هاشم اتفاقی سرپرست روابطعمومی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان جنوبی در یادداشتی نوشت: فرشها، شاعرانهترین روایتگران تاریخاند؛ زبان خاموشی که بافنده از درهمبافتن رشتههای نازک نخ، جان تازهای به آن میبخشد. در دل هر گره، ذرهای رنگ، و در هر ذره، آینهای از خیال هنرمند پنهان است. فرشها، نگاهبانان امین تمدناند؛ حافظانی که قصه بشر را بیصدا اما استوار حمل کردهاند.
بر پایه اسناد تاریخی، پیشینه نخستین قالیها به سده ششم پیش از میلاد بازمیگردد؛ آنجا که هنرمندی، دو هزار سال پیش از تولد امپرسیونیسم، لکههای رنگ را کنار هم نشاند تا از دلشان نقشی شگرف بر تار و پود قالی آشکار شود.
باستانشناسان بر این باورند که اولین فرشها در گستره آسیای مرکزی پدید آمدند؛ و کهنترین نمونه شناختهشده، فرش پازیریک است. فرشی تصویری، منسوب به تمدن هخامنشی، با قدمتی نزدیک به ۲۴۰۰ سال، که در دل سرمای سیبری آرام گرفته بود. این منسوج فاخر، همپای مدنیت رشد کرده؛ چون تابلوئی تمامنما، فرهنگها، اقلیمها و خردهفرهنگها را در خود جای داده و تاریخ را پیش برده است؛
فرش تصویری دُرُخش
فرشهای تصویری، از اوایل قرن دوم هجری، همزمان با شکوفایی هنر ایرانی، پا به میدان گذاشتند؛ آثاری کمیاب و گرانقدر که اغلب بر اساس ذوق بافنده یا ثبت واقعهای تاریخی شکل میگرفتند و اکنون، بزرگترین فرش تصویری تاریخی ایران پیش روی ماست؛ فرشی که طرح کلی آن از کنار هم نشستن دو بنمایه مجزا شکل گرفته و تصویری واحد و باشکوه ساخته است.
نقش اول/ حاشیه
در نخستین بنمایه، حاشیهای چشمنواز دیده میشود: چهار ردیف از نقوش تکرارشونده بتهجقه و ماهی درهم، که بهصورت یکدرمیان بافته شدهاند. ترکیب رنگ کرم و رنگهای گرم، نگاه را آرامآرام به سمت تصویر مرکزی میکشاند. این حاشیه، گرتهبرداری کامل از قالیهای ششمتری منطقه دُرُخش خراسان جنوبی است که امروزه قهستان نام گرفته است؛ یکی از مراکز مهم تولید فرش در شرق ایران در سدههای اخیر.
برخلاف قالیهای دُرخش که هر ردیف بهتنهایی حاشیه یک قالی ششمتری را تشکیل میدهد، در این فرش، چهار ردیف کنار هم نشستهاند و قاب تصویر اصلی را کامل کردهاند. نوارهای روشن زرد، نخودی و سفید همچون مرزبانی ظریف، میان نقشها فاصله انداختهاند و هارمونی چشمنوازی پدید آوردهاند. این ترکیب چهارگانه، مانند پیشدرآمدی موزون، بیننده را آرام به دل روایت اصلی فرش دعوت میکند.

نقش دوم/متن فرش
اما بنمایه دوم، جهانی متفاوت را تصویر میکند: برخلاف حاشیه بومی، اینجا تصویری واقعگرایانه از طبیعت، انسان، حیوانات و عمارت ارگ شاهی بر ساحل رودخانه نقش بسته است. نشانی از طرحهای محلی درخش در این بخش دیده نمیشود؛ گویی روایتی سفارشی است که وقایع دوره یا رویدادی مهم را بازمیگوید. ساختمان حکومتی متقارن با ایوانی بلند در مرکز تصویر نشسته و متن فرش را به سه بخش تقسیم کرده است.

در بخش میانی، صحنهای از رژه یا میدان سان دیده میشود. ۱۲سرباز با لباس قرمز در یک سو، و ۱۲سرباز با لباس مشکی در سوی دیگر در برابر عمارت مرکزی ایستادهاند. با نظمی که شکوهی مضاعف به تصویر میبخشد. در بالای تصویر، شش برج متقارن و دو بنای گنبدی در کنارهها، بر عظمت عمارت افزودهاند.

با توجه به ساختار بنا، آرایش صورت و دستارِ سر، سرنشینان قایق های بادبانی، که به پوشش هندی مشابهت زیادی دارد و همچنین نقش حیواناتی چون فیل، محتملترین سرزمین اشارهشده در این تصویر هندوستان است. همسایه شرقی ایران که بر اساس مستندات مکتوب، در حدود صد سال پیش با ایران و به ویژه قهستان ارتباطات فرهنگی و تجاری ویژه ای داشته.
همچنین به نظر می رسد بافت این فرش، به سفارش تجار هندی و کمپانی هند شرقی و بخشی از یک صحنه رژه نیروهای انگلیسی مستقر در هند باشد که توسط هنرمندان درخش بافت شده است. در بالای تصویر اصلی، رودخانهای پهناور در جریان است؛ چند قایق بادبانی غیرنظامی، آرام روی آب میگذرند که نشانی از برقراری امنیت دارد و نیز عرض و عمق زیاد رودخانه نشان می دهد.

در بالاترین بخش تصویر، زنانی با پوشش کامل ایرانی در حال استعمال قلیان دیده میشوند، همجوار با حیوانات اهلی و وحشی که بیهیچ ستیزی کنار هم قرار گرفتهاند که نمادی از آرامش و جریان عادی زندگی در حاشیه مجموعه نظامی هستند - بهنظر میرسد این نقشها بداههپردازی هنرمند بافنده باشد- امضایی شاعرانه که در میان کار به طرح افزوده شده است.
در قسمت پایین تصویر، چهار ردیف از نظامیان—سوارهنظام، پیادهنظام و افسران توپخانه - در کنار ارابه حمل توپ جنگی - دیده میشوند؛ هر گروه با لباس مخصوص خود، منظم و استوار؛ حرکت اسبها و چینش طبقهطبقه ردیفها، حالوهوایی مینیاتورگونه به تصویر داده و وسعت محوطه پیشروی عمارت را برجسته کرده است.

تقارن در تقارن
این فرش، افزون بر ابعاد منحصربهفردش، تقارنی چشمگیر دارد؛ خط اصلی آن را به دو بخش متقارن تقسیم میکند، در حالیکه رنگ لباس سربازان در دو سو متفاوت است؛ اما در خطوط تقارن فرعی، رنگ عناصر دو طرف کاملاً مشابه است. در گوشههای تصویر، برخی عناصر ناتمام ماندهاند— گویی روایت بزرگتری بیرون از قاب ادامه دارد؛ انگار این تصویر، تنها بخشی از جهانی وسیعتر است که در چهارچوب فرش جا گرفته است.

انتهای پیام/

نظر شما