شاخص در بافت تاریخی شهر بشرویه/ تجلی شهر آرمانی؛ بازخوانی هویت، معنویت و میراثی که باید از آن محافظت کرد

در قلب کویر خراسان جنوبی، شهر بشرویه همچون نمونه‌ای زنده از تاریخ شهرسازی و معماری ایرانی خودنمایی می‌کند؛ بافتی که هر بخش آن، روایتگر قرن‌ها همزیستی انسان با طبیعت سخت کویر و نمادی از شکل‌گیری حیات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در این منطقه است. بافت تاریخی بشرویه، افزون بر ارزش‌های کالبدی و معماری، حامل لایه‌های ارزشمندی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم این خطه به شمار می‌رود.

میراث‌آریا: بافت تاریخی بشرویه با وسعتی حدود ۲۲ هکتار، در ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ به شماره ۷۸۳۶ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. مجموعه تاریخی بشرویه شامل منازل مسکونی، بناهای مذهبی و فضاهای عام‌المنفعه است که در قالب چهار محله «میانده»، «قلعه‌نو»، «مقری» و «سرپل» شکل گرفته و ساختاری منسجم و پیوسته را به وجود آورده است.

بر اساس پژوهش‌های انجام‌ شده، شکل‌گیری شهر بشرویه در اواخر دوره ایلخانی و در قالب سکونتگاهی با عنوان «گَله‌حوض» آغاز شده است. این سکونتگاه در دوره تیموری به‌صورت روستایی بزرگ و آباد توسعه یافت و در دوره صفوی، با گسترش ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی، به شهری منسجم و پویا تبدیل شد. این روند تاریخی، بیانگر تداوم سکونت و پویایی حیات شهری در بشرویه و نشان‌دهنده نقش مهم آن در تاریخ منطقه است.

شاخص در بافت تاریخی شهر بشرویه/ تجلی شهر آرمانی؛ بازخوانی هویت، معنویت و میراثی که باید از آن محافظت کرد

آنچه تحت عنوان میراث‌فرهنگی شناخته می‌شود، برآیندی از آثار کالبدی ملموس و شواهد تاریخی ناملموسی است که طی سده‌ها در بستر زمان متولد شده و با اندیشه و زیست مردمان ادغام گشته است. این میراث، نمادی از شکوه فرهنگی ادوار مختلف و بازتاب‌دهنده ارزش‌های دینی، علمی، معماری، سنن و رسوم ایرانی- اسلامی است که به عصر ما رسیده است.

تنوع جغرافیایی ایران و تکثر قومیتی برخاسته از آن، بستری بی‌بدیل برای شکل‌گیری گوناگونی میراث‌فرهنگی فراهم آورده است؛ به گونه‌ای که امروز می‌توان با واکاوی مواریث فرهنگی هر منطقه، علاوه بر بازخوانی سیر تطور تاریخی، به مرزبندی دقیق سبک‌شناسی و گونه‌شناسی دست یافت. این ویژگی، یکی از اصول بنیادین در مطالعات میراث‌فرهنگی است.

در همین راستا، با بهره‌گیری از این رویکرد تحلیلی، می‌توان میراث‌فرهنگی شهرهای کهنی همچون «بشرویه» را مورد سنجش قرار داد. هدف ما، استخراج شاخص‌های بنیادین فرهنگ حاکم بر سده‌های تاریخی این شهر و بازخوانی مؤلفه‌هایی است که هویت منحصربه‌فرد بشرویه را در نقشه میراث ملی ایران تعریف می‌کند. در ادامه، این شاخص‌ها در محورهای زیر بررسی شده‌اند:

اصل «مردم‌داری» و تجلی آموزه‌های اسلامی در معماری بشرویه

یکی از شاخص‌ترین وجوه تمایز بافت تاریخی بشرویه، تجلی آموزه‌های اخلاقی و تعالیم اسلامی در کالبد معماری آن است که در قالب اصل «مردم‌داری» (مردم‌واری) تبلور یافته است. در نگاه نخست به جداره‌های معابر و کوچه‌های این بافت، تنها دیوارهای ساده کاهگلی دیده می‌شود؛ اما این سادگی برون، نه از سر فقر هنری، که برخاسته از یک فلسفه عمیق اجتماعی است.

معمار بشروی و صاحب‌خانه، با پرهیز از تفاخر و خودنمایی در نمای بیرونی بنا، در پی رعایت حقوق همسایگان و پرهیز از ترویج حسرت در میان اقشاری است که توان مالی کمتری برای ساخت‌وسازهای باشکوه داشته‌اند. این تواضع کالبدی، در واقع پاسخی معماری به آموزه اخلاقی «پرهیز از دل‌شکستن» و رعایت مساوات در فضای عمومی شهر است.

