یاسر رعنایی، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: هفته دولت، فرصتی برای بازخوانی نسبت میان حکمرانی، خدمت عمومی و توسعه است؛ بهویژه در شرایطی که کشور همزمان با فشارهای اقتصادی، تحریمهای طولانیمدت و پیامدهای شرایط جنگی مواجه است. در چنین وضعیتی، ارزیابی عملکرد دولت را نمیتوان صرفاً با میزان تحقق اهداف در شرایط عادی سنجید؛ بلکه یکی از معیارهای مهم، توان نظام اجرایی در حفظ تداوم خدمات عمومی، مدیریت منابع، تأمین نیازهای اساسی و صیانت از ظرفیتهای تولید و اشتغال در شرایط بحرانی است.
طبیعی است که استمرار فشارهای اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی و دشواریهای معیشتی، مطالبات و نارضایتیهایی را در جامعه ایجاد کند و دولت موظف است برای کاهش این فشارها و افزایش رضایتمندی عمومی، سیاستهای مؤثرتر و کارآمدتری اتخاذ کند. با این حال، تحلیل منصفانه عملکرد دولت نیازمند دیدن همزمان دو واقعیت است: مطالبات و مشکلات موجود از یک سو و محدودیتها و فشارهای محیطی از سوی دیگر.
در کنار مدیریت مسائل جاری، توسعه پایدار نیازمند آن است که دولت و ساختار اجرایی کشور، ظرفیتهای موجود را شناسایی و به مزیتهای اقتصادی پایدار تبدیل کنند. در این میان، گردشگری یکی از حوزههایی است که میتواند فراتر از نقش سنتی خود در ایجاد سفر و درآمد، به تنوعبخشی به اقتصاد، اشتغالزایی، تقویت کسبوکارهای محلی، توسعه صنایع فرهنگی و افزایش تعاملات اجتماعی و بینالمللی کمک کند.
اهمیت این صنعت در اقتصادهای امروز، صرفاً به تعداد گردشگران یا میزان درآمد حاصل از اقامت و خدمات خلاصه نمیشود. گردشگری یک زنجیره ارزش گسترده ایجاد میکند؛ هر گردشگر، در صورت مدیریت صحیح مقصد، میتواند بخشی از تقاضا را به مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی منتقل کند.
از سوی دیگر، گردشگری واجد یک کارکرد مهم فرهنگی و ارتباطی نیز هست. مواجهه مستقیم گردشگران با تاریخ، فرهنگ، سبک زندگی و جامعه میزبان، امکان شناخت متقابل ملتها را افزایش میدهد. به همین دلیل، گردشگری در ادبیات توسعه و روابط بینالملل، میتواند در کنار سایر ابزارها، به تقویت قدرت نرم، دیپلماسی عمومی و تصویر بینالمللی کشورها کمک کند.
برای ایران، این ظرفیت از اهمیت مضاعفی برخوردار است؛ کشوری با تنوع قابل توجه تاریخی، فرهنگی، طبیعی و تمدنی که در صورت ایجاد زیرساخت مناسب، مدیریت حرفهای مقصد و سیاستگذاری هماهنگ، میتواند بخشی از ظرفیت گردشگری خود را به ارزش اقتصادی و ارتباطی تبدیل کند. اما برای مشاهده این ظرفیت، لازم نیست به نمونههای دوردست نگاه کنیم؛ اردبیل یکی از نمونههای قابل توجه در مقیاس منطقهای است.
استان اردبیل در سالهای اخیر به تدریج در حال تغییر نگاه خود به گردشگری است؛ از یک فعالیت عمدتاً خدماتی و فصلی، به حوزهای که میتواند در راهبرد توسعه اقتصادی استان نقش داشته باشد. این تغییر نگاه زمانی اهمیت پیدا میکند که میان دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی و جامعه محلی، یک گفتمان مشترک درباره نقش گردشگری در اقتصاد استان شکل بگیرد.
یکی از نشانههای ظرفیت این بخش، عملکرد گردشگری استان در شرایط جنگی اخیر بود. در روزهایی که بخشهایی از کشور تحت تأثیر مستقیمتر شرایط جنگی قرار داشتند، اردبیل به دلیل شرایط آرامتر خود توانست بخشی از مسافران را میزبانی کند. این تجربه نشان داد که امنیت و ثبات مقصد، خود یک مزیت اقتصادی و گردشگری است و استانهایی که از این ظرفیت برخوردارند، میتوانند در شرایط بحرانی نیز بخشی از جریان سفر را حفظ کنند.
این ظرفیت در تابستان نیز خود را به شکل دیگری نشان داد. سرعین در یکی از موجهای سفر مردادماه با حضور بیش از نیم میلیون گردشگر مواجه شد؛ رویدادی که تنها از منظر تعداد مسافر قابل توجه نبود. انتشار گسترده تصاویر و ویدئوهای حضور گردشگران در شبکههای اجتماعی، باعث شد نام سرعین برای مدتی به یکی از موضوعات پرمخاطب فضای مجازی در حوزه گردشگری تبدیل شود.
این اتفاق نشان میدهد که بازاریابی مقصد در عصر دیجیتال الزاماً از اتاقهای تبلیغات آغاز نمیشود؛ گاهی خود گردشگر به رسانه مقصد تبدیل میشود. تجربه مثبت سفر، تصویر مقصد و محتوایی که توسط کاربران تولید و منتشر میشود، میتواند هزینه معرفی یک مقصد را کاهش داده و دامنه دسترسی آن را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری بخش خصوصی یکی از مهمترین شاخصهای سنجش جذابیت اقتصادی یک حوزه است. بر اساس آمار ارائهشده از سوی مجموعه گردشگری استان، طی سالهای اخیر بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری بخش خصوصی در قالب بیش از ۸۰ پروژه در حوزه گردشگری استان شکل گرفته است. اهمیت این آمار تنها در حجم سرمایه نیست؛ بلکه در سیگنال اقتصادی آن به بازار است. ورود سرمایه خصوصی در چنین مقیاسی میتواند نشاندهنده این باشد که گردشگری در حال تبدیل شدن به حوزهای با چشمانداز اقتصادی قابل توجه در استان است.
البته سرمایهگذاری به خودی خود معادل توسعه نیست. زمانی میتوان از توسعه واقعی سخن گفت که این سرمایهگذاری به اشتغال پایدار، افزایش درآمد جوامع محلی، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش ماندگاری گردشگر و شکلگیری زنجیرههای اقتصادی جدید منجر شود.
با این حال، اردبیل هنوز در ابتدای مسیر قرار دارد. موفقیتهای مقطعی، افزایش سفر یا اجرای چند پروژه بزرگ، به تنهایی نمیتواند به معنای تحقق توسعه گردشگری باشد. مسئله اصلی، تبدیل این ظرفیتها به یک نظام پایدار توسعه مقصد است؛ نظامی که بر داده و ارزیابی عملکرد، تکمیل زیرساختها، تسهیل سرمایهگذاری، ارتقای کیفیت خدمات، آموزش نیروی انسانی، مدیریت ظرفیت مقصد و مشارکت جوامع محلی استوار باشد.
در چنین رویکردی، شاخص موفقیت تنها تعداد گردشگران نخواهد بود؛ بلکه باید پرسید گردشگر چقدر در مقصد میماند، چه میزان هزینه میکند، چه سهمی از درآمد به جامعه محلی میرسد، چه میزان اشتغال ایجاد میشود، رضایت گردشگر چقدر است و آیا توسعه گردشگری با ظرفیتهای زیستمحیطی و اجتماعی مقصد سازگار است یا خیر.
این همان نقطهای است که گفتمان گردشگری به عنوان محور توسعه اقتصادی باید از یک شعار فراتر رفته و به سیاست عمومی تبدیل شود.
استان اردبیل از ظرفیتهای قابل توجهی برای تحقق چنین رویکردی برخوردار است؛ اما استفاده از این ظرفیت نیازمند استمرار نگاه مثبت مدیران استان، هماهنگی بین دستگاهی، مشارکت جدی بخش خصوصی و مهمتر از همه، ایجاد یک فهم مشترک از این واقعیت است که گردشگری، موضوع یک دستگاه خاص نیست؛ یک مسئله فرابخشی و بخشی از سیاست توسعه اقتصادی استان است.
هفته دولت میتواند فرصتی برای تأکید بر همین رویکرد باشد؛ اینکه توسعه فقط به ساخت پروژههای عمرانی یا افزایش ارقام بودجه محدود نمیشود. توسعه زمانی معنا پیدا میکند که یک استان بتواند ظرفیتهای خود را به فرصت اقتصادی، اشتغال، درآمد، هویت فرهنگی و ارتباط با جهان تبدیل کند.
اردبیل امروز نشانههایی از این مسیر را تجربه میکند؛ از حضور گسترده گردشگران و دیدهشدن سرعین در فضای مجازی، تا افزایش سرمایهگذاری بخش خصوصی و پیوند روزافزون گردشگری با صنایعدستی و اقتصاد محلی.
مسیر البته آسان نیست و فاصله میان ظرفیت موجود و جایگاه مطلوب همچنان قابل توجه است. اما در شرایط دشوار اقتصادی، حفظ مسیر خدمت و همزمان ساختن ظرفیتهای جدید برای آینده، بخشی از معنای واقعی توسعه است. گردشگری میتواند یکی از همین ظرفیتها باشد؛ صنعتی که از اقتصاد آغاز میشود، به فرهنگ و اشتغال میرسد، روابط میان جوامع را تقویت میکند و در سطحی گستردهتر، میتواند بخشی از قدرت نرم و تصویر ایران در جهان را شکل دهد.
و شاید یکی از مهمترین دستاوردهای توسعهای آن باشد که مردم، سرمایهگذار و جامعه محلی، همزمان خود را در آینده یک مقصد گردشگری سهیم ببینند.
انتهای پیام/
نظر شما