حسین اصغری ثانی، رئیس موزه بزرگ خراسان در یادداشتی نوشت: ثبت جهانی مجموعه قلعه الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو، فرصتی برای بازاندیشی در شیوه مواجه با میراثفرهنگی در ایران فراهم کرده است. با وجود موفقیتهای ایران در ثبت آثار جهانی، همچنان این پرسش مطرح است که چرا این دستاوردها کمتر به افزایش قدرت نرم، توسعه پایدار و ارتقای جایگاه بینالمللی کشور منجر شدهاند؟
ثبت جهانی مجموعه تاریخی الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو، بیتردید یکی از مهمترین موفقیتهای سالهای اخیر میراث فرهنگی ایران است. این موفقیت حاصل سالها پژوهش، مستندسازی، حفاظت و تلاش کارشناسانی است که توانستند ارزش برجسته جهانی این مجموعه را برای جامعه بینالمللی به اثبات برسانند. اما درست از همان لحظهای که نام الموت در فهرست میراث جهانی ثبت شد، پرسشی مهمتر از خودِ ثبت پیش روی ما قرار گرفت؛ پرسشی که آینده این دستاورد را تعیین خواهد کرد.
آیا ثبت جهانی، پایان یک پرونده است یا آغاز یک مسئولیت؟
در ایران، معمولاً ثبت جهانی یک اثر بهعنوان نقطه اوج یک فرآیند تلقی میشود. جشن گرفته میشود، پیامهای تبریک منتشر میشود و پرونده بستهشده فرض میشود. در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان میدهد ثبت جهانی، نه پایان راه، بلکه آغاز مرحلهای بسیار دشوارتر است؛ مرحلهای که در آن باید نشان داد این میراث چگونه میتواند برای جامعه امروز و نسلهای آینده ارزشآفرین باشد.
واقعیت آن است که جهان امروز دیگر تنها بر سر منابع طبیعی، قدرت نظامی یا فناوری رقابت نمیکند. کشورها بر سر «روایت» نیز رقابت میکنند. هر تمدنی تلاش میکند داستان خود را بهتر روایت کند، هویت خود را معتبرتر نشان دهد و گذشته تاریخی خود را به سرمایهای برای آینده تبدیل کند. در چنین جهانی، میراث فرهنگی دیگر صرفاً مجموعهای از بناهای تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از سرمایه راهبردی کشورها برای افزایش اعتبار، اعتماد و نفوذ بینالمللی است. ایران از این منظر، یکی از غنیترین کشورهای جهان است. از تختجمشید و پاسارگاد تا میدان نقش جهان، قناتهای تاریخی، باغهای ایرانی و اکنون مجموعه قلعه الموت، هر یک بخشی از حافظه تمدنی بشر را نمایندگی میکنند. اما پرسش مهم اینجاست که آیا ما توانستهایم این سرمایه عظیم را به همان اندازه که شایسته آن است، به مزیت ملی تبدیل کنیم؟
اگر صادقانه پاسخ دهیم، باید بگوییم هنوز نه.
طی سالهای گذشته، بخش بزرگی از انرژی وزارت میراث فرهنگی صرف تهیه پروندههای ثبت جهانی شده است؛ اقدامی ارزشمند و ضروری که باید ادامه یابد. اما پس از ثبت، اغلب با خلأیی جدی روبهرو میشویم. بسیاری از آثار جهانی ما هنوز نتوانستهاند به موتور محرک توسعه منطقهای، آموزش عمومی، پژوهشهای بینرشتهای، اقتصاد فرهنگ، دیپلماسی فرهنگی یا برندسازی ملی تبدیل شوند. گویی ثبت جهانی، پایان مأموریت تلقی شده است، نه آغاز آن.
ثبت جهانی الموت، فرصت مناسبی است تا این نگاه را تغییر دهیم.
الموت فقط یک دژ تاریخی نیست؛ بخشی از روایتی بزرگتر درباره تاریخ، اندیشه، معماری، سازمان اجتماعی و تحولات سیاسی ایران است. اگر این روایت بهدرستی بازخوانی و عرضه شود، الموت میتواند به یکی از مهمترین مراکز گفتوگوی فرهنگی، پژوهشهای علمی و گردشگری فرهنگی در منطقه تبدیل شود. اما تحقق این هدف، نیازمند نگاهی فراتر از حفاظت کالبدی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم که مأموریت اصلی ما پس از ثبت جهانی چیست؟
آیا تنها باید از یک اثر محافظت کنیم یا باید از ظرفیت آن برای خلق فرصتهای جدید نیز بهره ببریم؟ آیا وظیفه ما فقط مرمت بناهاست یا روایت تمدنی ایران برای افکار عمومی جهان نیز بخشی از این مسئولیت است؟ آیا ثبت جهانی باید صرفاً یک افتخار نمادین باقی بماند یا میتواند به ابزاری برای توسعه پایدار، تقویت هویت ملی، رونق اقتصاد محلی و افزایش قدرت نرم ایران تبدیل شود؟
پاسخ به این پرسشها، آینده سیاست میراث فرهنگی کشور را رقم خواهد زد.
به گمان من، زمان آن رسیده است که از «پارادایم ثبت» به «پارادایم حکمرانی» عبور کنیم. موفقیت واقعی زمانی حاصل میشود که هر اثر ثبتشده، در کنار حفاظت از اصالت و تمامیت خود، بتواند به تولید ارزش فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بینالمللی نیز کمک کند. در چنین نگاهی، ثبت جهانی آغاز یک چرخه ارزشآفرینی است؛ چرخهای که از حفاظت آغاز میشود، با پژوهش، روایتسازی، مشارکت جوامع محلی و گردشگری پایدار ادامه مییابد و در نهایت به ارتقای جایگاه ایران در عرصه بینالمللی منتهی میشود.
ثبت جهانی الموت، تنها افزودن نام یک اثر به فهرست یونسکو نیست؛ این رویداد میتواند نقطه آغاز بازنگری در سیاست میراث فرهنگی ایران باشد. اگر از این فرصت برای طراحی الگوی تازهای از حکمرانی میراث بهره بگیریم، الموت فقط یک پرونده موفق نخواهد بود؛ بلکه به الگویی برای تبدیل میراث فرهنگی به سرمایهای راهبردی در خدمت توسعه، هویت و آینده ایران بدل خواهد شد.
شاید مهمترین دستاورد ثبت جهانی الموت، نه خودِ ثبت، بلکه فرصتی باشد که برای تغییر این نگاه در اختیار ما قرار داده است؛ فرصتی برای آنکه از خود بپرسیم: «بعد از ثبت جهانی، چه باید کرد؟» آینده میراث فرهنگی ایران، بیش از آنکه به تعداد آثار ثبتشده وابسته باشد، به کیفیت پاسخی بستگی دارد که به این پرسش خواهیم داد.
انتهای پیام/

نظر شما