مقصد گردشگری در قاب شبکه‌های اجتماعی

حمید الماسی‌نیا خبرنگار و فعال رسانه ای در یادداشتی نوشت: شبکه‌های اجتماعی امروز دیگر تنها فضایی برای اشتراک‌گذاری خاطرات سفر نیستند، بلکه به یکی از تأثیرگذارترین ویترین‌های معرفی مقصدهای گردشگری بدل شده‌اند و بسیاری از مسافران پیش از خرید بلیت، مقصد موردنظر خود را در اینستاگرام، یوتیوب و تیک‌تاک جست‌وجو می‌کنند و تصمیم نهایی‌شان را بر اساس همان تصاویری می‌گیرند که در فضای مجازی دیده‌اند.

در بسیاری از مقاصد گردشگری، به‌ویژه آنها که از طبیعت بکر، سواحل، جنگل، دره یا روستاهای تاریخی و فرهنگ بومی برخوردارند، از این قاعده مستثنا نیستند که این ظرفیت‌ها در قاب دوربین می‌توانند روایتی جذاب بسازند، ولی تصویری که از یک مقصد در فضای مجازی ساخته شده، با تجربه واقعی گردشگر پس از ورود به آن آیا هم‌خوانی دارد و یا با چیزی فراتر از یک ناهماهنگی تبلیغاتی روبه‌روییم که بعنوان یکی از چالش‌های اساسی مدیریت مقصد به شمار می آید.

در سال‌های اخیر، شماری از مقاصد گردشگری به پربازدیدترین چهره‌های فضای مجازی تبدیل شده‌اند، تصاویر طبیعت دست‌نخورده، سواحل آرام، قایق‌های گردشگری و زندگی بومی، بارها در صفحات گردشگری بازنشر می‌شوند و این روند در نگاه اول یک فرصت است، هزینه معرفی مقصد کاهش می‌یابد و گردشگران، به‌جای تکیه بر تبلیغات رسمی، تجربه دیگر مسافران را می‌بینند.

اما ویژگی مهم شبکه‌های اجتماعی این است که آنچه نمایش داده می‌شود، لزوماً همه واقعیت نیست، یک کلیپ کوتاه از ساحلی آرام یا یک نمای هوایی از جنگل می‌تواند میلیون‌ها بازدید بگیرد، بی‌آنکه کسی درباره کیفیت راه دسترسی، امکانات خدماتی، مدیریت پسماند، تابلوهای راهنما یا قیمت خدمات صحبت کند و اینجاست که «تصویر مقصد» از «واقعیت مقصد» پیشی می‌گیرد.

گردشگری زمانی پایدار می‌ماند که فاصله میان وعده داده‌شده و تجربه واقعی گردشگر، ناچیز باشد و اگر شبکه‌های اجتماعی یک مقصد را رؤیایی نشان دهند اما گردشگر در سفر با ضعف زیرساخت، کمبود خدمات یا ناهماهنگی میان دستگاه‌های متولی مواجه شود، شکافی میان انتظار و واقعیت شکل می‌گیرد؛ شکافی که در عصر شبکه‌های اجتماعی به سرعت بازتاب می‌یابد و همان گردشگری که با دیدن تصاویر دیگران ترغیب به سفر شده، پس از بازگشت نیز تجربه خود را منتشر می‌کند که به این ترتیب، شبکه اجتماعی صرفاً ابزار تبلیغ نیست؛ آینه‌ای است که کیفیت واقعی تجربه گردشگر را نیز نشان می‌دهد و یک تجربه مثبت می‌تواند تبلیغی رایگان و مؤثر باشد و یک تجربه منفی، با سرعتی چندبرابر، تصویر مقصد را خدشه‌دار کند.