در مقابل، با عبور از آستانه ورودی، گویی دنیایی دیگر گشوده می‌شود. در فضای اندرونی، معمار با بهره‌گیری از ظرافت‌های هنری در طراحی حوض‌خانه‌ها، مقرنس‌ها و ارسی‌ها، شکوه و آرامشی وصف‌ناپذیر می‌آفریند. این تغییر رویکرد از «سادگی بیرونی» به «زیبایی درونی»، نشان‌دهنده گذار از فضای عمومی (محل حضور همگان) به فضای خصوصی (محل سکونت و آرامش اهل خانه) است.

در اندیشه معمار بشروی، خانه پناهگاهی است که باید «صفا» را به ساکنانش هدیه کند؛ او با تقسیم‌بندی‌های هوشمندانه فضایی و آرایه‌های گچی، محیطی می‌سازد که نه تنها پاسخگوی نیازهای زیستی است، بلکه بستری برای یاد خدا و آرامش روح فراهم می‌آورد. این رویکرد، در واقع تأویل معمارانه از حدیث شریف «إنَّ اللهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمال» است؛ جایی که هنرمند، ذوق و زیبایی را نه برای تظاهر در خیابان، بلکه برای تعالی روح خانواده در خلوتگاه خانه به کار می‌گیرد. این دوگانگی زیبا میان ظاهر خاضع و باطن فاخر، شناسنامه اخلاقی معماری بشرویه و نشانی از تسلط اعتقادات عمیق اسلامی بر اندیشه سازندگان آن است.

شاخص در بافت تاریخی شهر بشرویه/ تجلی شهر آرمانی؛ بازخوانی هویت، معنویت و میراثی که باید از آن محافظت کرد

اصل «محرمیت»؛ مرزبندی هوشمندانه میان حریم خصوصی و فضای عمومی

یکی دیگر از ارکان بنیادین و وجوه تمایز معماری اسلامی که در کالبد مسکونی بشرویه به شکلی استادانه نمود یافته، اصل محرمیت است. معمار بشروی برای صیانت از حریم خانواده و تفکیک قاطعانه فضای اندرونی از معابر عمومی، از راهکارهای فضایی نبوغ‌آمیزی بهره برده است.

برخلاف الگوی مسکن‌های امروزی که اغلب فاقد مرزبندی‌های بصری لازم بوده و درونی‌ترین بخش‌های خانه را در معرض دید رهگذران قرار می‌دهند، در معماری بشرویه، «دالان ورودی» نقشی حیاتی ایفا می‌کند. این ورودی‌ها که اغلب با چرخشی آگاهانه و به‌صورت پیچ‌درپیچ یا با زاویه‌ای ۹۰ درجه طراحی شده‌اند، دو کارکرد استراتژیک را همزمان تأمین می‌کنند:

حفاظت بصری (سد دید): این شکست‌های کالبدی، مانع از آن می‌شود که چشم کنجکاو رهگذر یا فرد غریبه، مستقیماً به اندرونی و فضای حیاط نفوذ کند؛ بدین ترتیب، تقدس حریم خانواده از هرگونه ناظر ناخوانده محفوظ می‌ماند.

آستانه‌سازی برای آمادگی روانی و پوششی: طول دادن به دالان و ایجاد این مسیر انتقالی، فرصتی ارزشمند را برای ساکنان خانه فراهم می‌آورد. این فضای گذار، به اهالی اجازه می‌دهد تا پیش از برخورد مستقیم با شخص وارد شونده، آمادگی لازم را برای حفظ پوشش و رعایت موازین شرعی در مواجهه با نامحرم کسب کنند.

در واقع، طراحی این دالان‌ها نه یک انتخاب تزئینی، که پاسخی به اعتقادات قلبی مردمان این دیار است؛ اعتقاداتی که حریم خانه را مأمن آرامش و قلمرو محرمیت می‌داند. بدین‌سان، معماری بشرویه، تجسم کالبدی احکام اخلاقی اسلام است که مرز میان عموم و خصوص را نه با دیوار سخت، بلکه با ظرافت هندسی و رعایت حرمت انسانی ترسیم کرده است.

