فاطمه خدادادی آققلعه معمار و پژوهشگر در یادداشتی نوشت: وقتی از توسعه گردشگری در یک روستا صحبت میکنیم، معمولاً توجهها به جاذبهها، تعداد گردشگران و امکانات مورد نیاز آنها معطوف میشود. اما در روستایی مانند افین، گردشگری را نمیتوان جدا از زندگی مردم، اقتصاد محلی و میراثی که هنوز در زندگی روزمره جریان دارد، دید. آنچه میتواند به گردشگری افین معنا بدهد، پیش از هر چیز شناخت همین ظرفیتها و ایجاد امکان برای حضور و نقشآفرینی جامعه محلی در آینده روستاست. افین پیش از آنکه یک مقصد گردشگری باشد، یک مکان زنده است؛ روستایی که مردم در آن زندگی کردهاند، کار کردهاند، خانه ساختهاند، زمینهایشان را آباد کردهاند و بخشی از حافظه و هویت خود را در کوچهها، خانهها، باغها و روابط اجتماعی آن شکل دادهاند. به همین دلیل، اگر قرار است گردشگری در مسیر توسعه افین قرار بگیرد، نباید زندگی موجود روستا را به حاشیه ببرد، بلکه باید بتواند با آن پیوند برقرار کند و بخشی از ظرفیتهای درونی آن را فعال سازد. افین را نمیتوان تنها با چند بنای تاریخی یا یک فهرست از جاذبهها معرفی کرد. خانههای قدیمی، قلعه، ساباطها، کوچهها، باغها، زمینهای زرشک، غذاهای محلی، صنایع دستی و شیوههای زندگی، مجموعهای بههمپیوسته را شکل دادهاند که هویت روستا در میان آنها ساخته شده است. در کنار این عناصر، سرمایهای وجود دارد که شاید در هیچ نقشه و فهرست رسمی بهطور کامل دیده نشود: تجربه و حافظه مردم.
یک خانه قدیمی برای یک معمار میتواند نمونهای ارزشمند از معماری بومی باشد، اما برای ساکن روستا ممکن است خانهای باشد که کودکی خود را در آن گذرانده، بخشی از تاریخ خانوادهاش در آن شکل گرفته یا خاطرهای جمعی با آن گره خورده باشد. یک کوچه ممکن است در نگاه بیرونی فقط یک مسیر ارتباطی به نظر برسد، اما برای مردم، بخشی از خاطره و زندگی روزمره روستا باشد. همین تفاوت نگاه نشان میدهد که شناخت یک مقصد فقط از طریق کالبد آن امکانپذیر نیست. میراث افین فقط آن چیزی نیست که از گذشته باقی مانده و باید حفظ شود؛ بخشی از آن همچنان در زندگی مردم جریان دارد. شیوههای کشاورزی، غذاها، مهارتها، روایتهای خانوادگی، روابط اجتماعی و حتی نحوه استفاده از فضاهای روستا، بخشی از این میراث زندهاند. اگر گردشگری بتواند این لایهها را ببیند، افین از مجموعهای از «نقاط دیدنی» به مکانی برای تجربه زندگی تبدیل خواهد شد. در چنین نگاهی، مردم تنها میزبان گردشگران نیستند؛ بخشی از سرمایه اصلی گردشگری افین هستند. کسی که سالها در روستا زندگی کرده و مسیر باغها و زمینهای کشاورزی را میشناسد، کسی که شیوه تولید و فرآوری زرشک را میداند، کسی که دستور یک غذای محلی را از نسلهای قبل به یاد دارد یا کسی که داستان یک خانه و خانواده را میداند، هرکدام بخشی از دانشی را در اختیار دارند که میتواند به تجربه گردشگری تبدیل شود.
