاسی داخلی آمریکا مورد توجه قرار می‌دهد.

فایننشال تایمز همچنین به دیدگاه دانیل درزنر، استاد علوم سیاسی دانشگاه تافتس، درباره سخنرانی‌های روبیو اشاره می‌کند، دیدگاهی انتقادی که بر فاصله میان زبان پرطمطراق و عمق محتوایی استدلال‌ها تاکید دارد.

با این حال، آنچه در متن سخنرانی روبیو آشکار است، تلاش او برای فراتر بردن بحث از یک موضع‌گیری دیپلماتیک متعارف و ارائه روایتی کلان درباره هویت تمدنی غرب، جایگاه قدرت ملی و مسیر آینده ایالات متحده است. ارزیابی انگیزه‌های سیاسی فراتر از این شواهد، در قلمرو تحلیل نویسنده قرار می‌گیرد و نباید با واقعیت اثبات‌شده یکسان گرفته شود.

اروپا و تناقض‌های روایت قدرت

فایننشال تایمز در بخش دیگری از این مطلب، از طریق دیدگاه‌های گیدئون رخمن، ستون‌نویس روزنامه، به واکنش اروپایی‌ها به مواضع روبیو می‌پردازد. رخمن با اشاره به سخنرانی او در کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۶، استقبال مقام‌های اروپایی از لحن متفاوت وزیر خارجه آمریکا را در زمینه تنش‌های پیشین میان اروپا و دولت ترامپ بررسی می‌کند.

به ارزیابی رخمن، استقبال از لحنی آشتی‌جویانه‌تر در روابط فراآتلانتیک لزوما به معنای پذیرش همه مفروضات تاریخی و سیاسی مطرح‌شده در این سخنرانی‌ها نیست. او به‌ویژه نسبت به ستایش گسترش سرزمینی و فتوحات تاریخی اروپا پرسش‌هایی مطرح می‌کند: آیا بازخوانی آن دوره‌ها به‌عنوان عصر عظمت، می‌تواند به معنای تأیید استمرار سلطه استعماری نیز تلقی شود؟

اشاره به تجربه استعمار بریتانیا در هند و حاکمیت فرانسه بر الجزایر، بخشی از همین نقد است؛ نقدی که می‌خواهد نسبت میان افتخار به گذشته، ارزیابی اخلاقی تاریخ و مسئولیت سیاسی در زمان حاضر را روشن کند.

رخمن همچنین لحن روبیو در خطاب به اروپایی‌ها را از موضعی بالا به پایین ارزیابی می‌کند و بر ضرورت توجه به اصولی چون نزاکت در عرصه عمومی، احترام به نتایج انتخابات و مقابله با فساد و سوءاستفاده از قدرت تاکید دارد.

تاریخ؛ میراث مشترک یا ابزار مشروعیت‌بخشی سیاسی؟

اهمیت نقد فایننشال تایمز در نهایت به پرسشی فراتر از یک سخنرانی یا یک چهره سیاسی بازمی‌گردد: تاریخ و فلسفه تا چه اندازه می‌توانند در خدمت صورت‌بندی ایدئولوژی‌های معاصر قرار گیرند، بی‌آنکه پیچیدگی و تنوع میراث فکری جوامع را به حاشیه برانند؟

بازخوانی تاریخ برای فهم مسائل امروز، امری اجتناب‌ناپذیر است، اما هنگامی که بخشی از گذشته برجسته و بخش دیگری حذف یا کم‌رنگ می‌شود، روایت حاصل ممکن است بیش از آنکه بازتاب‌دهنده تمامیت تجربه تاریخی باشد، در خدمت اهداف سیاسی زمانه قرار گیرد.

در مورد سخنرانی روبیو، محور انتقاد نویسندگان فایننشال تایمز همین فاصله میان تاریخ به‌مثابه میراثی پیچیده و چندلایه و تاریخ به‌مثابه ابزاری برای تقویت یک روایت سیاسی است. از این منظر، سنجش جامعیت چنین روایتی مستلزم توجه هم‌زمان به قدرت و محدودیت آن، فتوحات و پیامدهایشان و نیز سنت‌های فکری‌ای است که بر عقلانیت، آزادی و مهار قدرت تاکید دارند.

این مناقشه بار دیگر نشان می‌دهد که میراث تمدنی، عرصه‌ای برای تفسیر، گفت‌وگو و رقابت بر سر معنای گذشته و نسبت آن با آینده است. هر روایتی که مدعی بازنمایی یک تمدن باشد، ناگزیر باید در برابر این پرسش قرار گیرد که چه بخش‌هایی از تاریخ را برجسته می‌کند، چه صداهایی را به حاشیه می‌راند و چگونه از گذشته برای توضیح یا توجیه سیاست امروز بهره می‌گیرد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405071802041
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha