حمید الماسینیا خبرنگار و فعال رسانهای در یادداشتی نوشت:استان هرمزگان با برخورداری از مجموعهای متنوع از جزایر در پهنه خلیج فارس، یکی از مهمترین ظرفیتهای کشور برای توسعه گردشگری دریامحور را در اختیار دارد؛ ظرفیتی که اگر در قالب یک برنامه منسجم و شبکهای دیده شود و میتواند فراتر از جذب گردشگر و ایجاد رونق اقتصادی، به بستری برای معرفی میراث طبیعی، تاریخی و فرهنگی خلیج فارس تبدیل شود.
جزیره قشم به دلیل گستره جغرافیایی، تنوع کمنظیر پدیدههای زمینشناختی، ظرفیتهای فرهنگی و زیرساختهای گردشگری، میتواند نقش محوری در شکلگیری و هدایت این شبکه ایفا کند.
جزایر خلیج فارس هرکدام هویت و ویژگیهای منحصربهفردی دارند، جزیره هرمز با چشماندازهای زمینشناختی و تنوع رنگی خاک، هنگام با طبیعت دریایی و زیستگاه آبزیان، فارور با ارزشهای طبیعی و زیستمحیطی، نخیلو با اهمیت زیستگاهی و حیات پرندگان دریایی، ابوموسی با ظرفیتهای طبیعی و دریایی و کیش با پیشینه تجارت، دریانوردی و گردشگری، هر یک بخشی از یک منظومه بزرگ طبیعی و تمدنی را شکل میدهند، همچنین جزیره قشم نیز با ژئوپارک جهانی، جنگلهای حرا، سواحل، میراث تاریخی و فرهنگ زنده جوامع محلی، میتواند حلقه اتصال و نقطه آغاز معرفی این مجموعه به گردشگران داخلی و بینالمللی باشد.
با این حال، هنوز بخش مهمی از ظرفیت جزایر خلیج فارس در چارچوبی محدود و عمدتاً تفریحی معرفی میشود، تصاویر سواحل، آبهای فیروزهای و تفریحات دریایی، اگرچه بخشی از جذابیت این جزایر را نشان میدهند، اما تمام داستان نیستند بلکه در این پهنه آبی، میلیونها سال تاریخ زمین در لایههای سنگی و چشماندازهای طبیعی ثبت شده است؛ جنگلهای دریایی حرا، زیستگاههای حساس آبزیان، مسیرهای مهاجرت پرندگان، تنوع زیستی دریایی و میراث تجارت و دریانوردی، هرکدام روایت مستقلی از اهمیت خلیج فارس دارند.
از سوی دیگر، این جزایر تنها مجموعهای از جاذبههای طبیعی نیستند؛ آنها خانه جوامعی هستند که فرهنگ، معیشت، زبان، موسیقی، خوراک، آیینها و شیوه زیستشان در پیوندی دیرینه با دریا شکل گرفته است و دانش بومی صیادان، شیوههای سنتی صید، ساخت و استفاده از شناورهای محلی، صنایع دستی دریایی، آیینهای ساحلی و روایتهای نسلبهنسل مردمان جزیره، بخشی از میراث ناملموس خلیج فارس به شمار میروند؛ میراثی که در صورت بیتوجهی، ممکن است زیر سایه توسعه نامتوازن گردشگری بهتدریج کمرنگ شود.
در چنین شرایطی، آینده گردشگری جزایر هرمزگان را باید در عبور از الگوی جزیرهمحور و حرکت به سمت گردشگری شبکهای جستوجو کرد و در این الگو، جزایر بهصورت مقصدهایی مستقل اما مرتبط با یکدیگر معرفی میشوند و گردشگر به جای محدودشدن به بازدید از یک نقطه، با مجموعهای از تجربههای طبیعی، علمی، تاریخی و فرهنگی در پهنه خلیج فارس روبهرو خواهد شد.
این رویکرد میتواند مسیرهای موضوعی گردشگری طراحی کند؛ از گردشگری زمینشناسی و طبیعتگردی در قشم و هرمز تا پرندهنگری و مشاهده حیات دریایی، گردشگری میراث تجارت و دریانوردی، تجربه فرهنگ بومی و بازدید مسئولانه از زیستگاههای حساس جزایر صورت بگیرد.