این ظرفیتها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که گردشگری را نه صرفاً به عنوان راهی برای افزایش تعداد مسافران، بلکه به عنوان یکی از ابزارهای تقویت اقتصاد محلی ببینیم. گردشگری میتواند میان میراث و معیشت پیوند ایجاد کند؛ به شرط آنکه ارزش ایجادشده تنها در بیرون از روستا باقی نماند و بخشی از آن به زندگی ساکنان بازگردد. زرشک نمونه روشنی از این ظرفیت است. زرشک در افین فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از اقتصاد و هویت منطقه است. گردشگری میتواند این محصول را در قالب تجربهای گستردهتر معرفی کند؛ از حضور در مزرعه و آشنایی با شیوه تولید گرفته تا فرآوری، غذا، محصولات بومی و سوغات. در این صورت، ارزش زرشک تنها در فروش محصول خام خلاصه نمیشود و زنجیرهای از فعالیتهای مرتبط با آن میتواند برای خانوادههای بیشتری فرصت اقتصادی ایجاد کند. همین نگاه را میتوان به غذاهای محلی، صنایع دستی و سایر مهارتهای بومی نیز گسترش داد. بسیاری از این فعالیتها همین امروز در خانهها و میان خانوادهها وجود دارند، اما لزوماً بخشی از اقتصاد گردشگری محسوب نمیشوند. تبدیل این ظرفیتهای پراکنده به فعالیتهای کوچک و محلی میتواند بهتدریج شبکهای از کسبوکارهای خرد ایجاد کند؛ کسبوکارهایی که به جای وابستگی به سرمایهگذاریهای بزرگ، بر دانش و توانایی خود مردم تکیه دارند.
در این میان، زنان و جوانان نیز میتوانند جایگاه مهمی در اقتصاد گردشگری روستا پیدا کنند. بخشی از دانش مربوط به غذا، فرآوری محصولات، صنایع دستی و مهارتهای خانگی در اختیار زنان است و بسیاری از جوانان نیز میتوانند در حوزههایی مانند راهنمایی گردشگران، معرفی روستا، تولید محتوا، فروش محصولات و شکلدهی به تجربههای جدید گردشگری فعالیت کنند. چنین ظرفیتی میتواند گردشگری را از یک فعالیت محدود به پذیرایی از مسافر، به عرصهای برای ایجاد فرصتهای تازه اقتصادی و اجتماعی تبدیل کند. اما فعال شدن این ظرفیتها، بیش از هر چیز به شناخت درست روستا نیاز دارد. ساکنان افین، هرکدام بخشی از این شناخت را با خود دارند؛ از شناخت خانهها و مسیرهای قدیمی گرفته تا شیوههای کشاورزی، تولید، غذا، مناسبات اجتماعی و روایتهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند. کنار هم قرار گرفتن این تجربهها میتواند تصویری از روستا به دست دهد که صرفاً از نگاه بیرونی و کارشناسی قابل مشاهده نیست. همین شناخت میتواند تعریف ما از جاذبه گردشگری را نیز تغییر دهد. جاذبه لزوماً یک بنای شاخص یا یک چشمانداز طبیعی نیست. گاهی یک خانه، یک باغ، یک مزرعه، یک محصول، یک غذای محلی یا حتی روایت یک خانواده میتواند بخشی از تجربه گردشگر باشد. در این حالت، گردشگر فقط برای دیدن یک بنای تاریخی وارد افین نمیشود؛ بلکه با بخشی از زندگی و فرهنگ روستا ارتباط برقرار میکند. این شیوه نگاه، معماری و بافت تاریخی افین را نیز از یک موضوع صرفاً حفاظتی به بخشی از زندگی آینده روستا تبدیل میکند. مرمت خانههای قدیمی، احیای ساباطها و توجه به بافت ارزشمند روستا زمانی میتواند پایدار باشد که با نیازهای امروز مردم و اقتصاد محلی ارتباط داشته باشد. خانه تاریخی اگر دوباره بتواند بخشی از زندگی روستا شود، ارزش آن فراتر از حفظ یک کالبد قدیمی خواهد بود.
