ضرورت پیوند اقتصاد تصویر و گردشگری؛ از قاب سینما تا مقصد سفر

مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاست‌های توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران در یادداشتی نوشت: ۲۱ شهریور، روز ملی سینما، بیش از آنکه صرفاً مناسبتی برای پاسداشت یک هنر باشد، می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی در یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ارتباطی کشور باشد؛ ظرفیتی که در صورت پیوند هوشمندانه با سایر حوزه‌ها، از جمله گردشگری، می‌تواند به ابزار تولید ارزش اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود.

سینما در جهان امروز فقط صنعت تصویر نیست؛ صنعت معنا و تصویرسازی از سرزمین‌هاست. کشورها و شهرها پیش از آنکه توسط بسیاری از مردم جهان دیده شوند، در قاب فیلم‌ها، سریال‌ها و تولیدات تصویری دیده و در ذهن آنان معنا می‌شوند. یک اثر سینمایی می‌تواند بدون آنکه مستقیماً پیام تبلیغاتی بدهد، درباره سبک زندگی، امنیت، فرهنگ، طبیعت، تاریخ و مناسبات انسانی یک جامعه تصویر بسازد. همین تصویر ذهنی، در بسیاری از موارد، مقدمه شکل‌گیری کنجکاوی و انگیزه برای شناخت و سفر است.

از این منظر، نسبت سینما و گردشگری را نباید به معرفی جاذبه‌ها تقلیل داد. مسئله اصلی، ساختن تصویر معتبر، جذاب و قابل اعتماد از مقصد است.

ایران از این منظر کشوری با یک ذخیره عظیم روایی است؛ سرزمینی که تنوع اقلیمی، تاریخی، فرهنگی، قومی، معماری، خوراک، آیین‌ها و سبک‌های زندگی آن، امکان تولید روایت‌هایی با قابلیت مخاطب داخلی و بین‌المللی را فراهم می‌کند. اما میان داشتن ظرفیت و تبدیل ظرفیت به محصول فرهنگی و اقتصادی فاصله قابل توجهی وجود دارد.

اگر گردشگری را صرفاً جابه‌جایی انسان از یک نقطه به نقطه دیگر بدانیم، نقش سینما محدود خواهد بود، اما اگر گردشگری را اقتصاد تجربه، روایت و ادراک مقصد بدانیم، سینما به یکی از حلقه‌های مؤثر این زنجیره تبدیل می‌شود.

از همین منظر، لازم است در سطح ملی، مفهوم گردشگری فیلم و اقتصاد پیرامون تولیدات تصویری جدی‌تر دیده شود. فیلم می‌تواند موجب شناخته‌شدن یک مقصد شود، اما سیاست‌گذاری حرفه‌ای باید مرحله بعد را نیز ببیند؛ چگونه این شناخت به بازدید، اقامت، مصرف فرهنگی، خرید محصولات محلی، اشتغال و درآمد تبدیل شود؟

این نگاه، نیازمند همکاری میان حوزه‌های فرهنگ، سینما، گردشگری، میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی، بخش خصوصی و جوامع محلی است. حتی می‌توان به تدریج برای مقاصد دارای ظرفیت، زنجیره‌ای از تولید تصویر تا تولید سفر طراحی کرد؛ یعنی از انتخاب لوکیشن و تولید اثر آغاز شود و پس از انتشار اثر، مسیرهای گردشگری، تجربه‌های فرهنگی و محصولات مرتبط با آن مقصد نیز تعریف شود.

در چنین الگویی، گردشگری مصرف‌کننده منفعل یک تصویر نیست، بلکه وارد یک زنجیره ارزش می‌شود که در آن هنر، فرهنگ و اقتصاد یکدیگر را تقویت می‌کنند.

مازندران؛ یک ظرفیت ملی برای اقتصاد تصویر و گردشگری

در این میان، مازندران را می‌توان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های آزمون این رویکرد دانست. مزیت استان فقط در تعدد جاذبه‌های طبیعی آن خلاصه نمی‌شود، ارزش واقعی مازندران در هم‌نشینی طبیعت، فرهنگ و زندگی انسانی است.

