مرتضی صفری در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به جایگاه تاریخ شفاهی در حفاظت از میراثفرهنگی بیان کرد: تاریخ شفاهی روشی برای ثبت و ضبط خاطرات، روایتها و تجربههای زیسته افراد است که میتواند در کنار اسناد مکتوب، منابع تاریخی و یافتههای پژوهشی، به شناخت دقیقتر گذشته و تحولات فرهنگی و اجتماعی جوامع کمک کند.
وی افزود: همه آنچه از گذشته یک جامعه اهمیت تاریخی و فرهنگی دارد، در اسناد رسمی و منابع مکتوب ثبت نشده است. بخش قابل توجهی از اطلاعات مربوط به شیوههای زندگی، روابط اجتماعی، آیینها، مهارتهای سنتی و تحولات محلی در حافظه افراد و روایتهای شفاهی آنان باقی مانده است. ثبت این روایتها امکان دسترسی به بخشهایی از گذشته را فراهم میکند که در منابع رسمی کمتر بازتاب یافتهاند.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانغربی ادامه داد: اهمیت تاریخ شفاهی تنها به ثبت خاطرات شخصی محدود نمیشود، بلکه این روش میتواند حامل دانش بومی، نظامهای معنایی، تجربههای جمعی و شیوههای زیستی باشد که در شکلگیری هویت فرهنگی یک جامعه نقش دارند. از این منظر، تاریخ شفاهی ابزاری برای شناخت بهتر زندگی مردم و تکمیل تصویر تاریخی مناطق مختلف کشور است.
صفری با اشاره به اهمیت ثبت دانشهای سنتی گفت: بسیاری از مهارتها و دانستههای مرتبط با زندگی روزمره، صنایع دستی، هنرهای بومی، کشاورزی، دامداری، خوراکهای محلی، شیوههای درمان سنتی و آیینهای اجتماعی، در طول نسلها از طریق مشاهده، تجربه و آموزش شفاهی منتقل شدهاند. این دانشها در بسیاری از موارد حاصل سالها تجربه عملی هستند و تمام جزئیات آنها را نمیتوان صرفاً از طریق مطالعه اسناد مکتوب به دست آورد.
وی افزود: اگر این تجربهها در زمان مناسب ثبت و مستند نشوند، ممکن است با درگذشت حاملان دانش یا تغییر شیوههای زندگی، بخشهایی از آنها برای همیشه از دست بروند. به همین دلیل، شناسایی افراد صاحبتجربه، استادکاران، هنرمندان، سالمندان و آگاهان محلی و ثبت نظاممند روایتهای آنان باید مورد توجه مراکز فرهنگی و پژوهشی قرار گیرد.
تاریخ شفاهی مکمل اسناد تاریخی است
صفری با تاکید بر ضرورت نگاه علمی به تاریخ شفاهی گفت: روایتهای شفاهی در کنار اسناد تاریخی، مدارک اداری، تصاویر، آثار باقیمانده و یافتههای باستانشناختی میتوانند به شناخت دقیقتر گذشته کمک کنند. با این حال، هر روایت شفاهی باید در بستر زمانی و اجتماعی خود بررسی شود و در صورت امکان، با منابع دیگر تطبیق داده شود تا تفاوت میان خاطره شخصی، برداشت فردی و اطلاعات قابل تأیید تاریخی روشن باشد.
وی ادامه داد: حافظه انسان تحت تأثیر گذشت زمان، تجربههای شخصی و شرایط اجتماعی شکل میگیرد و ممکن است راویان مختلف از یک رویداد، روایتهای متفاوتی داشته باشند. این تفاوتها لزوماً ارزش روایتها را از بین نمیبرد، بلکه در صورت ثبت دقیق و بررسی علمی میتواند به شناخت بهتر دیدگاهها و تجربههای افراد و گروههای مختلف کمک کند.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی بیان کرد: برای ثبت تاریخ شفاهی باید مصاحبهها با پرسشهای هدفمند، روش مشخص و رعایت اصول حرفهای انجام شوند. مشخصبودن هویت و پیشینه راوی، زمان و مکان مصاحبه، زمینه تاریخی روایت و شرایط ضبط و نگهداری اطلاعات، از جمله مواردی است که در افزایش ارزش پژوهشی این منابع اهمیت دارد.
