جلیل جعفری فعال رسانه در یادداشتی نوشت: میراثفرهنگی یکی از مهمترین عناصر شکلدهنده هویت جمعی جوامع است. بناهای تاریخی، آثار باستانی، آیینها، سنتها، زبانها، هنرهای بومی و شیوههای زندگی تنها یادگارهایی از گذشته نیستند بلکه بخشی از حافظه جمعی و سرمایه فرهنگی هر جامعه به شمار میروند.
با این حال، در جهان امروز، حفظ و معرفی میراث فرهنگی تنها به فعالیت موزهها، سازمانهای میراث فرهنگی و پژوهشگران محدود نمیشود. رسانههای خبری نیز در معرفی، تفسیر، حفاظت و حتی شکلدهی به نگرش عمومی نسبت به میراثفرهنگی نقشی مهم دارند. تعامل میان میراثفرهنگی و رسانههای خبری میتواند موجب افزایش آگاهی عمومی و تقویت مشارکت اجتماعی شود اما در صورت برخورد سطحی یا نادرست رسانهای، ممکن است به تحریف واقعیت، تجاریسازی افراطی یا حتی آسیب به میراثفرهنگی منجر شود.
رسانههای خبری در وهله نخست نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی درباره میراثفرهنگی دارند. بسیاری از مردم ممکن است از وجود یک بنای تاریخی، محوطه باستانی، آیین سنتی یا اثر هنری ارزشمند در منطقه خود اطلاع کافی نداشته باشند. رسانهها با انتشار گزارش، خبر، مصاحبه، مستند و محتوای تصویری میتوانند این آثار را به مخاطبان معرفی کنند. بهویژه رسانههای محلی در این زمینه اهمیت فراوانی دارند زیرا ارتباط نزدیکتری با جامعه محلی دارند و میتوانند میراثفرهنگی کمتر شناختهشده را در سطح ملی مطرح کنند.
از سوی دیگر، رسانههای خبری میتوانند نقش ناظر اجتماعی بر وضعیت میراثفرهنگی ایفا کنند. تخریب بناهای تاریخی، حفاریهای غیرمجاز، قاچاق آثار باستانی، ساختوسازهای نامتناسب در حریم آثار تاریخی و بیتوجهی به حفاظت از میراثفرهنگی موضوعاتی هستند که ممکن است بدون توجه رسانهای در حاشیه قرار گیرند. انتشار گزارشهای تحقیقی و پیگیری مستمر چنین موضوعاتی میتواند مسئولان و نهادهای مرتبط را نسبت به ضرورت اقدام جدیتر حساس کند. در این معنا، رسانه صرفا انتقالدهنده خبر نیست بلکه میتواند به ابزاری برای مطالبهگری و افزایش پاسخگویی نهادهای مسئول تبدیل شود.
یکی دیگر از ابعاد این تعامل، ساخت روایت درباره میراثفرهنگی است. یک اثر تاریخی صرفا مجموعهای از سنگها، آجرها یا اشیای قدیمی نیست؛ ارزش آن تا حد زیادی به داستان، زمینه تاریخی و معنایی که جامعه برای آن قایل است وابسته است. رسانهها با انتخاب زاویه نگاه، نوع تصاویر، تیترها و شیوه روایت میتوانند برداشت مخاطب از یک اثر را شکل دهند. برای مثال، یک بنای تاریخی را میتوان صرفا به عنوان جاذبهای گردشگری معرفی کرد یا درباره نقش آن در تاریخ اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک منطقه نیز سخن گفت. بنابراین، نحوه روایت رسانهای از میراثفرهنگی اهمیت زیادی دارد.
در این میان، رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی شکل تعامل میان میراثفرهنگی و رسانه را دگرگون کردهاند. امروزه کاربران میتوانند با استفاده از تلفن همراه از یک بنای تاریخی تصویربرداری کنند، درباره آن مطلب منتشر کنند یا اطلاعاتی درباره یک آیین سنتی را با دیگران به اشتراک بگذارند. این وضعیت باعث شده تولید محتوای مرتبط با میراثفرهنگی دیگر تنها در اختیار رسانههای حرفهای نباشد. از یک سو، این تحول فرصت بزرگی برای معرفی گستردهتر میراثفرهنگی ایجاد کرده و از سوی دیگر، خطر انتشار اطلاعات نادرست نیز افزایش یافته است. مطالب غیرمستند، تصاویر مربوط به آثار دیگر یا روایتهای تاریخی بدون منبع ممکن است به سرعت در فضای مجازی منتشر شوند و به باور عمومی تبدیل شوند.