جنگل‌های هیرکانی، دریای کاسپین، روستاهای کوهستانی و جنگلی، میراث تاریخی، معماری بومی، آیین‌ها، موسیقی، خوراک، کشاورزی، صنایع‌دستی و شیوه زندگی جوامع محلی، مجموعه‌ای از عناصر روایی هستند که می‌توانند مازندران را از یک پس‌زمینه زیبا برای فیلم به یک شخصیت زنده در روایت سینمایی تبدیل کنند.

این تفاوت بسیار مهم است.

اگر جنگل فقط پس‌زمینه یک فیلم باشد، ارزش آن در زیبایی بصری خلاصه می‌شود، اما اگر رابطه انسان و جنگل، فرهنگ جوامع محلی، اقتصاد روستا، میراث و شیوه زیست مردم روایت شود، مخاطب با هویت یک سرزمین مواجه خواهد شد.

مازندران می‌تواند از این ظرفیت برای معرفی چهره‌های کمتر دیده‌شده خود نیز بهره ببرد؛ به‌ویژه روستاهایی که در کنار طبیعت، دارای سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی هستند. در اینجا سینما می‌تواند مکمل سیاست توسعه گردشگری روستایی باشد، نه جایگزین آن.

اما برای رسیدن به چنین نقطه‌ای، استان نیازمند یک نگاه نهادی است. بانک جامع لوکیشن‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی، نقشه فرصت‌های تولید تصویری، بسته‌های سرمایه‌گذاری مرتبط با صنعت تصویر، تسهیل فرآیند تولید، توجه به حقوق و منافع جوامع محلی و طراحی محصولات گردشگری پس از تولید آثار موفق می‌تواند بخشی از این مسیر باشد.

از سوی دیگر، مازندران می‌تواند از سینما برای روایت میراث ناملموس، صنایع‌دستی و سبک زندگی نیز استفاده کند. گاهی یک کارگاه کوچک صنایع‌دستی، داستان یک هنرمند، یک غذای بومی یا یک آیین محلی، ظرفیت روایی بیشتری از یک تبلیغ رسمی و پرهزینه برای معرفی مقصد دارد.

البته این مسیر زمانی موفق است که میان تصویر سینمایی و حقیقت مقصد فاصله ایجاد نشود. اگر قرار است سینما در خدمت گردشگری قرار گیرد، نباید مازندران را به تصویری کلیشه‌ای از جنگل و دریا تقلیل دهد. مأموریت مهم‌تر، کشف و روایت لایه‌هایی است که تاکنون کمتر دیده شده‌اند؛ انسان، فرهنگ، تاریخ، خلاقیت و شیوه زیست در کنار طبیعت.

در نهایت، پیوند سینما و گردشگری را باید بخشی از سیاست گسترده‌تر اقتصاد خلاق و قدرت نرم فرهنگی ایران دانست. کشوری که بتواند روایت خود را حرفه‌ای تولید و عرضه کند، فقط مخاطب جذب نمی‌کند، بلکه اعتماد، شناخت و ارتباط فرهنگی ایجاد می‌کند و این همان سرمایه‌ای است که می‌تواند به توسعه گردشگری نیز منجر شود.

۲۱ شهریور می‌تواند نقطه آغاز این نگاه باشد؛ سینما فقط درباره مکان‌ها فیلم نسازد، بلکه به مکان‌ها هویت روایی بدهد. و گردشگری نیز فقط از فیلم‌ها برای تبلیغ استفاده نکند، بلکه از ظرفیت صنعت تصویر برای ساختن بازارهای جدید بهره بگیرد.

مازندران در این میان می‌تواند یکی از نخستین استان‌هایی باشد که این پیوند را از سطح ایده به یک مدل اجرایی تبدیل کند؛ مدلی که در آن طبیعت، فرهنگ، هنر و اقتصاد در یک زنجیره واحد قرار می‌گیرند و تصویر یک سرزمین، به تجربه آن سرزمین تبدیل می‌شود.

روز ملی سینما، بنابراین، فقط روز سینماگران نیست، فرصتی است برای یادآوری اینکه ایران متنوع و روایت‌مند، پیش از آنکه مقصد سفر باشد، باید بتواند در ذهن مخاطب مقصدی خواستنی، معتبر و قابل تجربه شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405062301954
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha