مژگان نهاوندی-رئیس دبیرخانه کانون ملی هماهنگی گردشگری در یادداشتی در خصوص ابر رویداد اربعین نوشت:راهپیمایی اربعین تنها بزرگترین اجتماع زیارتی جهان نیست؛ بلکه نمونهای کمنظیر از مدیریت مقصد، مشارکت مردمی و همافزایی فرهنگی است. این رویداد عظیم با گردهم آوردن میلیونها زائر از کشورهای مختلف، ظرفیتهای بیبدیلی برای توسعه گردشگری مذهبی، دیپلماسی فرهنگی و حکمرانی مشارکتی به نمایش میگذارد و میتواند به الگویی جهانی در مدیریت رویدادهای بزرگ تبدیل شود.
هر ساله، با فرا رسیدن ماه صفر، مسیرهایی در جنوب عراق و بخشهایی از ایران، صحنهای بینظیر از تپش قلبهایی میشود که برای رسیدن به کربلا میتپند. اربعین، دیگر فقط یک مراسم مذهبی شیعیان نیست؛ بلکه به پدیدهای تبدیل شده که اقتصاددانان، جامعهشناسان و کارشناسان گردشگری جهان را به تأمل واداشته است. میلیونها انسان از صدها ملیت، با گویشها و رنگهای پوست مختلف، در مسیری واحد قدم میگذارند تا حماسهای بیافرینند که نه در هیچ کتاب راهنمای سفر، بلکه در دلها و جانها ثبت شده است.
راهپیمایی اربعین با حضور میلیونها زائر از کشورهای مختلف، نه تنها بزرگترین اجتماع زیارتی جهان، بلکه یکی از پیچیدهترین نمونههای مدیریت مقصد در مقیاس بینالمللی به شمار میآید. ابعاد گسترده جابهجایی زائران، تنوع فرهنگی مشارکتکنندگان، گستره خدماترسانی و هماهنگی میان نهادهای مختلف، اربعین را از یک مناسک دینی صرف به پدیدهای قابل مطالعه در حوزه سیاستگذاری و مدیریت گردشگری تبدیل کرده است.
کارشناسان مدیریت شهری، این هماهنگی خودجوش اما گسترده را «شگفتیساز» میخوانند. از بیمارستانهای صحرایی با تجهیزات پیشرفته گرفته تا شبکههای توزیع آب و غذا، از سیستمهای حملونقل چندلایه تا نیروهای امنیتی و امدادی، همه در کنار هم قرار میگیرند تا سفری امن و معنوی رقم بخورد. این هماهنگی، نه با بخشنامههای اداری محض، بلکه با «حس مسئولیت جمعی» معنا مییابد.
موفقیت یک مقصد تنها با توسعه زیرساختهای فیزیکی سنجیده نمیشود، بلکه کیفیت حکمرانی، مشارکت ذینفعان، مدیریت تجربه بازدیدکنندگان، تابآوری مقصد، پایداری خدمات و سرمایه اجتماعی از مهمترین شاخصهای ارزیابی آن محسوب میشوند. اربعین در بسیاری از این مؤلفهها، تجربهای متمایز ارائه میدهد؛ تجربهای که بر پایه همافزایی میان دولت، جوامع محلی، تشکلهای مردمی و شبکه گسترده خدمترسانی داوطلبانه شکل گرفته است.
وجه تمایز اربعین در مقایسه با بسیاری از رویدادهای بزرگ گردشگری، اتکای آن به سرمایه اجتماعی و فرهنگ میزبانی است. در این رویداد، خدمترسانی صرفاً یک فعالیت اجرایی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و دینی جامعه میزبان به شمار میرود. این ویژگی، الگویی از حکمرانی مشارکتی در مدیریت مقصد را به نمایش میگذارد؛ الگویی که در آن مسئولیت ارائه خدمات میان نهادهای عمومی، بخش مردمی و جوامع محلی توزیع شده و نتیجه آن، خلق تجربهای متفاوت برای زائران است.
شاید مهمترین درس اربعین برای جهان، الگوی «حکمرانی مشارکتی» باشد. در بسیاری از نقاط جهان، مدیریت رویدادهای بزرگ، فرآیندی کاملاً دولتی و از بالا به پایین است. اما در اربعین، دولتها (عراق و ایران) زیرساختهای کلان را فراهم میکنند، اما روح اصلی خدمترسانی بر دوش مردم است. خیّرین، تشکلهای مردمی، کسبه، کشاورزان و حتی کودکانی که یک لیوان آب به زائر تعارف میکنند، همه بخشی از یک اکوسیستم عظیم خدمترسانی هستند.