جزیره قشم در این میان میتواند نقش یک محور راهبردی را بر عهده بگیرد؛ محوری که نه با تمرکز انحصاری بر امکانات و جاذبههای خود، بلکه با ایجاد پیوند میان ظرفیتهای جزایر پیرامونی، به توسعه متوازن گردشگری در منطقه کمک کند و با بهرهگیری از موقعیت ژئوپارک جهانی قشم، ظرفیت اقامتگاههای بومگردی، اسکلههای گردشگری، راهنمایان محلی و تجربههای فرهنگی جزیره، امکان طراحی بستههای سفر چندمقصدی و معرفی یکپارچه میراث خلیج فارس را فراهم میکند.
البته تحقق چنین چشماندازی نیازمند برنامهریزی فراتر از تبلیغات گردشگری است و با ایجاد مسیرهای دریایی ایمن و منظم، هماهنگی میان دستگاههای متولی، ارتقای زیرساختهای حملونقل و خدمات، آموزش راهنمایان تخصصی، تدوین استانداردهای بازدید از مناطق حساس زیستمحیطی و توسعه زیرساختهای اطلاعرسانی، از جمله ضرورتهای این مسیر است، بلکه باید میان توسعه گردشگری و ظرفیت برد زیستمحیطی جزایر تعادل برقرار شود؛ چراکه افزایش تعداد گردشگران، بدون مدیریت پسماند، حفاظت از زیستگاهها و نظارت بر فعالیتهای دریایی، میتواند همان سرمایهای را تهدید کند که اساس جذابیت این مقاصد است.
نکته مهم دیگر، جایگاه مردم محلی در این الگوی توسعه است و گردشگری پایدار زمانی معنا پیدا میکند که ساکنان جزایر صرفاً میزبان گردشگران نباشند، بلکه در طراحی، مدیریت و بهرهبرداری از فرصتهای اقتصادی آن نقش واقعی داشته باشند.
صیادان، زنان هنرمند، فعالان صنایع دستی، صاحبان اقامتگاههای بومگردی، راهنمایان محلی و تولیدکنندگان محصولات بومی باید در زنجیره ارزش گردشگری سهم داشته باشند و با توسعه بازار صنایع دستی، معرفی خوراک ومحصولات محلی، حمایت از کسبوکارهای خرد و آموزش نسل جوان برای ورود به مشاغل تخصصی گردشگری، میتواند به توزیع عادلانهتر منافع این صنعت کمک کند.
از این منظر، گردشگری دریامحور در هرمزگان نباید صرفاً به افزایش آمار سفر یا توسعه امکانات تفریحی در سواحل محدود شود، بایستی شاخص موفقیت آن باید در میزان حفاظت از میراث طبیعی، استمرار فرهنگ بومی، افزایش درآمد جوامع محلی، ایجاد اشتغال پایدار و ارتقای جایگاه جزایر خلیج فارس در نقشه گردشگری فرهنگی و علمی جهان سنجیده شود.
خلیج فارس تنها یک پهنه آبی و مجموعهای از مقصدهای تفریحی نیست؛ این دریا بخشی از حافظه طبیعی و تمدنی ایران است و جزایر آن روایتگر تاریخ زمین، تنوع زیستی، تجارت دریایی، ارتباطات فرهنگی و شیوه زیست مردمانی هستند که قرنها با دریا زندگی کردهاند که با معرفی این میراث به جهان، نیازمند نگاهی فراتر از تبلیغات گردشگری و مبتنی بر شناخت علمی، حفاظت مسئولانه و روایتگری فرهنگی است.
اکنون هرمزگان میتواند با تدوین یک نقشه راه جامع برای گردشگری شبکهای جزایر و تعریف جایگاه محوری قشم، گام مهمی در این مسیر بردارد و آینده گردشگری خلیج فارس در گرو پیوند دادن جزایر، ظرفیتها و روایتهای آنهاست؛ پیوندی که در آن طبیعت حفظ شود، میراث فرهنگی تداوم یابد و مردم محلی از ثمرات توسعه بهرهمند شوند.
جزایر خلیج فارس باید نه فقط بهعنوان مقصدهایی برای سفر، بلکه بهعنوان گنجینههایی زنده از میراث طبیعی و تمدنی ایران به جهان معرفی شوند.
انتهای پیام/
نظر شما