علی حبیبنژاد، دکترای زمینشناسی و راهنمای تور در یادداشتی نوشت: روایتی از سفری به شمال خوزستان؛ جایی که مرز میان دستساختههای انسان و فرمهای زمینشناختی، در پیوندی شگفتانگیز، کمرنگ میشود.
تصویر غالب ما از خوزستان، نخلستانهای آفتابسوخته، جلگههای پهناور و رودخانه کارون است؛ اما کافی است مسیر سفر را به سمت بخش کوهستانی شهیون در شمال دزفول تغییر دهیم تا زاگرس چهرهای متفاوت، رمزآلود و باشکوه از خود نشان دهد.
در حدود ۷۳ کیلومتری دزفول و در دامنههای کوه «تلو»، روستای تاریخی لیوس قرار گرفته است؛ روستایی که فراتر از یک سکونتگاه سنتی، نمونهای قابل تأمل از پیوند میان تاریخ، معماری بومی، طبیعت و زمینشناسی منطقه به شمار میرود.
آنچه لیوس را از بسیاری از روستاهای کوهستانی و پلکانی متمایز میکند، درهمتنیدگی کالبد زندگی انسانی با ساختار طبیعی زمین است؛ گویی معماری در اینجا نه در برابر کوه، بلکه در امتداد آن شکل گرفته است.

معماری؛ زمانی که انسان زبان سنگ را میآموخت
مصالحی برخاسته از بستر طبیعت در بافت تاریخی لیوس، سنگ بیش از آنکه صرفاً یک مصالح ساختمانی باشد، بخشی از هویت مکان است. دیوارهای باربر، جرزها، پلهها و دیوارههای حائل، عمدتاً با استفاده از سنگهای بومی منطقه شکل گرفتهاند؛ مصالحی که از بستر طبیعی پیرامون روستا به دست آمده و با ساختار زمینشناختی آن همخوانی دارند.
این شیوه ساختوساز، نمونهای از دانش بومی در استفاده از مصالح در دسترس و سازگار با اقلیم است. سنگ، به دلیل ظرفیت حرارتی خود، میتواند در تعدیل نوسان دمایی فضای داخلی بناها نقش داشته باشد و در کنار سایر عناصر معماری سنتی، شرایط مناسبتری برای زیست در اقلیم کوهستانی ایجاد کند.
در اینجا، معماری پیش از آنکه بر زمین تحمیل شود، از زمین آموخته است.

استتار در دل کوه
یکی از ویژگیهای چشمگیر لیوس، همگونی رنگ و بافت بناها با بستر طبیعی پیرامون است. استفاده از سنگهای محلی باعث شده است که کالبد روستا از فاصله دور، بخشی از دامنه کوه به نظر برسد.
این همنشینی بصری، علاوه بر ارزش زیباییشناختی، حاصل نوعی سازگاری معماری با محیط طبیعی است؛ رویکردی که در بسیاری از سکونتگاههای تاریخی کوهستانی ایران نیز میتوان نمونههایی از آن را مشاهده کرد. در لیوس، خانهها بر فراز طبیعت ننشستهاند؛ بلکه بخشی از چشمانداز آن شدهاند.
معماری در امتداد شیب
سازندگان روستا برای استقرار بناها و شکلدهی به معابر، تا حد زیادی از توپوگرافی طبیعی زمین پیروی کردهاند. اختلاف ارتفاع، شیب دامنه و شکستهای طبیعی زمین، به جای آنکه صرفاً مانع ساختوساز باشند، در شکلگیری بافت روستا به کار گرفته شدهاند.
نتیجه، مجموعهای از مسیرها، پلهها و سطوحی است که با خطوط طبیعی زمین همراه میشوند و کمترین مداخله را در سیمای عمومی کوه ایجاد میکنند.
این ویژگی را میتوان یکی از مهمترین جلوههای دانش بومی در مواجهه با محیط دانست؛ دانشی که امروز در ادبیات معماری پایدار و طراحی همساز با اقلیم نیز اهمیت فراوانی یافته است.

لیوس؛ گالری زنده زمینشناسی
جاذبه لیوس تنها به بافت روستا محدود نمیشود. پیرامون آن، چشماندازهایی شکل گرفته که برای علاقهمندان به زمینشناسی، ژئومورفولوژی و طبیعتگردی جذاب است.
فرسایش ناشی از بارش، روانآبها و فرایندهای طولانیمدت طبیعی، در بستر سازندهای سنگی منطقه، درهها، دیوارهها و اشکال متنوع زمینریختشناختی پدید آورده است. همین فرمهای طبیعی، در کنار بافت سنگی روستا، منظری متفاوت از زاگرس شمال خوزستان ایجاد کردهاند.
درههای عمیق، دیوارههای سنگی و مسیرهای کوهستانی اطراف لیوس میتوانند ظرفیت مناسبی برای توسعه طبیعتگردی و ژئوتوریسم داشته باشند؛ البته مشروط بر آنکه این توسعه بر پایه شناخت علمی و با رعایت ظرفیت برد محیط انجام شود.
لیوس از این منظر، تنها مقصدی برای دیدن یک روستای تاریخی نیست؛ بلکه میتواند فرصتی برای خواندن تاریخ زمین در کنار تاریخ زندگی انسان باشد.
فرهنگ بختیاری؛ میراثی که هنوز زندگی میشود
یکی از مهمترین ویژگیهای لیوس، زنده بودن بخشی از عناصر فرهنگی و شیوه زندگی مردم منطقه است. اینجا موزهای پشت شیشه نیست؛ فرهنگ در زندگی روزمره مردم حضور دارد.
نان محلی، صدای زنگوله دامها، دستبافتههای پشمی، سیاهچادر و محصولات طبیعی منطقه، بخشی از میراث ملموس و ناملموسی هستند که در کنار معماری و طبیعت، هویت روستا را شکل میدهند.
محصولاتی مانند بادام کوهی، کلخونگ، بنه و عسل نیز میتوانند در صورت ساماندهی زنجیره تولید، بستهبندی و عرضه، بخشی از اقتصاد گردشگری جامعه محلی را تقویت کنند.
از این منظر، گردشگری لیوس نباید صرفاً بر «تماشای معماری» متمرکز باشد؛ بلکه باید تجربه زیست، فرهنگ، طبیعت و خوراک محلی را نیز دربرگیرد.

