مجتبی گهستونی دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: مشروعیت و اهمیت نامه رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به قائممقام و معاون میراثفرهنگی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی را باید در این نکته جستوجو کرد که برای نخستینبار یکی از متولیان اصلی عرصههای طبیعی کشور، با استناد به اقدامات حفاظتی انجامشده، از وزارت میراثفرهنگی میخواهد پرونده کوه دماوند را برای ثبت جهانی در دستور کار ویژه قرار دهد.
این مکاتبه را میتوان یک اعلام رسمی برای همگرایی میان حفاظت از منابع طبیعی و حفاظت از میراث فرهنگی دانست؛ زیرا دماوند صرفاً یک عارضه طبیعی نیست، بلکه پدیدهای است که ارزشهای طبیعی، زیستمحیطی، تاریخی، اسطورهای و هویتی را همزمان در خود جای داده است.
رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در این نامه تأکید کرده است که عرصه دماوند در مالکیت این سازمان قرار دارد و اسناد کاداستر آن به طور کامل اخذ شده است. همچنین بر توقف فعالیت معادنی که در ارتفاع بالاتر از ۱۷۰۰ متر فعالیت داشتهاند و ممنوعیت صدور مجوز برای معادن جدید و حتی احداث راه دسترسی در ارتفاعات بالاتر از این تراز تأکید شده است.
این اقدامات، اگر به شکل مستمر و بدون استثنا دنبال شوند، میتوانند بخشی از الزامات اولیه حفاظت از این کوه ارزشمند را فراهم کنند.
اما اهمیت نامه فقط در اعلام این اقدامات حفاظتی نیست. بخش مهمتر آن، پذیرش این واقعیت است که حفاظت از دماوند نیازمند همکاری میان دستگاههای مختلف است. سازمان منابع طبیعی در نامه خود حتی بر همکاری وزارت میراثفرهنگی در برخورد با تصرفات غیرمجاز و پیگیری حقوقی تعرض به محدوده اثر طبیعی ملی تأکید کرده است. این نگاه میتواند زمینهساز شکلگیری یک مدیریت واحد و هماهنگ برای دماوند باشد.
دماوند را نمیتوان تنها با ارتفاع ۵۶۰۹ متر معرفی کرد. اهمیت این کوه در مجموعهای از ارزشها نهفته است؛ از ویژگیهای زمینشناختی و آتشفشانی گرفته تا تنوع زیستی و چشماندازهای طبیعی و از همه مهمتر جایگاهی که در فرهنگ، ادبیات و اسطورههای ایرانی دارد. دماوند در فرهنگ ایرانی نماد ایستادگی، استواری و مقاومت است و در شاهنامه فردوسی نیز جایگاهی فراتر از یک کوه دارد. همین پیوند میان طبیعت و فرهنگ، ظرفیت مهمی برای تدوین یک پرونده جهانی ایجاد میکند.
با این حال، باید میان ثبت جهانی و حفاظت جهانی تفاوت قائل شد. ثبت یک اثر در فهرستهای جهانی زمانی ارزشمند است که پشتوانه آن، برنامهای جدی برای حفاظت، مدیریت و پایش مستمر باشد. اگر معدنکاوی، راهسازی، ساختوسازهای نامتناسب، تصرفات و گردشگری بیضابطه همچنان تهدیدی برای دماوند باشند، ثبت جهانی به تنهایی نمیتواند ضامن بقای این میراث باشد.
از این منظر، نامه رئیس سازمان منابع طبیعی میتواند نقطه آغاز یک گفتوگوی ملی درباره آینده دماوند باشد؛ گفتوگویی که باید در آن وزارت میراثفرهنگی، سازمان منابع طبیعی، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت صمت، استانداریها و فرمانداریهای پیرامون دماوند و البته جوامع محلی و تشکلهای مردمنهاد، نقش مشخصی داشته باشند.
اکنون فرصت آن است که پرونده دماوند صرفاً با هدف قرار گرفتن نام آن در یک فهرست بینالمللی دنبال نشود، بلکه همزمان یک برنامه جامع حفاظت و مدیریت دماوند تدوین شود. تعیین دقیق عرصه و حریم، جلوگیری از فعالیتهای مخرب، حفاظت از تنوع زیستی، مدیریت مسیرهای دسترسی و گردشگری، ساماندهی کوهنوردی و مشارکت دادن جوامع محلی میتواند از مهمترین محورهای چنین برنامهای باشد.
دماوند پیش از آنکه در فهرست میراث جهانی ثبت شود، قرنهاست در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان ثبت شده است. اکنون مسئولیت اصلی، حفظ این میراث برای نسلهای آینده است.
نامه رئیس سازمان منابع طبیعی به معاون میراثفرهنگی را باید از همین منظر مهم دانست؛ نامهای که میتواند یک درخواست اداری برای ثبت جهانی دماوند را به فرصتی برای شکلگیری یک اجماع ملی درباره حفاظت از بلندترین و یکی از نمادینترین قلههای ایران تبدیل کند.
انتهای پیام/
نظر شما