شاخص در بافت تاریخی شهر بشرویه/ تجلی شهر آرمانی؛ بازخوانی هویت، معنویت و میراثی که باید از آن محافظت کرد

هوشمندی در مواجهه با اقلیم: معماری هم‌ساز با جغرافیای محیطی

معماری بافت تاریخی بشرویه، تجلی عینی سازگاری کامل میان «کالبد بنا» و «شرایط سخت اقلیم کویری» است. در این بافت، هیچ عنصری تصادفی به کار نرفته؛ بلکه هر جزئیاتی، از تراکم بناها گرفته تا نوع مصالح، پاسخی است به نوسانات شدید دمایی و چالش‌های محیطی منطقه.

سید امیر سلیمانی رباطی مسئول میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان بشرویه  گفت: این هم‌سویی با اقلیم را می‌توان در چندین لایه تحلیل کرد:

مدیریت جرم حرارتی و مصالح بومی:

استفاده از مصالح خشت و گل و ساخت دیوارهای قطور، با هدف بهره‌گیری از «جرم حرارتی» بالا صورت گرفته است. این دیوارهای ضخیم، مانند یک سپر حرارتی عمل کرده و مانع از نفوذ سریع گرمای روز به فضای داخلی و همچنین از خروج سریع گرمای شبانه می‌شوند. علاوه بر این، قرارگیری فضای اندرونی در سطوح پایین‌تر از سطح زمین، با استفاده از خاصیت خنکی لایه‌های زیرین خاک، تعادل دمایی را در فصول مختلف سال به شکلی پایدار برقرار می‌کند.

پایداری ساختاری و بهره‌وری از زمین:

معمار بشروی با رویکردی بسیار بهینه، با استفاده از خاک حاصل از کندن زمین برای ساخت بنا، نه تنها از استخراج مواد از محیط پیرامون پرهیز کرده، بلکه از نظر پایداری نیز گامی بلند برداشته است. این پیوند میان خاک زمین و بدنه بنا، علاوه بر ایجاد تعادل دمایی، به دلیل توزیع یکنواخت بار و انعطاف‌پذیری مصالح خشتی، مقاومت بنا را در برابر لرزه‌های زمین (زلزله) به شکل محسوسی افزایش می‌دهد.

مدیریت جریان هوا و تراکم هوشمند (پیمان کوچک حیاط‌ها):

یکی از نبوغ‌آمیزترین ویژگی‌های این بافت، درهم‌تنیدگی بناها و انتخاب پیمان کوچک برای حیاط‌هاست. این تراکم بالا و کوچک بودن میان‌سراها، سه مزیت استراتژیک ایجاد کرده است: کنترل نوسانات دمایی: حیاط‌های کوچک، حجم هوای کمتری را در معرض تابش مستقیم خورشید قرار می‌دهند که این امر مانع از گرم شدن سریع فضای مرکزی می‌شود.

بهره‌گیری از جریان‌های همرفتی: با وجود بادگیرها، جریان هوای خنک از ارتفاع به سمت پایین هدایت شده و به دلیل کوچک بودن حیاط، این هوا به سرعت در تمامی فضاهای تابستانه پخش می‌شود.

تسهیل چرخش باد: کوچک بودن میان‌سراها، مانع از ایجاد نقاط سکون هوا شده و اجازه می‌دهد حتی در حضور وزش‌های ملایم، جریان هوا در تمام بخش‌های خانه به گردش درآید و از طریق حیاط به اتاق‌ها منتقل شود.

به این ترتیب، معماری بشرویه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با استفاده از کمترین امکانات و با تکیه بر دانش عمیق از طبیعت، زیستگاهی امن، خنک و پایدار در دل کویر خلق کرد.

شاخص در بافت تاریخی شهر بشرویه/ تجلی شهر آرمانی؛ بازخوانی هویت، معنویت و میراثی که باید از آن محافظت کرد

بازخوانی بشرویه؛ در جستجوی «شهر آرمانی» در بستر هویت و میراث

شهر آرمانی، ناکجا آباد یا جایی که اصلاوجود ندارد نیست بلکه حقیقتی دست‌یافتنی و تجربه‌پذیر است. سند مهم اطلاق شهر آرمانی، اندیشه ی آرمانی مردمانش است. شهر آرمانی زمانی مفهوم پیدا می‌کند که مردمانش در طول زمان هم فکر و همراه با همدیگر در توسعه فرهنگی شهر خود نقش داشته باشند. شاخص‌های یک شهر آرمانی را می‌توان در هنرهای سنتی، صنایع دستی، معماری، آداب و رسوم، آیینها، علم و دانش، فرهنگ اجتماعی و غیره خلاصه کرد.