ثبت روایتهای محلی، بخشی از صیانت از میراث ناملموس است
صفری با اشاره به تنوع فرهنگی آذربایجانغربی گفت: این استان به دلیل برخورداری از پیشینه تاریخی، تنوع فرهنگی و قومی، آیینها، سنتها، هنرهای بومی و دانشهای محلی، ظرفیت قابل توجهی برای انجام طرحهای تاریخ شفاهی دارد. بخشی از این سرمایه فرهنگی در تجربه و حافظه مردم مناطق مختلف استان قرار دارد و ثبت آن میتواند به شناخت بهتر میراثفرهنگی و مستندسازی شیوههای زندگی در گذشته و حال کمک کند.
وی افزود: روایتهای مربوط به آیینهای محلی، مناسبتهای فرهنگی، شیوههای سنتی تولید، مهارتهای صنایع دستی، موسیقی و هنرهای بومی، خوراکهای محلی و شیوههای معیشت، هر کدام بخشی از حافظه فرهنگی جوامع را تشکیل میدهند. ثبت این تجربهها علاوه بر فراهمکردن منابع ارزشمند برای پژوهشگران، امکان انتقال دقیقتر این میراث به نسلهای آینده را افزایش میدهد.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانغربی ادامه داد: در حوزه صنایعدستی، برای مثال، ممکن است یک استادکار در طول سالها فعالیت به شناخت دقیقی از مواد اولیه، ویژگیهای محیطی، ابزارها، فنون تولید و ظرافتهای اجرایی دست یافته باشد. ثبت تجربههای او میتواند جزئیاتی را آشکار کند که در معرفی عمومی یک محصول یا در اسناد مربوط به آن کمتر دیده میشود. چنین مستنداتی برای آموزش نسل جدید هنرمندان و جلوگیری از فراموشی مهارتهای سنتی ارزشمند است.
صفری بیان کرد: همین ضرورت درباره آیینها و سنتهای محلی نیز وجود دارد. در بسیاری از موارد، تنها ثبت نام یک آیین یا درج آن در فهرست میراثفرهنگی برای شناخت کامل آن کافی نیست. باید زمینه شکلگیری، شیوه اجرا، تغییرات تاریخی، نقش افراد و گروههای محلی و معنایی که مردم برای آن قائل هستند نیز ثبت شود. تاریخ شفاهی میتواند در تکمیل این شناخت نقش مؤثری داشته باشد.
تاریخ شفاهی و تقویت هویت فرهنگی نسل جوان
وی با تاکید بر نقش انتقال تجربههای نسلها در تقویت هویت فرهنگی گفت: آشنایی نسل جوان با خاطرات و تجربههای نسلهای پیشین، فرصتی برای شناخت بهتر ریشههای فرهنگی و اجتماعی فراهم میکند. وقتی روایتهای خانوادهها، محلهها و جوامع محلی به شکل دقیق و قابل دسترس ثبت میشوند، امکان برقراری ارتباط میان تجربههای گذشته و پرسشهای نسل امروز افزایش مییابد.
صفری افزود: تاریخ شفاهی میتواند فاصله میان نسلها را کاهش دهد و به جوانان کمک کند تا ارزش دانش و تجربه افراد پیش از خود را بهتر درک کنند. این شناخت، در کنار آموزش رسمی و فعالیتهای فرهنگی، میتواند زمینه توجه بیشتر به میراث محلی و مشارکت در پاسداری از آن را فراهم سازد.
وی ادامه داد: ثبت روایتهای شفاهی همچنین به دیدهشدن تجربههای گروههای مختلف جامعه کمک میکند. روایت زنان، استادکاران، فعالان فرهنگی، کشاورزان، صاحبان مشاغل سنتی و دیگر افرادی که تجربههای ارزشمندی در زندگی اجتماعی داشتهاند، میتواند ابعاد متنوعتری از تاریخ محلی را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
ظرفیت تاریخ شفاهی در توسعه گردشگری فرهنگی
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی با اشاره به پیوند تاریخ شفاهی و گردشگری فرهنگی گفت: گردشگری فرهنگی تنها به بازدید از بناهای تاریخی، موزهها و محوطههای باستانی محدود نمیشود. آشنایی با روایتهای مردم، خاطرات تاریخی مکانها، سنتهای محلی و شیوههای زندگی نیز میتواند تجربه گردشگران را غنیتر کند.
وی افزود: یک بنای تاریخی یا محله قدیمی، افزون بر ارزش معماری و تاریخی خود، ممکن است با مجموعهای از خاطرات، روایتها و تجربههای اجتماعی همراه باشد. مستندسازی این روایتها میتواند به معرفی دقیقتر مکانها و ایجاد محتوای فرهنگی برای راهنمایان گردشگری، موزهها، نمایشگاهها و مسیرهای گردشگری کمک کند.
