بهنوش بساک کاظمی، قصهگو و کارشناس مردمشناسی در یادداشتی نوشت: عروسکهای بومی فقط اسباببازی نیستند، آنها زندگی فشرده یک فرهنگ در ابعاد کوچکاند. هر عروسک محلی، بازتابی از پوشش، باورها، نقشهای اجتماعی، آرزوها و حتی رنجها و شادیهای زنان یک سرزمین است. در حقیقت، پیش از آنکه کتابهای جامعهشناسی نوشته شوند، این عروسکها بودند که بیصدا تاریخ زنانهی اقوام را روایت میکردند.
در بسیاری از مناطق ایران، عروسکسازی یک هنر زنانه بوده است، هنری که در دل خانهها شکل میگرفت. مادران و مادربزرگها با تکهپارچههای باقی مانده از دوخت لباس، با نخ، پشم، دکمه و مهره، برای دختران عروسک میساختند این فرآیند فقط ساخت یک وسیله بازی نبود یک شیوه انتقال فرهنگ بود، دختران در کنار دوخت عروسک، دوختودوز، صبوری، ظرافت، خلاقیت و حتی مدیریت منابع را یاد میگرفتند.
در واقع، عروسک بومی نخستین «الگوی زنانه»ای بود که کودک در دست میگرفت، نوع لباس عروسک، روسری، دامن، زیورآلات و حتی شکل بستن موها، تصویری از هویت زن بومی را به دختر منتقل میکرد، او از طریق بازی، با نقشهای آیندهاش آشنا میشد: مادری، مراقبت، مسئولیتپذیری و ارتباط عاطفی.
این یادگیری، مستقیم و آموزشی نبود بلکه در دل بازی و تخیل شکل میگرفت، و به همین دلیل عمیق و ماندگار بود.
از سوی دیگر، عروسکهای بومی برای زنان بزرگسال نیز کاربرد داشتند. در برخی فرهنگ ها، ساخت عروسک بخشی از آیینها، نذرها یا مراسم محلی بوده است گاهی عروسک نماد آرزو، باروری، محافظت یا خیر و برکت بهشمار میآمد بنابراین عروسک، پیوندی میان زندگی روزمره و جهان باورها ایجاد میکرد.
امروز که کودکان در محاصره اسباببازیهای صنعتی و بیهویت جهانی قرار دارند، عروسک بومی میتواند نقش مهمی در تقویت حس تعلق، عزتنفس فرهنگی و شناخت ریشهها ایفا کند وقتی دختری با عروسکی بازی میکند که شبیه زنان سرزمین خودش لباس پوشیده، ناخودآگاه احساس میکند فرهنگ او نیز زیبا، ارزشمند و قابل دیده شدن است.
از نگاه تربیتی نیز این عروسکها ابزار قدرتمندی برای گفتوگو میان نسلها هستند. مادربزرگ میتواند از طریق یک عروسک، داستان کودکیاش را تعریف کند، مادر میتواند درباره پوشش سنتی توضیح دهد و کودک، فرهنگ را نه در قالب درس، بلکه در قالب خاطره و عاطفه دریافت میکند.
به همین دلیل، احیای عروسکهای بومی مانند کاری که در کتاب «بیبی بیگک» نوشتهی زینب موسوی انجام شده فقط یک اقدام هنری نیست یک حرکت فرهنگی، هویتی و حتی تربیتی است. این عروسکها، پلی میان گذشته و آیندهاند پلی که از دستان زنان ساخته شده و به دل کودکان میرسد.
کتاب «بیبی بیگَک» تنها یک اثر کودک نیست، یک احیای فرهنگی است. اثری که ریشه در عروسکهای بومی هندیجان دارد و با عشق، دانش و تجربهی یک مربی دغدغهمند خلق شده است. خانم زینب موسوی، که سالها در کانون پرورش فکری به عنوان مربی فعالیت میکرد و امروز معلم آموزشوپرورش است، در این کتاب نهتنها نویسندگی کرده بلکه سازندهی خودِ عروسک هم هست و همین، کتاب را از یک روایت ساده کودکانه فراتر میبرد و آن را به مجموعهای هویتساز و میراثمحور تبدیل میکند. انتشارات کانون پرورش فکری با چاپ این اثر، گامی مهم در مسیر احیای عروسکهای بومی ایران برداشته است عروسکهایی که بخشی از حافظه جمعی، آیینها و خیال کودکان جنوب ما بودهاند و با گذر زمان در خطر فراموشی قرار داشتند بهعنوان فردی که سالها در حوزه کودک فعالیت داشتهام و بهعنوان نویسنده، خواندن «بیبی بیگک» برایم تجربهای سرشار از لذت و تأمل بود. زیرا کتاب دقیقاً همان نقطهای را نشانه میگیرد که امروز بیش از هر زمان دیگر به آن نیاز داریم: بازگرداندن میراثفرهنگی به دنیای کودک، آن هم با زبانی ساده، قصهای روان و تصویری روشن از ارزشهای بومی.
این کتاب ثابت کرده که وقتی مربی قصهگو، هنرمند و پژوهشگر کنار هم قرار میگیرند، نتیجه یک اثر اصیل میشود. «بیبی بیگک» پلی است میان کودکان امروز و فرهنگ دیروز، پلی که با خلاقیت، ظرافت و شناخت عمیق از جهان کودک ساخته شده است. این کتاب برای من نه فقط یک داستان، بلکه نمونهای موفق از بازآفرینی میراث ناملموس در قالب ادبیات کودک است. اثری قابل تقدیر، آموزنده و الهامبخش برای همه مربیان، نویسندگان و فعالان حوزه کودک.
انتهای پیام/
نظر شما