حسین شهابی، سرپرست معاونت میراثفرهنگی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان، در یادداشتی با اشاره به هویت تاریخی بندرعباس نوشت: بندرعباسِ امروزی، تنها یک شهر ساحلی نیست؛ بلکه میراثدار پیوندی عمیق میان سیاست، اقتصاد و تاریخ ایران است. شهری که هویت آن در سال ۱۶۲۲ میلادی، در سایه پیروزی بزرگ ایران بر استعمار پرتغال گره خورده است. برای درک جایگاه بندرعباس، باید به روزگاری سفر کنیم که خلیج فارس، میدان نبرد قدرتهای بزرگ جهانی بود و ایران عصر صفوی، با درایتی استراتژیک، مسیر تاریخ تجارت جنوب خود را تغییر داد.
پیش از آنکه نام بندرعباس بر پیشانی این شهر بنشیند، این منطقه به نام «گمبرون» یا «کامارائو» شناخته میشد. در آن سالها، گمبرون دهکدهای کوچک، آرام و دورافتاده در ساحل خلیج فارس بود که ساکنان آن عمدتاً به صید و تجارتهای خرد مشغول بودند. در مقابل، جزیره هرمز به عنوان مرکز ثقل تجارت دریایی، تحت سلطه مستقیم پرتغالیها بود.
نقطه عطف تاریخ این منطقه، سال ۱۶۲۲ میلادی (۱۰۳۱ هجری قمری) است. شاهعباس اول، پادشاه مقتدر صفوی، که سالها در پی بازپسگیری حاکمیت ایران بر آبهای جنوبی بود، با استفاده از فرصتهای سیاسی و توان نظامی سردار نامدار خود، امامقلیخان، عملیاتی گسترده را برای اخراج پرتغالیها آغاز کرد. این پیروزی درخشان تنها یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه اعلام بازگشت ایران به عرصه تجارت بینالمللی بود.
پس از سقوط هرمز، شاهعباس هوشمندانه تصمیم گرفت مرکز تجارت دریایی را به جای آنکه دوباره در هرمز احیا کند، به ساحل اصلی یعنی همان گمبرون منتقل نماید. این تصمیم، زیربنای اصلی پیدایش بندرعباس بود. شاهعباس برای تثبیت حاکمیت ایران و بزرگداشت این پیروزی، نام گمبرون را به بندرعباس تغییر داد؛ نامی که پیوند ابدی شهر را با بنیانگذار صفویاش حفظ کرده است.

با انتقال مرکز تجارت به بندرعباس، این بندر کوچک در یک چشم برهم زدن به دروازه ورود کالاهای اروپایی و خروج ابریشم و محصولات ایرانی تبدیل شد. موقعیت جغرافیایی بندرعباس، آن را به کانون تلاقی بازرگانان ایرانی، هندی، انگلیسی و هلندی تبدیل کرد.
در این دوره، کمپانیهای هند شرقی هلند و هند شرقی بریتانیا برای کسب امتیازات تجاری، رقابتی شدید را در بندرعباس آغاز کردند. حضور این شرکتها نه تنها اقتصاد شهر را متحول کرد، بلکه سیمای معماری آن را نیز تغییر داد. یکی از بارزترین یادگارهای این دوران، عمارت تاریخی کلاه فرنگی است که به تجارتخانه هلندیها شهرت دارد. این بنا، امروز سندی زنده از دوران حضور قدرتهای اروپایی در این منطقه است و نشان میدهد که بندرعباس چگونه در آن روزگار، نبض تپندهی تجارت جنوب کشور بوده است.
هستهی اولیه بندرعباس در دوره صفویه، با نظمی خاص بر اساس نیازهای تجاری و مسکونی شکل گرفت. محدوده اصلی شهر از خور گورسوزان آغاز میشد و تا قلعهشاهی ادامه مییافت. در این پهنه، ترکیبی از بافت سنتی شامل بازارها، حمامها، مساجد و کاروانسراها ایجاد شد تا پاسخگوی نیاز انبوه بازرگانانی باشد که از اقصی نقاط جهان به این بندر سرازیر میشدند.
متون تاریخی از هسته مرکزی شهر با نام بندل یاد کردهاند. علاوه بر خود بندر، مناطق پیرامونی نقش حیاتی در توسعهی شهر داشتند. روستای سورو در غرب و مغناخا (نخل ناخدا) در شرق، به عنوان پیشدرآمدهای توسعه شهری، در اقتصاد و تأمین نیروی کار شهر نقش کلیدی ایفا میکردند. در این میان، روستای نایبند یا نابن جایگاهی حیاتی داشت. در اقلیم گرم و خشک ساحل، دسترسی به آب شیرین بزرگترین چالش بود و چاههای نایبند، حیاتیترین منبع تأمین آب شرب جمعیت بندرعباس بودند که بقای این شهر را در آن سالهای آغازین ممکن میکردند.
بندرعباس امروز، فراتر از یک نام، نمادی از تابآوری و توسعهیافتگی است. شهری که با آزادسازی سواحل در چهار قرن پیش آغاز شد، امروز به بزرگترین بندر تجاری ایران و یکی از استراتژیکترین نقاط در کریدورهای ترانزیتی بینالمللی تبدیل شده است.
آنچه بندرعباس را از دیگر بنادر متمایز میکند، همین پیوند ناگسستنی میان سنت و مدرنیته است. هنوز هم وقتی در بافت قدیمی شهر قدم میزنیم، دیوارهایی را میبینیم که روزگاری شاهد عبور بازرگانان اروپایی و ایرانی بودهاند. بندرعباس ثابت کرد که یک دهکده کوچک ساحلی، اگر در مسیر درستی از استراتژی و هوشمندی قرار گیرد، میتواند نه تنها اقتصاد یک کشور، بلکه سرنوشت تجارت یک منطقه را تغییر دهد. تاریخ این شهر، قصه گذار از گمبرون پرتغالیزده به بندرعباس مقتدر ایرانی است؛ قصهای که هر روز در امواج خلیج فارس، به دست صنعتگران و تاجران امروزی بازنویسی میشود.
انتهای پیام/

نظر شما