علیرضا برفروشان طراح و پژوهشگر حوزههای هنرهای ملی، مردمشناسی هنر، فناوریهای میراثی و ثبت میراثفرهنگی در یادداشتی نوشت: گروه پژوهشی هنرهای ملی، با پیشینهای نزدیک به یک قرن، یکی از قدیمیترین نهادهای تخصصی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و از ارکان تاریخی شکلگیری این وزارت بهشمار میآید. این مجموعه که صورت تحولیافته مدرسه صنایع قدیمه (۱۳۰۹ خورشیدی) است، در کنار نهادهای باستانشناسی (اداره عتیقات در ۱۲۹۷ خورشیدی) و مردمشناسی (بنگاه مردمشناسی در ۱۳۱۶ خورشیدی)، از نخستین سازمانهای تخصصی کشور در حوزه حفاظت از میراثفرهنگی محسوب میشود. ساختار گروه پژوهشی هنرهای ملی از دو بخش اصلی پژوهشی و کارگاههای هنری تشکیل شده است؛ ترکیبی که آن را از بسیاری از مراکز پژوهشی متمایز ساخته و امکان پیوند میان پژوهش، آموزش و عمل را فراهم آورده است.
مأموریت اصلی گروه پژوهشی هنرهای ملی، همسو با مأموریت وزارت میراثفرهنگی، بر حفاظت از هنرهای ملی استوار است. این گروه پژوهشی یکی از قدیمیترین نهادهای رسمی کشور در حوزه تحقیق، توسعه، آموزش، آفرینش، حفظ و اشاعه هنرهای ملی ایران در دوران معاصر بهشمار میآید و همواره از مراجع برجسته گفتمانهای غالب در این عرصه بوده است. ماهیت فعالیتهای گروه پژوهشی هنرهای ملی اساساً خدمتمحور است و بخش عمده ارزشآفرینی آن از طریق ارائه خدمات تخصصی پژوهشی، آموزشی، موزهای، نمایشگاهی، مشاورهای و گفتمانی تحقق مییابد. این خدمات، افزون بر ایفای نقش در حفاظت، بستری برای تعامل میان هنرمندان، پژوهشگران، دانشجویان، سیاستگذاران، گردشگران و دیگر گروههای ذینفع نیز فراهم میکند.
کارگاههای هنری گروه پژوهشی هنرهای ملی در طول تاریخ معاصر از مهمترین کانونهای آفرینش هنرهای ملی بودهاند. فعالیت این کارگاهها، برخلاف کارگاههای تولیدی و تجاری، بر خلق آثار تکنسخه با رویکردهای پژوهشی، آموزشی و حفظ اصالتهای هنری استوار بوده است. همچنین فعالیت هنرمندان برجسته و جریانساز در یک قرن گذشته، جایگاه گروه پژوهشی هنرهای ملی را بهعنوان یکی از مهمترین مراکز شکلگیری هنرهای ملی معاصر تثبیت کرده است. علاوه بر آن، گنجینهای از آثار هنری فاخر این هنرمندان در گروه پژوهشی هنرهای ملی موجود است که بخشی از حافظه تاریخی مجموعه و میراث هنرهای ملی معاصر ایران به شمار میآید و نقشی اساسی در فعالیتهای پژوهشی، آموزشی و نمایشگاهی این مجموعه ایفا میکند.
یکی دیگر از مهمترین ویژگیهای گروه پژوهشی هنرهای ملی، کارکرد آن بهعنوان موزه زنده هنرهای ملی ایران است؛ برخلاف موزههای متعارف که صرفاً آثار تاریخی را به نمایش میگذارند، در این مجموعه، فرایند زنده خلق آثار هنری، حضور هنرمندان بهعنوان حاملان میراثفرهنگی ناملموس و انتقال مستقیم دانش و تجربه به مخاطبان، امکان مشاهده و درک لایههای پیدا و پنهان هنرهای ملی را فراهم میآورد. مخاطب در این فضا تنها با محصول نهایی مواجه نیست، بلکه با شیوههای اندیشیدن، مهارتهای اجرایی، دانش ضمنی و روایتهای هنرمندان نیز ارتباط برقرار میکند و از طریق مشاهده و مشارکت در فرایند زنده آفرینش اثر، میتواند تجربهای زیسته و پدیدارشناختی نیز از هنرهای ملی به دست آورد؛ ظرفیتی که گروه پژوهشی هنرهای ملی را به نمونهای کمنظیر از حفاظت زنده میراثفرهنگی تبدیل کرده است. این موزه، جلوهگاه (ویترین) مجموعهای منتخب از هنرهای ملی در پایتخت ایران است. تجمع طیف متنوعی از این هنرها در یک مجموعه تخصصی، همراه با مأموریتهای متعدد سازمانی، مزیتی است که در کارگاههای مستقل، پراکنده و بازارمحور کشور وجود ندارد.
