در دشتهای بهبهان، جایی که زاگرس به آرامی در افق محو میشود، محوطهای سر برآورده که هزاران سال خاموش مانده بود؛ چگاسفلی، یکی از کهنترین جامعههای آیینی هزارهٔ پنجم پیش از میلاد.
عباس مقدم، باستانشناس، روایت میکند: نخستین بررسی آلمانیها در دههٔ ۱۳۵۰ تنها آغاز ماجرا بود. لایههای تازه نشان میدهد اینجا جامعهای پیچیده بوده؛ جامعهای که مرگ را همانقدر مهم میدانست که زندگی.
در گورستان چگاسفلی، تدفینها خانههایی ساختهشدهاند؛ گورهایی با معماری کامل، با آجر، با تناسبات دقیق؛ انگار معماران، آخرین منزل مردگان را بنا کردهاند.
در بخش زیستگاهی، نیایشگاهی با ۷۳ سنگ افراشته پیدا شده؛ سکویی برای هدیه، سکویی برای نیایش. نشانی از جامعهای که ایمان، ستون زندگیاش بوده.
اما مهمترین کشف، جایگاه زنان است: از ۱۰۲ تدفین، بیش از نیمی زناناند. زنانی با اشیای نمادینی مانند شمشیر و وزنهٔ سنگی؛ نشانی از اقتدار. «خاتون»، زن ۲۵ سالهای که کنار گور ۵۲ نفره دفن شده، چهرهٔ برجستهٔ این روایت است؛ زنی که مقدم او را «پاسدار نظم و قانون» آن جامعه میخواند.
در نخستین گور آجری شناختهشده جهان نیز آخرین فرد دفنشده یک زن است و جمجمههای تغییرشکلیافته—نشانهٔ طبقهٔ ممتاز—بیشتر از آنِ زنان.
مقدم اما میگوید: نیایشگاه اعظم چگاسفلا هنوز پیدا نشده.راز بزرگ، هنوز زیر خاک است...
انتهای پیام/
نظر شما