در اینجا مسئله مهم، ایجاد تعادل میان حفاظت و استفاده است. نه میتوان بافت تاریخی را در شرایطی کاملاً منجمد نگه داشت و نه میتوان آن را صرفاً به فضایی برای مصرف گردشگران تبدیل کرد. آنچه اهمیت دارد، پیدا کردن شیوههایی است که بناها و فضاهای تاریخی بتوانند ضمن حفظ ویژگیهای خود، در زندگی امروز نیز کارکرد داشته باشند. البته گردشگری به خودی خود تضمینکننده توسعه نیست. ورود گردشگر اگر بدون توجه به ظرفیتهای محیطی و اجتماعی مقصد اتفاق بیفتد، میتواند با افزایش پسماند، فشار بر منابع آب، آسیب به بناها، تغییر در الگوهای زندگی و حتی تغییر تدریجی هویت روستا همراه شود. بنابراین مسئله افین صرفاً افزایش تعداد گردشگران نیست؛ مسئله، شکل و مقیاس گردشگری و نسبتی است که با زندگی روستا برقرار میکند. روستا نباید برای گردشگر ساخته شود؛ گردشگر باید بتواند بخشی از روستای واقعی را تجربه کند. اگر برای جذب گردشگر، زندگی واقعی روستا را تغییر دهیم و آن را به تصویری مصنوعی از یک «مقصد گردشگری» تبدیل کنیم، در واقع همان چیزی را از بین بردهایم که گردشگر برای دیدنش آمده است. از سوی دیگر، گردشگری زمانی میتواند به حفظ میراث کمک کند که مردم نیز در این میراث آیندهای برای خود ببینند. خانهای که امکان استفاده پیدا میکند، محصولی که با ارزش افزوده بیشتری عرضه میشود، مهارتی که برای صاحب آن درآمد ایجاد میکند و روایتی که شنیده و ثبت میشود، همگی میتوانند رابطه مردم با میراث را تغییر دهند. در این حالت، میراث فقط چیزی نیست که باید از آن حفاظت کرد؛ بلکه میتواند به سرمایهای برای آینده تبدیل شود. شاید یکی از مهمترین ظرفیتهای افین همین پیوند میان میراث و اقتصاد محلی باشد. اگر گردشگری بتواند میان خانههای تاریخی، کشاورزی، زرشک، غذا، صنایع دستی، طبیعت و روایتهای مردم ارتباط ایجاد کند، دیگر با مجموعهای از فعالیتهای جدا از هم روبهرو نخواهیم بود؛ بلکه زنجیرهای شکل میگیرد که در آن هر بخش میتواند بخش دیگری را تقویت کند. در چنین مدلی، لازم نیست توسعه گردشگری با پروژههای بزرگ آغاز شود. گاهی یک خانه، یک باغ، یک مزرعه، یک غذای محلی، یک محصول یا یک روایت میتواند نقطه شروع باشد. مجموعه همین ظرفیتهای کوچک، اگر درست شناخته و به یکدیگر متصل شوند، میتواند اقتصاد گردشگری را به شبکهای از فعالیتهای محلی تبدیل کند و امکان بیشتری برای باقی ماندن ارزش اقتصادی در خود روستا فراهم آورد.
در نهایت، موفقیت گردشگری افین را نمیتوان فقط با تعداد گردشگران، تعداد اقامتگاهها یا میزان سرمایهگذاری سنجید. معیار مهمتر این است که چه میزان از ارزش ایجادشده در خود روستا باقی میماند، چه تعداد از مردم میتوانند از فرصتهای ایجادشده بهره ببرند، چه میزان از میراث حفظ میشود و آیا کیفیت زندگی ساکنان بهتر شده است یا نه. از این منظر، گردشگری میتواند یکی از ابزارهای توانمندسازی افین باشد؛ نه به این معنا که قرار است همه مشکلات روستا را حل کند، بلکه به این معنا که میتواند بخشی از ظرفیتهایی را که سالها در زندگی مردم وجود داشته، به رسمیت بشناسد و به آنها امکان بیشتری برای تبدیل شدن به فرصتهای اقتصادی و اجتماعی بدهد. افین را نمیتوان فقط روی یک نقشه گردشگری نشان داد. افین در حافظه مردم، در مسیرهای روزمره، در خانههای قدیمی، در باغها، در زمینهای زرشک، در غذاها، در مهارتها و در روایتهایی که هنوز میان مردم جریان دارد، زنده است. بخشی از این افین را میتوان دید و بخشی را فقط میتوان از زبان مردم شنید.
شاید آینده گردشگری افین نیز از همینجا آغاز شود؛ از جایی که آنچه مردم سالها با خود داشتهاند، به عنوان سرمایهای برای آینده دیده شود. در این صورت، گردشگری قرار نیست افین را به چیزی دیگر تبدیل کند. قرار است آنچه در افین وجود دارد، بهتر شناخته شود، بهتر روایت شود، فرصت بیشتری برای ادامه پیدا کند و بخشی از ارزش آن دوباره به خود جامعهای بازگردد که این میراث را تا امروز زنده نگه داشته است.
انتهای پیام/
نظر شما