چگونه از این میراث پاسداری کنیم؟
لیوس را نمیتوان تنها یک «روستای هدف گردشگری» دید. ارزش این مکان در پیوند همزمان عناصر طبیعی، زمینشناختی، معماری، تاریخی و فرهنگی آن است؛ پیوندی که میتوان از آن با عنوان میراث ژئوفرهنگی یاد کرد.
چنین محیطی در برابر گردشگری شتابزده آسیبپذیر است. افزایش ساختوسازهای نامتجانس، تردد کنترلنشده، انباشت زباله و مداخلههای غیرکارشناسی میتواند بهتدریج همان ویژگیهایی را از میان ببرد که گردشگران را به لیوس جذب میکند.
برای حفاظت و بهرهبرداری مسئولانه از این ظرفیت، چند اقدام ضروری به نظر میرسد:
نخست؛ ایجاد ژئومسیرهای آموزشی.
مسیرهای مشخص پیادهروی با کمترین مداخله در طبیعت میتوانند گردشگران را با ساختار زمینشناختی منطقه، شکلگیری درهها و ویژگیهای طبیعی کوه تلو آشنا کنند. استفاده از تابلوهای تفسیری ساده و کدهای QR نیز میتواند این تجربه را غنیتر کند.
دوم؛ پایش پایداری دامنهها.
با توجه به ماهیت کوهستانی منطقه، بررسی مستمر وضعیت دامنهها و نقاط مستعد ریزش سنگ برای تأمین امنیت ساکنان و گردشگران ضروری است. این موضوع باید با مطالعات تخصصی زمینشناسی و ژئوتکنیک دنبال شود.
سوم؛ تدوین ضوابط ساختوساز همساز با محیط.
حفاظت از سیمای تاریخی و طبیعی لیوس مستلزم آن است که ساختوسازهای جدید از نظر ارتفاع، حجم، مصالح، رنگ و نما با بافت موجود هماهنگ باشند. استفاده بیضابطه از مصالح و نماهای نامتجانس میتواند بهتدریج سیمای تاریخی روستا را مخدوش کند.
چهارم؛ تقویت نقش جامعه محلی.
هیچ برنامه حفاظتی بدون مشارکت ساکنان پایدار نخواهد بود. آموزش جوامع محلی، ایجاد فرصتهای اقتصادی ناشی از گردشگری و مشارکت دادن آنان در مدیریت مقصد میتواند حفاظت از میراث را به یک منفعت مشترک تبدیل کند.
راهی به سوی لیوس؛ مثلث طلایی شهیون
بهترین زمان سفر به این منطقه، معمولاً فصلهای معتدل سال است؛ بهویژه از اواخر زمستان تا اوایل بهار که طبیعت کوهستانی منطقه جلوهای متفاوت پیدا میکند.
مسیر دسترسی از دزفول به سمت بخش شهیون ادامه مییابد و پس از عبور از جاده کوهستانی منطقه، میتوان به محدوده روستای تاریخی لیوس رسید.
اما سفر به لیوس میتواند بخشی از یک برنامه گستردهتر برای شناخت ظرفیتهای شهیون باشد. دریاچه شهیون و چشماندازهای پیرامون آن و همچنین دژ تاریخی قلعهشاداب، از جمله جاذبههایی هستند که میتوانند در کنار لیوس، یک مسیر ترکیبی از گردشگری فرهنگی، طبیعتگردی، زمینگردشگری و ماجراجویی ایجاد کنند.

سفر اگر با شناخت آغاز شود
لیوس یادآور روزگاری است که انسان برای زیستن، زبان صخرهها را میآموخت و به جای جنگیدن با طبیعت، راه سازگاری با آن را پیدا میکرد.
در این روستا، سنگ تنها یک مصالح ساختمانی نیست؛ بخشی از حافظه مکان است. کوه فقط یک چشمانداز نیست؛ بستری است که تاریخ زندگی انسان بر آن شکل گرفته و فرهنگ محلی نیز تنها مجموعهای از آیینها و محصولات نیست؛ بخشی از هویت زنده این سرزمین است.
سفر به لیوس، اگر با شناخت و مسئولیت همراه باشد، میتواند چیزی فراتر از یک سفر تفریحی باشد؛ فرصتی برای دیدن رابطه دیرینه انسان و زمین و فهم این نکته که میراث واقعی، زمانی ماندگار میشود که هم آن را بشناسیم، هم از آن پاسداری کنیم و هم امکان تداوم زندگی در کنار آن را برای نسلهای آینده فراهم آوریم.
لیوس را باید دید، اما مهمتر از دیدن، درست دیدن و امانتدار بودن در برابر آن است.
انتهای پیام/
نظر شما