اگر ما بشرویه را به عنوان یک شهر آرمانی قلمداد می‌کنیم، ریشه اش را باید در هویت و میراث بر جای مانده ی فرهنگی مردمش جستجو کرد. مردمان یک شهر آرمانی بسترها و زیرساخت‌های مورد نیاز توسعه فرهنگی را خود ساخته‌اند یا عاریه گرفته‌اند و بومیزه کرده‌اند. آنچه اینک ما به عنوان میراث‌فرهنگی بشرویه می‌شناسیم همه خود سندی است بر اثبات این مدعا.

معماری این شهر تاریخی از ابتدای شکل گیری تا مرحله تکامل هم اندیشه معمار بومی را نشان می‌دهد، هم ارتباط فرهنگی با شهرهای بزرگ اسلامی را و هم رسوخ و نفوذ عقاید مذهبی در ساخت بناهای مسکونی را (رجوع به ویژگی‌های معماری بافت تاریخی). در این شهر آرمانی مردمان هر یک خود در توسعه اقتصاد محلی نقش دارند، هنرهای سنتی و صناعات دستی شاخص مهمی در توسعه اقتصاد معیشتی، نقشی بی‌بدیل دارند.

شاخص در بافت تاریخی شهر بشرویه/ تجلی شهر آرمانی؛ بازخوانی هویت، معنویت و میراثی که باید از آن محافظت کرد

 هویت معنوی و رسالت میراث؛ از شکوه گذشته تا مسئولیت آینده

سید امیر سلیمانی رباطی، مسئول میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان بشرویه  در بافت تاریخی بشرویه، هنر تنها یک ابزار تزیینی نیست، بلکه بازنمایی طیف گسترده‌ای از هنرهای سنتی است که به عنوان نمادهای هویت معنوی مردمان این دیار شناخته می‌شوند. آنچه بشرویه را در زمره شهرهای آرمانی قرار می‌دهد، فراتر از کالبد بناها، در بطن آداب و رسوم، آیین‌ها و پیوندهای عمیق اجتماعی آن نهفته است؛ آیین‌هایی که هر یک، پیوندی ناگسستنی میان زمین و آسمان برقرار می‌کنند؛ نمونه بارز و بی‌نظیر این پیوند را می‌توان در شکوه آیین علمگردانی مشاهده کرد که تجلی ایمان و پیوستگی فرهنگی است.

مسئول میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان بشرویه  افزود: این شهر، تنها مهد معماری نیست، بلکه خاستگاه علم و دانش نیز هست. حضور عالمان بزرگ، وجود نسخه‌های خطی و اسناد تاریخی، نشان از جایگاهی والا برای دانش در بشرویه دارد که این خود، سندی استوار بر اعتبار شهر آرمانی در تمامی ابعاد انسانی است. حتی در فرهنگ اجتماعی بشرویه، مرزهایِ احترام چنان گسترده است که حیاتِ موجودات دیگر نیز در کانون مراعات قرار می‌گیرد؛ سنت‌های ظریفی همچون استفاده از «تله‌های زنده برای موش‌ها» یا «وقف زمین برای گربگی»، نشان از عمق اخلاق زیست‌محیطی و انسانی این جامعه دارد که در آن، احترام به زندگی، از یک اصل فلسفی به یک عمل روزمره بدل شده است.

او ادامه داد: بشرویه، همان‌گونه که در هر سده‌ای با درخشش هویت خود بر چشم‌ها خیره می‌شد، امروز نیز با تکیه بر این سند بی‌بدیل از میراث، توانایی درخشیدن را دارد. اما این درخشش، مشروط به شناخت قدر داشته‌هاست. میراث‌فرهنگی، تنها پدیده گذشته نیست، بلکه سرمایه‌ای است که باید با هوشمندی برای آینده مدیریت شود.

سلیمانی رباطی تاکید کرد: ما، نسل کنونی بشرویه، در مقام «وارثان میراث»، نباید تنها انتقال‌دهندگان آثار باشیم، بلکه باید محافظان معنا باشیم. وظیفه ما این نیست که فرهنگی شکسته یا میراثی آسیب‌دیده را به نسل‌های بعد سپردن؛ چرا که این میراث، ستون اصلی توسعه اقتصادی و فرهنگی بشرویه در آینده خواهد بود. اگر در صیانت از این گنجینه کوتاهی کنیم، آیندگان حق خواهند داشت که ما را به نقد بکشند. پس، میراث بشرویه، نه تنها افتخار گذشته ما، بلکه امانت مقدس آینده ماست.

شاخص در بافت تاریخی شهر بشرویه/ تجلی شهر آرمانی؛ بازخوانی هویت، معنویت و میراثی که باید از آن محافظت کرد

انتهای پیام/

کد خبر 1405053102387
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha