محمد شجاعی جامعهشناس در یادداشتی نوشت: گردشگری زمانی میتواند بهعنوان یکی از پایههای توسعه پایدار شناخته شود که میان لذت بردن از طبیعت، بهرهمندی از ظرفیتهای گردشگری و حفاظت از منابع طبیعی تعادل برقرار شود، طبیعت مهمترین سرمایه بسیاری از مقاصد گردشگری است؛ سرمایهای که اگر بدون ملاحظه و مسئولیت مورد استفاده قرار گیرد، ممکن است در کوتاهترین زمان آسیبهایی جبرانناپذیر بر جای بگذارد، از این منظر گردشگری مسئولانه نه یک انتخاب تزئینی، بلکه ضرورتی برای استمرار حیات مقاصد گردشگری است.
استان کرمان با گستره وسیع جغرافیایی، تنوع اقلیمی و برخورداری از کوهستان، کویر، جنگلهای طبیعی، مناطق روستایی و چشماندازهای منحصربهفرد، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه طبیعتگردی دارد، از بیابان لوت و پهنههای کویری گرفته تا مناطق ییلاقی و روستاهای گردشگرپذیر، هر یک بخشی از سرمایه طبیعی و زیستمحیطی این استان را تشکیل میدهند، اما افزایش حضور گردشگران در این مناطق، در کنار فرصتهای اقتصادی و اجتماعی، مسئولیتهایی را نیز متوجه گردشگران، جوامع محلی، راهنمایان و دستگاههای متولی میکند.
گردشگری مسئولانه در سادهترین تعریف، یعنی گردشگر هنگام سفر تنها به تجربه شخصی خود فکر نکند؛ بلکه اثر حضورش بر طبیعت، جامعه محلی و میراث فرهنگی مقصد را نیز در نظر بگیرد؛ رها نکردن زباله، خودداری از تخریب پوشش گیاهی، روشن نکردن آتش در نقاط حساس، پرهیز از ایجاد آلودگی صوتی، رعایت حریم حیاتوحش و استفاده صحیح از منابع آب، بخشی از رفتارهایی است که باید به فرهنگ عمومی سفر تبدیل شود.
در مناطق کویری و بیابانی، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیستبومهای کویری در ظاهر ممکن است آسیبناپذیر به نظر برسند، اما بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری این مناطق بهشدت شکنندهاند و بازسازی آثار تخریب در آنها زمان زیادی نیاز دارد، ورود خودرو به عرصههای حساس، خارج شدن از مسیرهای تعیینشده، ایجاد کمپهای بدون ضابطه و رهاسازی پسماند میتواند تعادل زیستی این مناطق را مختل کند، بنابراین توسعه طبیعتگردی باید همزمان با ساماندهی مسیرها، آموزش گردشگران، نظارت بر فعالیت تورها و تعیین ظرفیت قابل تحمل مقصد دنبال شود.
در این میان، نقش راهنمایان گردشگری و دفاتر خدمات مسافرتی نیز بسیار مهم است، گردشگری مسئولانه پیش از رسیدن گردشگر به مقصد آغاز میشود، آموزش باید از مرحله برنامهریزی سفر شروع شود و گردشگر بداند در مقصد با چه محدودیتها و الزامات زیستمحیطی مواجه است، تورهای طبیعتگردی نیز باید به جای تمرکز صرف بر افزایش تعداد گردشگران، کیفیت تجربه، ایمنی، حفاظت از محیط زیست و منافع جوامع محلی را در اولویت قرار دهند.
از سوی دیگر، جوامع محلی باید در فرآیند توسعه گردشگری سهم واقعی داشته باشند؛ زمانی که ساکنان یک منطقه، گردشگری را عاملی برای ایجاد اشتغال، رونق تولیدات محلی و بهبود کیفیت زندگی خود بدانند، انگیزه بیشتری برای حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی خواهند داشت، توسعه اقامتگاههای بومگردی، عرضه محصولات محلی و صنایعدستی و استفاده از ظرفیت راهنمایان بومی میتواند بخشی از منافع اقتصادی گردشگری را به جامعه میزبان بازگرداند.
حفاظت از طبیعت البته صرفا وظیفه گردشگر نیست؛ دستگاههای متولی گردشگری و محیط زیست، مدیریت شهری و روستایی، تشکلهای مردمنهاد و فعالان گردشگری نیز باید در یک چارچوب مشترک برای مدیریت مقاصد گردشگری همکاری کنند، تعیین ظرفیت پذیرش مقصد، ایجاد زیرساختهای مناسب برای جمعآوری پسماند، ساماندهی کمپها و مسیرهای گردشگری، آموزش مستمر و برخورد با تخلفات زیستمحیطی، مجموعه اقداماتی است که میتواند از تبدیل فرصت گردشگری به تهدیدی برای طبیعت جلوگیری کند.
امروز مقصد گردشگری موفق، صرفا مقصدی نیست که گردشگر بیشتری جذب کند؛ مقصدی است که بتواند منابع خود را برای نسلهای آینده حفظ کند، اگر طبیعت تخریب شود، جذابیت مقصد نیز بهتدریج از بین خواهد رفت و گردشگری که قرار بود موتور محرک اقتصاد محلی باشد، به عاملی برای فرسایش سرمایههای طبیعی تبدیل میشود.
از این رو، باید فرهنگ طبیعت را همانگونه که یافتهایم، سالمتر به دیگران و آیندگان تحویل دهیم، به یکی از اصول سفر تبدیل شود؛ گردشگری مسئولانه یعنی هر گردشگر خود را بخشی از راهحل بداند، سفری را تجربه کند که در پایان آن، نه ردپایی از تخریب، بلکه خاطرهای ماندگار، اقتصادی پویا برای جامعه محلی و طبیعتی سالمتر برای نسل آینده باقی مانده باشد.
انتهای پیام/
نظر شما