از منظر توسعه گردشگری، اربعین ظرفیت آن را دارد که فراتر از یک رویداد سالانه، به بستری برای ارتقای جایگاه ایران در نظام گردشگری مذهبی منطقه تبدیل شود. حضور گسترده زائران خارجی، فرصتی برای معرفی میراث فرهنگی، تقویت تعاملات بینفرهنگی، توسعه دیپلماسی عمومی و ارتقای تصویر مقصد ایران در ذهن گردشگران فراهم میآورد. امروزه برند مقصد تنها با تبلیغات شکل نمیگیرد؛ بلکه حاصل تجربه واقعی بازدیدکنندگان از امنیت، کیفیت خدمات، مهماننوازی، نظم، دسترسی و تعاملات فرهنگی است و اربعین میتواند در همه این ابعاد نقشی تعیینکننده ایفا کند.
با این همه، بزرگی این رویداد، چالشهایی کماهمیت را نیز به همراه دارد. ازدحام جمعیت، فرسایش زیرساختهای جادهای، فشار بر منابع آب و انرژی، و گاها ناهماهنگی بین دستگاههای اجرایی، گوشههایی از واقعیت تلخ این حماسه است. آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، گذار از «مدیریت بحران» به «مدیریت راهبردی» است.
در جهان، مدیریت رویدادهای بزرگ گردشگری با اتاقهای کنترل دادهمحور، سیستمهای پیشبینی جمعیت، اپلیکیشنهای هوشمند مسیریابی و برنامههای پایداری زیستمحیطی مدیریت میشوند. اربعین نیز برای ماندگاری و ارتقاء، نیازمند بهرهگیری از این ابزارهاست، بیآنکه روح معنوی خود را از دست بدهد. باید بتوانیم تعداد زائران را با ظرفیت مسیرها بسنجیم، کیفیت خدمات را پایش کنیم، و مهمتر از آن، تأثیرات زیستمحیطی این حضور عظیم را به حداقل برسانیم. حفظ نخلستانها و رودخانههای مسیر، به اندازه حفظ جان زائران اهمیت دارد. بهکارگیری این رویکردها در مدیریت اربعین میتواند ضمن ارتقای کیفیت خدمات، رضایت زائران، ایمنی سفر و پایداری مقصد را نیز افزایش دهد.
یکی از مهمترین گامهای مغفولمانده، «دانشافزایی» از دل این تجربه عظیم است. هر س
خانم نهاوندی: اله، هزاران مدیر اجرایی، امدادگر، پزشک و برنامهریز، در این رویداد به صورت عملی آموزش میبینند، اما این دانایی، کمتر ثبت، مستند و تحلیل میشود. چه میشد اگر تجربه مدیریت بحران در اربعین، به صورت کتابهای درسی و مقالات علمی درمیآمد؟ چه میشد اگر الگوی موکبداری ایرانی، به عنوان یک «استاندارد ملی» برای گردشگری مذهبی تدوین میشد؟
ایجاد پژوهشکدههای تخصصی اربعین، برگزاری همایشهای بینالمللی با حضور کارشناسان گردشگری و آموزش نیروهای جوان بر اساس تجربیات سالهای گذشته، میتواند ایران را به قطب دانش مدیریت گردشگری زیارتی در جهان تبدیل کند. این دانش، نه تنها برای بهبود کیفیت داخلی مفید است، بلکه میتواند به کشورهایی مانند عربستان، اردن یا حتی کشورهای اروپایی که میزبان زائران مسیحی هستند، صادر شود.
اربعین، امروز به قلبی تپنده در جغرافیای تشیع و فراتر از آن، به الگویی از همزیستی مسالمتآمیز و همدلی انسانی تبدیل شده است. این سرمایه عظیم، اگر با نگاهی کوتاهمدت و صرفاً تشریفاتی مدیریت شود، به مرور فرسوده خواهد شد. اما اگر به مثابه یک «برند ملی» و یک «ظرفیت راهبردی» دیده شود، میتواند فصل نوینی در دیپلماسی فرهنگی، اقتصاد گردشگری و حتی همگرایی منطقهای بگشاید.
مسیر توسعه پایدار در گردشگری، از تلفیق «اصالتهای فرهنگی» با «دانش روز» میگذرد. اربعین، این پیادهروی بیپایان عاشقان، میتواند الهامبخش مدلی باشد که در آن، خدمت به خلق، نه یک پروژه، که یک فرهنگ، و گردشگری، نه یک صنعت، که سفری به عمق انسانیت است. حال، نوبت مدیران، اندیشمندان و فعالان این عرصه است تا این میراث گرانبها را از یک رویداد سالانه به یک جریان پویا و ماندگار برای آیندههای دور تبدیل کنند.
انتهای پیام/
نظر شما