صفری ادامه داد: در آذربایجانغربی، تنوع میراث تاریخی و فرهنگی و حضور سنتها و آیینهای گوناگون، زمینه مناسبی برای پیوند میان تاریخ شفاهی و گردشگری فراهم میکند. روایتهای مستند درباره تاریخ محلهها، بناهای تاریخی، شخصیتهای فرهنگی، شیوههای سنتی زندگی و مهارتهای بومی میتوانند در معرفی بهتر ظرفیتهای استان به گردشگران داخلی و خارجی مؤثر باشند.
وی گفت: تاریخ شفاهی همچنین میتواند به تقویت گردشگری تجربهمحور کمک کند؛ رویکردی که در آن گردشگر علاوه بر مشاهده یک اثر یا محصول فرهنگی، با زمینه شکلگیری آن و تجربه زیسته مردم آشنا میشود. برای نمونه، ثبت و ارائه روایت استادکاران صنایع دستی یا آشنایی با داستانها و سنتهای مرتبط با یک منطقه میتواند پیوند عمیقتری میان گردشگر و مقصد ایجاد کند.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانغربی افزود: بهرهگیری از این ظرفیت باید با حفظ اصالت روایتها و احترام به فرهنگ جوامع محلی همراه باشد. روایتپردازی برای گردشگری نباید به تحریف تاریخ یا تبدیل سنتهای فرهنگی به محتوایی صرفاً تبلیغاتی منجر شود. مستندبودن اطلاعات و مشارکت مردم محلی در معرفی میراث خود، از الزامات این رویکرد است.
ضرورت ایجاد آرشیوهای منظم و استفاده از فناوریهای نوین
صفری با اشاره به نقش فناوریهای جدید در حفظ و انتشار روایتهای شفاهی گفت: ابزارهای دیجیتال امکان ضبط باکیفیت صدا و تصویر، نگهداری بلندمدت، طبقهبندی و دسترسی آسانتر به مستندات را فراهم کردهاند. این امکانات میتوانند به شکلگیری آرشیوهای موضوعی و منطقهای کمک کنند و استفاده پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان از منابع تاریخ شفاهی را تسهیل سازند.
وی افزود: برای بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت، صرف ضبط مصاحبهها کافی نیست. فایلها باید همراه با اطلاعات دقیق درباره راوی، موضوع، زمان و مکان ثبت، کلیدواژهها و شرایط استفاده از محتوا نگهداری شوند. همچنین باید برای حفاظت از فایلهای اصلی، تهیه نسخههای پشتیبان و استمرار دسترسی به منابع در بلندمدت برنامهریزی شود.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانغربی ادامه داد: همکاری میان دستگاههای فرهنگی، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، موزهها، رسانهها و جوامع محلی میتواند به افزایش کیفیت و اثربخشی طرحهای تاریخ شفاهی کمک کند. بهرهگیری از دانش متخصصان تاریخ، مردمشناسی، مطالعات فرهنگی و میراث ناملموس نیز در طراحی پرسشها، شیوه انجام مصاحبهها و تحلیل روایتها اهمیت دارد.
صفری تاکید کرد: رعایت اصول اخلاقی در این فرایند ضروری است. رضایت آگاهانه راوی، حفظ حریم خصوصی، مشخصبودن شرایط انتشار و استفاده از مصاحبه و احترام به حقوق افراد و جوامع محلی باید در تمام مراحل مورد توجه قرار گیرد. این اصول به افزایش اعتماد مردم و فراهمشدن زمینه مشارکت گستردهتر آنان در مستندسازی میراث فرهنگی کمک میکند.
وی در پایان گفت: تاریخ شفاهی را باید سرمایهای برای شناخت گذشته، ثبت تجربههای امروز و انتقال دانش به آینده دانست. این روش با مستندسازی حافظه جمعی، دانش بومی و تجربههای زیسته مردم، در کنار اسناد و پژوهشهای تاریخی، میتواند به صیانت از میراثفرهنگی، تقویت هویت جوامع محلی و توسعه گردشگری فرهنگی کمک کند. توجه به این ظرفیت، بهویژه در استانهایی با تنوع تاریخی و فرهنگی مانند آذربایجان غربی، فرصتی برای حفظ و معرفی بهتر میراثی است که بخش مهمی از آن در حافظه و تجربه مردم زنده مانده است.
انتهای پیام/
نظر شما