از منظر دیگر، رسانهها در توسعه گردشگری فرهنگی نیز تأثیر درخور توجهی دارند. گزارشهای رسانهای درباره بناها، موزهها، جشنوارهها و آیینهای سنتی میتوانند توجه گردشگران داخلی و خارجی را به یک منطقه جلب کنند. افزایش گردشگری میتواند به ایجاد اشتغال، رونق کسبوکارهای محلی و تأمین منابع مالی برای حفاظت از میراثفرهنگی کمک کند. با این حال، اگر معرفی رسانهای تنها بر جذب هرچه بیشتر گردشگر تمرکز داشته باشد و ظرفیت واقعی یک اثر تاریخی یا جامعه محلی نادیده گرفته شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. افزایش بیش از حد گردشگران میتواند موجب فرسایش آثار، آسیب به محیط تاریخی و تغییر ماهیت سنتهای محلی شود.
موضوع مهم دیگر، اخلاق رسانهای در پوشش میراثفرهنگی است. خبرنگاران و رسانهها هنگام تهیه گزارش درباره آثار تاریخی باید به صحت اطلاعات، احترام به ارزشهای فرهنگی و پیامدهای انتشار اطلاعات توجه کنند. برای نمونه، انتشار دقیق محل برخی محوطههای باستانی حساس ممکن است ناخواسته زمینه حفاری غیرمجاز را فراهم کند. همچنین استفاده از تصاویر یا روایتهایی که یک فرهنگ یا گروه اجتماعی را به شکلی کلیشهای و تحقیرآمیز نشان میدهد، با اصول حرفهای روزنامهنگاری سازگار نیست. بنابراین، پوشش میراثفرهنگی نیازمند همکاری میان خبرنگاران، باستانشناسان، تاریخپژوهان، متخصصان موزه و کارشناسان میراثفرهنگی است.
در این زمینه، نهادهای متولی میراث فرهنگی نیز باید رابطهای فعال و حرفهای با رسانهها برقرار کنند. ارایه اطلاعات دقیق، برگزاری نشستهای خبری، فراهم کردن دسترسی خبرنگاران به کارشناسان و انتشار منظم گزارشهای مربوط به وضعیت آثار میتواند از شکلگیری شایعات و اطلاعات نادرست جلوگیری کند. در مقابل، محدود کردن دسترسی رسانهها یا ارایه نکردن اطلاعات کافی ممکن است موجب شود فضای اطلاعرسانی به منابع غیررسمی واگذار شود. ارتباط سازنده با رسانهها باید بر پایه شفافیت، دسترسی به اطلاعات معتبر و احترام به استقلال حرفهای خبرنگاران شکل بگیرد.
یکی از مهمترین زمینههای همکاری آینده، استفاده از فناوریهای نوین برای معرفی میراثفرهنگی است. واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، تورهای مجازی، پادکستها، نقشههای تعاملی و مستندهای دیجیتال میتوانند امکان آشنایی مخاطبان با میراثفرهنگی را بدون حضور فیزیکی فراهم کنند. این ابزارها بهخصوص برای کودکان و نسل جوان اهمیت دارند زیرا میتوانند مفاهیم تاریخی را از شکل صرفاً متنی خارج کرده و به تجربهای جذاب و قابل درک تبدیل کنند.
در نهایت، تعامل میراثفرهنگی و رسانههای خبری را باید یک رابطه دوطرفه دانست. رسانهها برای تولید محتوای دقیق و جذاب به اطلاعات تخصصی و دسترسی به کارشناسان میراثفرهنگی نیاز دارند و نهادهای میراثفرهنگی نیز برای افزایش آگاهی عمومی، جلب حمایت اجتماعی و نظارت عمومی به رسانهها نیازمندند. اگر این رابطه بر پایه اعتماد، تخصص، شفافیت و مسئولیت اجتماعی شکل بگیرد، رسانه میتواند به یکی از مهمترین ابزارهای حفاظت از میراثفرهنگی تبدیل شود.
میراثفرهنگی زمانی زنده میماند که جامعه آن را بشناسد، ارزش آن را درک کند و در حفاظت از آن احساس مسئولیت داشته باشد. رسانههای خبری میتوانند این آگاهی و احساس مسئولیت را تقویت کنند. ازاینرو، نقش رسانه در حوزه میراثفرهنگی نباید تنها به انتشار اخبار مربوط به افتتاح موزه یا کشف یک اثر تاریخی محدود شود بلکه رسانه میتواند با روایت درست گذشته، پیوند دادن میراث با زندگی امروز و ایجاد فضای گفتوگو میان مردم و متخصصان، به حفظ میراثفرهنگی برای نسلهای آینده کمک کند.
انتهای پیام/

نظر شما