حسین خانی رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان کرمانشاه در یادداشتی نوشت: بومگردی را نباید صرفاً در اقامت گردشگر در یک خانه روستایی یا ساختمانی با ظاهر سنتی خلاصه کرد.
بومگردی، پیش از آنکه یک واحد اقامتی باشد، یک تجربه زیسته است؛ تجربهای که گردشگر را با هویت، فرهنگ، طبیعت و شیوه زندگی مردم یک منطقه پیوند میدهد. گردشگر در بومگردی فقط جایی برای خوابیدن انتخاب نمیکند؛ او برای چند روز وارد فضای زندگی یک جامعه میشود، غذای محلی میخورد، معماری بومی را لمس میکند، با صنایع دستی آشنا میشود و بخشی از فرهنگ و سبک زندگی مردم منطقه را تجربه میکند.
به باور من، صنایع دستی یکی از مهمترین حلقههای زنجیره بومگردی است و نباید صرفاً به عنوان محصولی برای فروش به گردشگر دیده شود؛ هر اثر دستساز، روایتگر بخشی از تاریخ، مهارت، خلاقیت و حافظه فرهنگی یک سرزمین است. وقتی گردشگر در یک اقامتگاه بومگردی با گلیم، جاجیم، گیوه، بافتههای سنتی یا دیگر هنرهای بومی مواجه میشود، در واقع با بخشی از هویت آن جامعه ارتباط برقرار میکند. بنابراین پیوند میان اقامتگاههای بومگردی و هنرمندان محلی میتواند هم به حفظ میراث فرهنگی کمک کند و هم زمینهای برای ایجاد درآمد و اشتغال پایدار فراهم آورد.
معماری بومی نیز نباید به چند نمای سنتی و عناصر تزئینی محدود شود. معماری بومی نتیجه سالها تجربه و سازگاری انسان با اقلیم، طبیعت، مصالح و فرهنگ منطقه است. نوع مصالح، نحوه استقرار بنا، حیاط، فضاهای داخلی و ارتباط ساختمان با محیط پیرامون، همه بخشی از هویت معماری یک منطقه هستند. بنابراین اگر قرار است بومگردی به معنای واقعی شکل بگیرد، معماری آن باید از منطق و هویت بومی الهام بگیرد، نه اینکه صرفاً تصویری مصنوعی از گذشته تولید کند.
از سوی دیگر، غذای محلی یکی از ماندگارترین بخشهای تجربه گردشگر است. غذا فقط یک نیاز روزمره نیست؛ بخشی از فرهنگ و سبک زندگی مردم است. مواد اولیه، روش پخت، ظروف، شیوه پذیرایی و حتی مناسبتهایی که یک غذای خاص در آن تهیه میشود، هرکدام بخشی از داستان یک منطقه را روایت میکنند. ارائه غذای محلی در اقامتگاههای بومگردی علاوه بر ایجاد تجربهای متفاوت برای گردشگر، میتواند موجب رونق تولیدات کشاورزی و دامی منطقه و ایجاد فرصت اقتصادی برای خانوادهها، بهویژه زنان محلی، شود.
اما همه این عناصر زمانی معنا پیدا میکنند که در کنار یکدیگر، هویت منطقه و شیوه زندگی مردم را بازنمایی کنند. به اعتقاد من، مهمترین سرمایه بومگردی، اصالت است. اگر یک منطقه فرهنگ، معماری، غذا، پوشش، موسیقی، آیینها و مهارتهای خاص خود را دارد، نباید این عناصر را برای گردشگر مصنوعی و نمایشی کنیم، بلکه باید امکان تجربه واقعی و محترمانه آنها را فراهم کنیم.
امروز گردشگر بیش از گذشته به دنبال تجربهای متفاوت و قابل لمس است. او میخواهد بداند مردم یک منطقه چگونه زندگی میکنند، چه میخورند، چه میسازند، چه مینوازند و چگونه با طبیعت پیرامون خود ارتباط برقرار میکنند. به همین دلیل، بومگردی میتواند مقصد را از یک «مکان دیدنی» به یک تجربه ماندگار تبدیل کند.
از این منظر، من بومگردی را یک زنجیره بههمپیوسته میدانم؛ زنجیرهای متشکل از معماری بومی، صنایع دستی، غذای محلی، طبیعت، فرهنگ، آیینها و شیوه زندگی مردم. اگر این عناصر در کنار هم قرار گیرند، بومگردی تنها یک فعالیت اقامتی نخواهد بود، بلکه به ابزاری برای حفظ هویت، ایجاد اشتغال، توزیع عادلانه منافع گردشگری و توسعه پایدار جوامع محلی تبدیل خواهد شد.
در نهایت، بومگردی از نگاه من یعنی فروش اتاق و تخت نیست؛ فروش تجربه، هویت و داستان یک سرزمین است. هرچه این تجربه اصیلتر باشد و جامعه محلی نقش بیشتری در شکلگیری و مدیریت آن داشته باشد، بومگردی نیز از یک کسبوکار اقامتی فراتر رفته و به الگویی واقعی برای توسعه گردشگری و اقتصاد محلی تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/

نظر شما