محمد حیدریپور کارشناس پخش و توزیع آثار مستند در یادداشتی نوشت: این روزها پلتفرمها در رقابت با هم به نمایش آثاری میپردازند که پیشتر در فضای جشنوارهای یا گعدهها محدود بودند. اگرچه بازار همچنان در دست سینمای داستانی و تاک شوها و برنامههای سرگرم کننده است، اما عرضه مستند، این چنین سریع و ساده، در تعداد بالا میتواند بخشی از راه رسیدن به تماشاگر را هموار کند. انتظار این که بدون فرهنگسازی، میزان تماشاگران سینمای مستند از سینمای داستانی پیشی بگیرند، غلط و نابجاست، این مسیر دشوار را باید با همگرایی آموزش و پرورش، تلویزیون و سینما پیمود، جزیرههایی که سالهاست همسو نیستند.
مهاجرت، قصهای که تمام نمیشود
مستند «زمستان طولانی» ساخته حسن جعفری، به موضوع مهاجرت از روستا به شهر پرداخته است؛ فیلمی کوتاه، موجز و سریع که تماشاگرش را خسته نمیکند، شخصیتهای اصلیاش را زود برای تماشاگر معرفی میکند و خیلی زود سر اصل مطلب میرود. زوج سالخورده فیلم، در آرامش یک روستا روزگار میگذرانند، اما ماندن در یک روستای دور از شهر مسائل و مصائب خود را دارد.
فیلم جعفری، در کمتر از ۵۰ دقیقه، بحرانهای زندگی سالخوردگان در روستا را به تصویر میکشد، از سویی دیگر از سنتهایی میگوید که به پایان رسیده است و دیگر نمیتوان آن را در زندگی شهری سراغ گرفت. سنت امانتداری و همسایه بودن در روستا، نسبتی با شهرنشینی و زندگی در آپارتمان ندارد. فیلم بدون این که شعار بدهد، گرفتار سیاهنمایی و تمرکز بیش از حد، بر دشواریها شود، درباره عشق به روستا، تفاوت نسلها و در ستایش خانواده است.

در «زمستان طولانی» فیلمساز در بزنگاهها حضور دارد، لحظات خاص زندگی زوج سالخورده، بگو مگوهایشان را ثبت میکند، ماجرای پسرها و زندگی در شهر، هم جذاب است و بازگشت پسر به روستا و حواشیاش، موتور روایت است و آن را پیش میبرد. در سالهای اخیر، فیلمهای زیادی درباره روستاهای صعبالعبور و خاص ایران ساخته شده است، در مستند «پورزال» (ماریا ماوتی) هم زنی تنها، در منطقهای خالی از سکنه زندگی میکند، غم او، مقاومتش دربرابر تغییر، شبیه شخصیتهای «زمستان طولانی» است، با این تفاوت که نریشن خوب، روایت درست و ضرباهنگ «زمستان طولانی» آن را به فیلمی سرحال تبدیل کرده است.
فردوسی، تئاتر و عشق به ایران
سام کلانتری در «قلب من پر از عروسک است» راوی رخدادی است که برای تئاتریها بسیار خاطرهانگیز و دوست داشتنی است. این مستند کوتاه گزارشی، در مقایسه با آثار شاخص سینمای مستند، حتی فیلمهای مهم کارنامه سازنده اش، (مانکنهای قلعه حسن خان یا جایی برای فرشتهها نیست) فیلم ماندگار و خاصی نیست.
یک گزارش تصویری از روند ساخته شدن اپرای عروسکی «رستم و سهراب» به کارگردانی بهروز غریبپور، هنرمندی که کوشید با تجربههای متفاوت در تئاتر ایران، طراوت و تازگی به وجد بیاورد، اما تلاش غریبپور به عنوان مجری طرح این فیلم، این بوده که بخشی از آنچه انجام داده است، مستندنگاری کند؛ اتفاقی که در ایران کمتر رخ میدهد، زندگی در ایران، با مصرف و مصرف شدن رقم خورده، تاریخ در کتابها، یک مفهوم انتزاعی است و قرار نیست نقشی کلیدی در زندگی جمعی ما ایرانیان بازی کند، پس چه اهمیت دارد که بهروز غریبپور برای ساخت اپرای عروسکی «رستم و سهراب» چه عشق و نیرویی صرف کرده و به کاری دست زده که پیش و پس از او، کسی به آن همت نگمارده است.

آیا درباره سینماگران و کارگردانان تئاتر ایران، چنین مستندنگاری انجام شده است. هوشمندی غریبپور، باعث شده است که این فیلم کوچک شکل بگیرد و تماشاگر دوستدار تئاتر، که از اقبال خوش، بیننده اپراهای عروسکی غریبپور بوده است، روند تولید این آثار را ببیند و برای هزارمین بار متوجه این موضوع شود که عشق، چگونه به خلق اثر هنری میانجامد.
«زمستان طولانی» و «قلب من پر از عروسک است» در هاشور عرضه شدهاند.
انتهای پیام/

نظر شما