شیلان صلواتی فعال رسانه در یادداشتی نوشت: گردشگری در سالهای اخیر بیش از گذشته به یکی از مسیرهای مهم برای شناخت مقصدها، تجربه فرهنگها و ایجاد فرصتهای اقتصادی تبدیل شده است؛ معمولا برای سنجش وضعیت گردشگری، شاخصهایی مانند تعداد گردشگران، میزان اقامت، ضریب اشغال مراکز اقامتی و بازدید از جاذبهها مورد توجه قرار میگیرد،شاخصهایی که هر کدام بخشی از تصویر گردشگری یک مقصد را نشان میدهند.
در کنار این شاخصها، توجه به کیفیت تجربه سفر و اثراتی که حضور گردشگر میتواند در مقصد بر جای بگذارد نیز نگاه ما به آینده گردشگری را کاملتر میکند؛ گردشگر با خود تقاضا برای اقامت، غذا، حملونقل، خرید، راهنمایی، تفریح و تجربه فرهنگی به همراه میآورد و همین موضوع فرصتهای متنوعی برای کسبوکارهای محلی ایجاد میکند.
از این منظر، هر جاذبه آغاز یک تجربه بزرگتر است؛ طبیعت، بناهای تاریخی، روستاها، آیینها، غذاهای محلی و صنایعدستی زمانی جذابیت بیشتری پیدا میکنند که در کنار یکدیگر قرار گیرند و گردشگر بتواند بخشی از زندگی و فرهنگ مقصد را تجربه کند.
گردشگر میآید، عکس میگیرد، جاذبهها را میبیند، غذا و محصولات محلی را تجربه و خرید میکند و در نهایت مقصد را ترک میکند، اما یک سوال مهم باقی میماند: بعد از رفتن گردشگر، چه چیزی برای مقصد باقی میماند؟
شاید پاسخ به این پرسش، ما را به یکی از زیباترین ابعاد گردشگری برساند؛ اینکه سفر فقط یک رفتوآمد نیست، بلکه اثری ماندگار در مقصد ایجاد میکند.
کردستان از جمله مقصدهایی است که تنوع طبیعی، فرهنگی و تاریخی آن فرصتهای فراوانی برای شکلگیری چنین تجربهای فراهم کرده است؛ طبیعت، معماری، موسیقی، آیینها، غذا، صنایعدستی، روستاها و سبک زندگی مردم، هر کدام بخشی از هویت گردشگری استان را تشکیل میدهند و در کنار یکدیگر میتوانند تجربهای متفاوت برای گردشگران رقم بزنند.
وقتی گردشگر در یک اقامتگاه بومی میماند، غذای محلی را تجربه میکند، از یک صنعتگر خرید میکند، از خدمات راهنمای محلی بهره میگیرد یا داستان یک بنا و آیین را میشنود، سفر او با مقصد پیوند عمیقتری پیدا میکند؛ در چنین شرایطی، گردشگری فرصتهایی را برای بخشهای مختلف جامعه محلی ایجاد میکند و بخشی از منافع سفر را در همان مقصد به گردش درمیآورد.
این موضوع اهمیت زنجیره گردشگری را نیز نشان میدهد، یک اقامتگاه میتواند با تولیدکننده محلی، یک رستوران با کشاورز، یک گردشگر با صنعتگر و یک راهنمای گردشگری با جامعه محلی ارتباط برقرار کند؛ هرچه این ارتباطها بیشتر و منسجمتر باشد، ظرفیت گردشگری برای ایجاد ارزش در مقصد نیز بیشتر خواهد شد.
در این میان، میراثفرهنگی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ بناهای تاریخی، آیینها، مهارتهای سنتی و صنایعدستی تنها بخشی از گذشته یک منطقه نیستند، بلکه میتوانند بخشی از تجربه امروز گردشگر و زمینهای برای معرفی هویت مقصد باشند. توجه همزمان به حفاظت از این میراث و معرفی درست آن، به ماندگاری بیشتر ارزشهای فرهنگی و تقویت تجربه گردشگری کمک میکند.
همچنین گردشگری زمانی میتواند آیندهای پایدارتر داشته باشد که در کنار منافع اقتصادی، به طبیعت، فرهنگ و سبک زندگی جامعه میزبان نیز توجه شود؛ گردشگر به مقصد سفر میکند تا چیزی متفاوت را ببیند و تجربه کند و همین تفاوتهاست که به مقصد هویت میدهد.
شاید در کنار پرسش «چند گردشگر وارد مقصد شد؟»، پرسشهای دیگری نیز ارزش توجه داشته باشند: گردشگر چه تجربهای با خود به خانه میبرد؟ چه بخشی از هزینه او در مقصد باقی میماند؟ کدام کسبوکارهای محلی از حضور او بهره میبرند و چگونه میتوان این حضور را به فرصتی برای معرفی بهتر فرهنگ، طبیعت و میراث مقصد تبدیل کرد؟
این پرسشها میتوانند نگاه ما را از «تعداد سفر» به «کیفیت تجربه» نیز گسترش دهند؛ تعداد گردشگران و میزان اقامت همچنان اهمیت خود را دارند، اما در کنار آنها، تجربه گردشگر، مشارکت جامعه محلی، رونق کسبوکارها، معرفی میراث و حفظ هویت مقصد نیز بخشی از تصویر موفقیت گردشگری میباشند.
قرار نیست گردشگر در مقصد بماند؛ ماهیت سفر، رفتن است.اما آنچه میتواند بماند اثر سفر است؛ خاطرهای خوب در ذهن گردشگر، درآمدی برای یک خانواده، رونق یک اقامتگاه، بازار بیشتری برای یک صنعتگر، فرصتی برای یک راهنمای محلی یا انگیزهای برای جوانی که آینده خود را در زادگاهش دنبال میکند.
در نهایت، شاید بتوان گفت موفقیت گردشگری فقط به لحظه ورود گردشگر مربوط نمیشود؛ بلکه به اثری نیز مربوط است که از حضور او در مقصد باقی میماند.
اگر گردشگر با خاطرهای خوب مقصد را ترک کند و در عین حال، حضور او به رونق کسبوکارها، معرفی فرهنگ، حفاظت از میراث و تقویت جامعه محلی کمک کرده باشد، سفر میتواند فراتر از یک تجربه کوتاه، به بخشی از مسیر توسعه و پویایی مقصد تبدیل شود.
انتهای پیام/

نظر شما