تحولات چند دهه اخیر در حوزه میراثفرهنگی، بهویژه تصویب کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو برای پاسداری از میراثفرهنگی ناملموس، اهمیت دانشها، مهارتها و سنتهای زنده را بیش از پیش آشکار ساخته و موجب رقابت گسترده میان کشورها در این عرصه شده است. مقوله میراث ناملموس بخش مهمی از ظرفیتها و عملکردهایی است که سالهاست در گروه پژوهشی هنرهای ملی جریان دارد. در این مجموعه، عناصر میراث ناملموس ـ شامل دانشها، مهارتها، فنون و شیوههای اجرایی، سنتها، آیینها، روایتها، نمادها، معانی و مجموعه گستردهای از دانش ضمنی و نظامهای انتقال دانش ـ بهصورت زنده، حفظ و مستند میشوند و از طریق تعامل مستقیم با هنرمندان برای مخاطبان قابل مشاهده، درک و تجربه هستند. ازاینرو، گروه پژوهشی هنرهای ملی را میتوان بهمثابه موزه زنده میراث ناملموس هنرهای ملی نیز دانست. این کارکرد، جایگاه تخصصی و مرجعیت علمی این مرکز را در حوزه مطالعات و پاسداری از میراث ناملموس هنرهای ملی تثبیت کرده است. از سوی دیگر، بهطور طبیعی تغییر مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی در تولیدات هنری، تحولات صنعتی ناشی از مدرنیزاسیون و غلبه ملاحظات اقتصادی، بهتدریج موجب دگرگونی یا حذف بسیاری از فناوریهای سنتی و میراثی در جامعه میشوند. با توجه به نقش گروه پژوهشی هنرهای ملی در شناسایی، مستندسازی، حفظ و انتقال فناوریهای کهن و میراثی ـ شامل ایدهها، دانشها، مهارتها، ابزارها، مواد و شیوههای اجرایی سنتی ـ یکی دیگر از کارکردهای این مجموعه بهمثابه موزه زنده فناوریهای کهنِ هنرهای ملی شناخته میشود. ازاینرو، مرجعیت و نقش گروه پژوهشی هنرهای ملی در حفاظت از فناوریهای کهن هنرهای ملی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در مجموع، مطالب پیشگفته نشان میدهند گروه پژوهشی هنرهای ملی نهادی صرفاً پژوهشی نیست، بلکه ساختاری گسترده، چند وجهی و خدمتمحور است که پژوهش، آموزش، آفرینش هنری، حفاظت از میراث ناملموس و فناوریهای کهن و اشاعه آنها و ارائه خدمات تخصصی را در قالب یک ساختار منسجم گرد هم آورده است. عاملیت این مجموعه در آنچه که گفته شد، میتواند تبدیل به مرجعیت برای شبکهسازی و توسعه زیستبوم هنرهای سنتی و ملی کشور شود. تجمیع این ظرفیتها و سوابق درخشان یکصدساله، گروه پژوهشی هنرهای ملی را به یکی از سرمایههای تاریخی، علمی، فرهنگی و راهبردی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و پژوهشگاه تبدیل کرده است. ازاینرو، بازشناسی این مجموعه و انعکاس جایگاه و کارکردهای آن در سیاستها، ساختارها و نظام مدیریتی، ضرورتی ملی است و میتواند زمینه بهرهگیری مؤثرتر از این نهاد تخصصیِ ارزشمند کشور در حوزه میراثفرهنگی و هنرهای ملی را فراهم آورد.
انتهای پیام/

نظر شما