یکی از خطاهای رایج در بازاریابی مقصد، تقلیل گردشگری دیجیتال به تولید چند تصویر زیباست و آنچه یک مقصد گردشگری برای حضور مؤثر در فضای مجازی نیاز دارد، شکل‌گیری یک روایت منسجم از هویت آن مقصد است؛ روایتی که فرهنگ، موسیقی، غذا، معماری، صنایع‌دستی، قصه‌های محلی و میراث ناملموس منطقه را در کنار طبیعت آن بازتاب دهد و در کنار این محتوای زیبایی‌شناختی، اطلاعات کاربردی نیز باید در دسترس گردشگر باشد؛ از مسیر دسترسی و زمان مناسب بازدید تا هزینه خدمات و توصیه‌های سفر مسئولانه را بیان می کند.

روستاهای بسیاری از مقاصد گردشگری می‌توانند هرکدام محصولی مستقل باشند، اما معرفی آنها نباید به چند عکس زیبا از یک خانه بومی محدود شود. گردشگری روستایی زمانی موفق است که بخشی از درآمد حاصل از سفر به جامعه محلی بازگردد و مردم روستا خود را شریک این صنعت بدانند، نه صرفاً سوژه‌ای برای تولید محتوا باشد و در این میان، تولید محتوا توسط خود جوامع محلی اهمیت ویژه‌ای دارد، چرا که هیچ دوربین بیرونی به اندازه مردم محلی نمی‌تواند داستان واقعی یک روستا را روایت کند.

بخش مهمی از دیده‌شدن یک مقصد در شبکه‌های اجتماعی، امروز به الگوریتم‌ها وابسته است؛ محتوای جذاب‌تر، کوتاه‌تر و احساسی‌تر شانس بیشتری برای دیده‌شدن دارد، اما مدیریت مقصد نباید اجازه دهد الگوریتم تعیین‌کننده باشد که گردشگر چه بخشی از واقعیت را ببیند و چه بخشی را نبیند و نمایش صرف بخش‌های بی‌نقص، تصویری غیرواقعی می‌سازد؛ درحالی‌که روایت حرفه‌ای و مسئولانه از ضعف‌ها نیز می‌تواند ابزاری برای مطالبه‌گری و اصلاح باشد که رسانه اجتماعی باید هم ویترین مقصد و هم آینه آن باشد.

شاید زمان آن رسیده که محور تبلیغات گردشگری بسیاری از مقاصد، از «زیبایی» به «تجربه» تغییر کند و زیبایی طبیعی یک مقصد واقعیتی انکارناپذیر است، اما گردشگر تنها برای دیدن منظره سفر نمی‌کند؛ او برای تجربه‌کردن می‌آید و تجربه‌ای که از لحظه ورود تا خروج ادامه دارد، نحوه دسترسی، برخورد جامعه محلی، کیفیت اقامت، پاکیزگی محیط، امنیت، قیمت و خاطره‌ای که در پایان با خود می‌برد و اگر همه این حلقه‌ها به‌درستی کار کنند، شبکه‌های اجتماعی بهترین شریک گردشگری هر مقصد خواهند بود.

آینده هر مقصد گردشگری بیش از هر چیز به یک نقشه راه رسانه‌ای و دیجیتال نیاز دارد؛ نقشه‌ای که هویت مورد نظر برای معرفی آن مقصد در فضای مجازی را روشن کند و میان سازمان‌های متولی، فعالان گردشگری، جوامع محلی، رسانه‌ها و تولیدکنندگان مستقل محتوا هم‌افزایی ایجاد کند و به‌جای رقابت بر سر انتشار بیشتر محتوا، باید بر سر ساختن تصویری درست‌تر از مقصد رقابت کرد و در نهایت، ارزشمندترین محتوای گردشگری هر مقصد، آن تصویری نیست که پیش از سفر گردشگر را جذب می‌کند؛ روایتی است که او خودش پس از بازگشت منتشر می‌کند و اگر میان این دو روایت فاصله‌ای نباشد، می‌توان گفت آن مقصد نه فقط در قاب شبکه‌های اجتماعی، بلکه در واقعیت نیز مقصدی موفق در گردشگری است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061601369
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha