به گزارش میراثآریا، ۲۷ شهریورماه، «روز شعر و ادب فارسی» و سالروز بزرگداشت استاد سیدمحمدحسین شهریار، فرصتی برای بازخوانی جایگاه زبان و ادبیات فارسی در فرهنگ و هویت ایرانی است؛ میراثی که تنها در کتابها و دیوانهای شاعران باقی نمانده و در طول تاریخ بر دیوار بناها، کتیبهها، کاشیها، سنگمزارها و دیگر آثار تاریخی نیز نقش بسته است.
داریوش ذوالفقاری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و متخصص زبان و ادبیات فارسی، متنپژوه و کتیبهپژوه، در گفتوگو با میراثآریا با تأکید بر پیوند میان ادبیات و میراث فرهنگی، زبان را «حافظه تاریخی یک ملت» دانست و گفت: اگر میراث فرهنگی را صرفاً به بناها، محوطهها و اشیای تاریخی محدود نکنیم، زبان و ادبیات فارسی یکی از مهمترین اجزای میراث فرهنگی ایران است.
او افزود: بخش بزرگی از اندیشهها، باورها، آیینها و تجربههای تاریخی ایرانیان در متون ادبی باقی مانده است و آثاری همچون شاهنامه، تنها آثار ادبی نیستند، بلکه مخزنی از اسطوره، تاریخ، آیین، اخلاق، شیوه فرمانروایی، جنگ و صلح و زندگی اجتماعی ایرانیان به شمار میروند.
ذوالفقاری با اشاره به آثار سعدی، مولوی، حافظ، نظامی و دیگر بزرگان ادب فارسی اظهار کرد: هر یک از این آثار بخشی از جهان فرهنگی ایرانیان را حفظ کردهاند و از این رو حفاظت از میراث فرهنگی بدون توجه به زبان و متون ادبی کامل نخواهد بود.
وقتی شعر از کتاب به بناهای تاریخی میآید
این متنپژوه و کتیبهپژوه درباره نقطه تلاقی ادبیات و میراث فرهنگی بیان کرد: یکی از جذابترین نقاط پیوند این دو حوزه، جایی است که شعر از صفحات کتاب خارج شده و بر ماده میراث فرهنگی نقش میبندد.
او ادامه داد: بر دیوار بناها، کاشیها، سردرها، سنگمزارها و اشیای تاریخی، ابیات فارسی فراوانی دیده میشود و در اینجا شعر دیگر فقط یک «متن» نیست، بلکه خود به بخشی از یک اثر تاریخی تبدیل شده است.
ذوالفقاری کتیبه را نقطه تلاقی چند دانش دانست و گفت: کتیبهپژوه باید با زبان و ادبیات، تاریخ، هنر، معماری، خوشنویسی و تا اندازهای باستانشناسی آشنا باشد. گاهی شناسایی یک بیت بر یک بنای تاریخی میتواند به شناخت فضای فکری دوره ساخت بنا، ذوق بانی یا هنرمند و حتی در مواردی به شناخت تاریخ و کارکرد اثر کمک کند.
او با اشاره به گستردگی حضور شعر فارسی در معماری و زندگی اجتماعی ایرانیان افزود: شعر در فرهنگ ایرانی محدود به کتاب و محفل ادبی نبوده و به فضای معماری و زندگی اجتماعی راه یافته است. ابیات شاعران بزرگ را بر سردرها، ایوانها، کاشیکاریها و سنگمزارها میبینیم و در چنین مواردی شعر در پیوند با مکان، معماری و مخاطب، معنایی تازه پیدا میکند.
کتیبههای شعری؛ اسناد فرهنگی بناهای تاریخی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، ابیات سعدی را از نمونههای شناختهشده در کتیبههای بناها دانست و اظهار کرد:
«جهان ای برادر نماند به کس
دل اندر جهانآفرین بند و بس
مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت
که بسیار کس چون تو پرورد و کشت
چو آهنگ رفتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن، چه بر روی خاک»
ذوالفقاری انتخاب چنین ابیاتی برای بناهای تاریخی را معنادار دانست و گفت: سخن سعدی درباره ناپایداری جهان، هنگامی که بر یک بنای تاریخی نقش میبندد، رابطه ویژهای میان «متن» و «مکان» ایجاد میکند.
او افزود: بنایی که شاهد آمدوشد نسلها بوده است، با زبان شعر به مخاطب یادآوری میکند که انسان رفتنی است، هرچند آثار او ممکن است قرنها برجای بماند. از این منظر، کتیبههای شعری فقط آرایه بنا نیستند، بلکه اسنادی برای شناخت اندیشه و ذوق فرهنگی دورههای تاریخی نیز محسوب میشوند.
شناخت میراث فرهنگی بدون شناخت متون کامل نیست
این پژوهشگر در ادامه درباره نقش متنپژوهی در مطالعات میراث فرهنگی گفت: میراث فرهنگی ایران بدون شناخت متون بهطور کامل فهمیده نمیشود. گاهی نام یک بنا، اصطلاح یک وقفنامه، عبارت یک سنگنوشته یا یک مادهتاریخ نیازمند مراجعه به متون ادبی و تاریخی است.
او نسخههای خطی را نیز از مهمترین آثار میراث فرهنگی دانست و اظهار کرد: میان متنپژوه، نسخهپژوه، کتیبهپژوه، باستانشناس، مورخ معماری و مرمتگر زمینههای فراوانی برای همکاری وجود دارد.
ذوالفقاری تأکید کرد: یک بنای تاریخی فقط مجموعهای از آجر، سنگ و کاشی نیست؛ متن و کتیبه آن نیز بخشی از هویت و معنای آن بناست. از دست رفتن یا خواندهنشدن یک کتیبه گاه به معنای از دست رفتن بخشی از شناسنامه فرهنگی اثر است.
شهریار؛ پیوند سنت ادبی و تجربه انسان معاصر
عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره جایگاه استاد سیدمحمدحسین شهریار گفت: شهریار از چهرههای مهم شعر معاصر است که میان سنت ادبی و تجربه انسان معاصر پیوند برقرار کرد.
او افزود: شهریار از میراث غزل فارسی بهره گرفت، اما عاطفه و تجربه زیسته روزگار خود را نیز وارد شعر کرد. سرودن به فارسی و ترکی آذربایجانی وجه دیگری از اهمیت اوست و میتواند نمادی از همزیستی زبان فارسی با تنوع زبانی و فرهنگی ایران باشد.
ذوالفقاری تأکید کرد: روز شعر و ادب فارسی باید فرصتی برای توجه به تمامی این میراث گسترده باشد؛ از رودکی و فردوسی تا نظامی، مولوی، سعدی و حافظ و از آنها تا شهریار، نیما و شاعران معاصر.
ضرورت مستندسازی میراث ادبی و کتیبهای
این متنپژوه و کتیبهپژوه مهمترین ضرورت امروز در پاسداشت این میراث را شناخت و مستندسازی دانست و گفت: حفاظت فقط نگهداری فیزیکی از یک اثر نیست؛ تصحیح علمی متون، مستندسازی کتیبهها، خواندن سنگنوشتهها و سنگمزارها، ایجاد بانکهای اطلاعاتی و استفاده از فناوریهای نوین برای ثبت و معرفی آنها ضروری است.
او خاطرنشان کرد: زبان فارسی و میراث فرهنگی دو قلمرو جدا از یکدیگر نیستند. بخشی از ادبیات ما بر کاغذ مانده و بخشی بر سنگ، کاشی، چوب و فلز نقش بسته است. اگر بخواهیم ایران فرهنگی را بشناسیم، باید هر دو را در کنار هم بخوانیم.
ذوالفقاری در پایان و در بیان پیام روز شعر و ادب فارسی گفت: «پاسداشت زبان و ادب فارسی، پاسداشت حافظه فرهنگی ایران است؛ حافظهای که گاه در یک بیت شعر، گاه در یک نسخه خطی و گاه در کتیبهای بر دیوار یک بنای تاریخی پیش روی ما قرار دارد.»
انتهای پیام/
نظر شما