به گزارش میراثآریا، نعمت نظری درباره پیشینه خانوادگی خود اظهار کرد: پدرم قصاب بود و در خوانسار او را بهخوبی میشناختند. شغل اجدادی خانواده ما معماری بوده و پدربزرگم نیز حلاج بود و در آن زمان پنبههایی که به شکل توپ وارد میشد را حلاجی میکرد. به همین دلیل خانواده ما در خوانسار با عنوان «چلهدار» نیز شناخته میشوند.
او ادامه داد: پدربزرگم در سنین جوانی از دنیا رفت و پدرم بعدها به گلهداری، تجارت گوسفند و قصابی روی آورد. ما سه قصابی داشتیم و بخشی از گوشت مورد نیاز ذوبآهن را نیز تأمین میکردیم.
نظری درباره ارتباط خانوادهاش با آسیاب آقا نظری بیان کرد: این آسیاب یادگار اجداد ماست و در منابع و سفرنامههای مرتبط با خوانسار نیز به آسیابها و خاندانهای قدیمی این شهر اشاره شده است. خانواده ما در این محله، مسجد، حسینیه، کوچه و قبرستان داشته و آسیاب نیز بخشی از همین مجموعه خانوادگی بوده است.
او افزود: آخرین فردی از خانواده که در آسیاب فعالیت میکرد، مرحوم میرزا حسینی بود که او نیز از خانوادهای آسیابزاد بود. پس از فوت او، فعالیت آسیاب متوقف شد و بنا به مرور زمان از رونق افتاد.
بهرهبردار آسیاب آقا نظری درباره چگونگی احیای این بنا گفت: خودم سالها در تهران پیمانکار وزارتخانهها و شهرداری بودم و در حوزه ساختوساز فعالیت میکردم. سال ۱۳۹۲ تصمیم گرفتم آسیاب را دوباره راهاندازی کنم. از کار آسیاب اطلاعات تخصصی زیادی نداشتم و فقط از کودکی دیده بودم که وقتی آسیابان برای جابهجایی سنگ آسیاب نیاز به کمک داشت، اهالی کمک میکردند.
نظری ادامه داد: آسیاب در آن زمان بیشتر به صورت خرابه بود و در کنار آن گاو و گوسفند نگهداری میشد. کار مرمت و راهاندازی را در سال ۱۳۹۲ آغاز کردم و در نوروز ۱۳۹۳ آسیاب دوباره به بهرهبرداری رسید.
او با اشاره به حادثه آتشسوزی آسیاب گفت: حدود دو ماه پس از راهاندازی، آسیاب آتش گرفت و از بین رفت. پس از آن دوباره بنا را از نو جمعآوری و بازسازی کردیم و این بار آسیاب را در دو طبقه ساختیم.
نظری درباره تغییر کاربری و ورود گردشگران به این مجموعه توضیح داد: در ابتدا تصور میکردیم فعالیت آسیاب به تنهایی از نظر اقتصادی صرفه داشته باشد، اما هزینهها بالا بود و درآمد آن پاسخگوی مخارج نبود. بهتدریج با افزایش حضور گردشگران در خوانسار و علاقه آنها به دیدن آسیاب، فعالیتهای مرتبط با گردشگری و عرضه محصولات محلی را نیز به مجموعه اضافه کردیم.
او با بیان اینکه آسیاب همچنان فعالیت دارد، گفت: روزانه امکان آسیاب کردن حدود یک تن محصول وجود دارد و حدود ۲۰۰ کیلوگرم آرد تولید میشود. مردم محلی محصولات آسیابشده را برای مصرف خانوادگی خود میبرند و فعالیت آسیاب محدود به روزهای خاصی نیست.
بهرهبردار آسیاب آقا نظری همچنین به محصولات محلی عرضهشده در این مجموعه اشاره کرد و افزود: عسل و عرقیات از جمله محصولاتی است که خودمان تولید میکنیم. بادام، گردو، گیاهان کوهی، زردآلو و آلو خوانساری نیز از محصولات و سوغات منطقه هستند که در این مجموعه عرضه میشوند.
نظری با اشاره به جایگاه آسیاب در فرهنگ شفاهی خوانسار گفت: درباره آسیاب آقا نظری شعرهایی نیز سروده شده است. مرحوم بخشی خوانساری در یکی از اشعار خود به داستان عاشقانهای اشاره میکند که در آن معشوق برای آوردن گندم و آرد کردن آن به آسیاب میآید.
او بخشی از این شعر را چنین نقل کرد: «زد دلدار، شنیدم که امشب یارم میاد / تو آسیاب، دلدار میاد.»
نظری در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر اهمیت حفظ آسیابهای تاریخی و دیگر عناصر میراثی گفت: برای من موضوع اصلی درآمد حاصل از گردشگری نیست. سالها در تهران فعالیت فنی و پیمانکاری داشتهام و اگر هدفم صرفاً کسب درآمد بود، مسیرهای دیگری برای فعالیت وجود داشت. آنچه اهمیت دارد، حفظ هویت و شناسنامه این سرزمین است.
او افزود: این بناها بخشی از هویت ایرانی و ریشههای ما هستند و اگر آنها را حذف کنیم، در آینده بخشی از شناخت خودمان از گذشته را از دست خواهیم داد. باید میراثی را که از نسلهای گذشته به ما رسیده حفظ کنیم تا نسلهای آینده نیز بتوانند آن را ببینند و درباره شیوه زندگی و فرهنگ پیشینیان بدانند.
بهرهبردار آسیاب آقا نظری در پایان با اشاره به پیشینه تاریخی خوانسار گفت: پدرم همیشه از گذشته و سرمایهداران قدیمی خوانسار روایتهایی نقل میکرد و میگفت در گذشته برخی مالکان چنان وسعتی از زمین داشتند که عبور از یک سوی ملکشان تا سوی دیگر، زمان زیادی میبرد. این روایتها بخشی از خاطرات شفاهی شهر هستند که در کنار بناهایی مانند آسیابها، ارزش ثبت و حفظ دارند.
انتهای پیام/
نظر شما