محسن کاظمی، پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با تاکید بر ضرورت گردآوری و تدوین تاریخ شفاهی در حوزههای مختلف میراثفرهنگی، اظهار کرد: با توجه به گستردگی شاخهها و رشتههای فعال در حوزه میراثفرهنگی، تاریخ شفاهی ضرورتی انکارناپذیر برای ثبت تجربهها، مستندسازی دانش تخصصی و انتقال میراث فکری و عملی به نسلهای امروز و آینده است.
وی با بیان اینکه میراث بهجامانده از گذشتگان، ظرفیت ارزشمندی برای انتقال معنا و تجربه در بستر زمان دارد، افزود: میتوان تجربههای افرادی را که در لایهها و سطوح مختلف میراثفرهنگی فعالیت کردهاند، از طریق تاریخ شفاهی به شکلی عمیق، هنرمندانه و روشمند گردآوری کرد و در اختیار جامعه قرار داد، تجربههایی که بخشی از دانش انباشتهشده در این حوزه را تشکیل میدهند و در صورت ثبت نشدن، ممکن است از دسترس نسلهای بعد خارج شوند.
این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر قابلیت فراگیر تاریخ شفاهی در حوزه میراثفرهنگی تصریح کرد: هیچ حوزهای از میراثفرهنگی وجود ندارد که تاریخ شفاهی نتواند به آن ورود کند؛ حتی در زمینه میراثملموس و آثار باستانی نیز این ظرفیت وجود دارد که دانش و تجربه کارشناسانی که سالها در زمینه حفاظت، نگهداری و مراقبت از این آثار فعالیت کردهاند، ثبت و به جامعه منتقل شود.
کاظمی ادامه داد: آثار مادی، هرچند به هزارههای پیشین تعلق دارند، در روزگار معاصر نیز موضوع شناخت، حفاظت و مراقبتاند و متخصصان این حوزه در جریان فعالیتهای خود، تجربهها و دانشی به دست میآورند که بخشی از آن در حافظه و سینه آنان نهفته است. تاریخ شفاهی میتواند زمینهای برای استخراج، ثبت و انتقال این اندوختههای تخصصی فراهم کند.
وی با اشاره به اهمیت تاریخ شفاهی در حوزه میراثناملموس نیز گفت: در این حوزه، آثار، فعالیتها و شیوههای انجام کار اهمیت ویژهای دارند. میراثفرهنگی به آثار ملموس محدود نمیشود و میراثناملموس نیز از ظرفیتهای مهم تاریخ شفاهی برای انتقال تجربهها و دانش برخوردار است، ظرفیتی که میتواند حافظه فردی را به حافظه جمعی پیوند دهد و با ثبت و مستندسازی این دانش، زمینه ماندگاری آن را در قالب منابع مکتوب و مستند فراهم آورد.
تاریخ شفاهی؛ ضرورتی برای ایفای مسئولیت میراثفرهنگی
این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر مسئولیت نهاد متولی میراثفرهنگی در ثبت و صیانت از تجربههای تاریخی و تخصصی، خاطرنشان کرد: تهیه تاریخ شفاهی از وظایف میراثفرهنگی است و اگر پیش از این در این زمینه اقدامی صورت نگرفته باشد، باید آن را غفلتی دانست که ضرورت جبران آن وجود دارد.
کاظمی با تفکیک ضرورت تدوین تاریخ شفاهی از چگونگی اجرای آن، اظهار کرد: یک موضوع، ضرورت حرکت به سمت تاریخ شفاهی است و موضوع دیگر، چگونگی انجام این کار. گاهی ناآگاهی از روشها و اقتضائات این حوزه میتواند به عاملی برای به تعویق افتادن کار تبدیل شود؛ زیرا اجرای نادرست نهتنها به ثبت دقیق روایتها کمک نمیکند، بلکه ممکن است به موضوع آسیب بزند و اعتبار و انسجام مجموعه تاریخ شفاهی را مخدوش کند.
وی با اشاره به ظرفیت تاریخ شفاهی برای ثبت دانش و تجربههای مرتبط با صنایع در معرض زوال افزود: پرداختن به صنایعی که در معرض فراموشی یا از میان رفتن قرار دارند، از جمله اقدامات ارزشمند در این حوزه است. عبابافی نمونهای از این صنایع است که ثبت تجربهها، فنون و دانش فعالان آن از طریق تاریخ شفاهی میتواند به حفظ ظرفیتهای موجود و فراهم شدن زمینههای احیای آن کمک کند.
کاظمی در پایان با تلکید بر ضرورت بهرهگیری از نیروهای آشنا با مبانی و روشهای تاریخ شفاهی گفت: اگر فردی شناخت درستی از تاریخ شفاهی نداشته باشد و با مهارتهای اولیه و ثانویه آن آشنا نباشد، ممکن است به موضوعی ارزشمند آسیب بزند و آن را از بین ببرد. ازاینرو، در کنار پذیرش ضرورت تدوین تاریخ شفاهی، باید به چگونگی اجرای آن، دانش تخصصی مورد نیاز و رعایت اصول این فرایند نیز توجه جدی داشت.
انتهای پیام/
نظر شما