لیلا صدقی کارشناس ارشد پژوهش هنر در یادداشتی نوشت: نام خاندان کاظمپور با بخشی از تاریخ کاشیکاری و تزئینات معماری ایران گره خورده است؛ خاندانی که نام ابراهیم و عباس کاظمپور در میان استادکاران کاشیکاری و معماری سنتی دیده میشود و نسلهای بعد نیز با فعالیت در حوزه اجرا، مرمت، پژوهش و آموزش، این میراث هنری را ادامه دادهاند.
کاشیکاری در معماری ایرانی تنها پوششی برای دیوار و گنبد و ایوان نیست؛ روایتی تصویری از فرهنگ، ذوق، دانش فنی و جهانبینی ایرانی است. پشت بسیاری از بناهای تاریخی و شاخص ایران، نام استادکارانی قرار دارد که گاه کمتر از معماران و سفارشدهندگان شناخته شدهاند، اما بخش مهمی از هویت بصری بنا حاصل مهارت و تجربه آنان است. خاندان کاظمپور را میتوان در شمار خانوادههایی دانست که دانش و مهارت کاشیکاری و معماری سنتی را در چند نسل تداوم بخشیدهاند.در سالهای اخیر، توجه به نقش استادکاران و خاندانهای هنری در شکلگیری میراث معماری ایران بیش از گذشته مورد توجه پژوهشگران و نهادهای فرهنگی قرار گرفته است. در همین راستا، فرهنگستان هنر در سال ۱۳۹۶ آیین نکوداشت استاد عباس کاظمپور را با هدف تجلیل از یک عمر فعالیت هنری او و همچنین پاسداشت نام خاندانهای کاظمپور و کاشیتراش در عرصه هنر ایرانی برگزار کرد. این رویکرد از یک واقعیت مهم حکایت دارد: میراث معماری ایران تنها حاصل طراحی معماران نیست؛ بلکه مجموعهای از دانشهای تخصصی استادکاران در حوزههایی همچون کاشیکاری، کاشیتراشی، مقرنس، رسمیبندی، گرهسازی، کاسهسازی و دیگر هنرهای وابسته به معماری است که در کنار یکدیگر، سیمای بناهای تاریخی و معاصر ایران را شکل دادهاند.
ابراهیم کاظمپور؛ استادکاری که ردپایش در معماری تهران باقی مانده است
یکی از نامهای مهم این خاندان، حاج ابراهیم کاظمپور است؛ استادکاری که نام او در منابع مرتبط با کاشیکاری برخی بناهای شاخص تهران ثبت شده است. ابراهیم کاظمپور از جمله استادکارانی بود که در کاشیکاری بناهای مهمی از جمله کاخ مرمر، کاخ اختصاصی نیاوران، بازار تهران و ساختمان دانشکده حقوق دانشگاه تهران فعالیت داشت. او در سال ۱۳۷۵ درگذشت و فرزندانش حرفه او را ادامه دادند. نام ابراهیم کاظمپور بهویژه در ارتباط با کاخ نیاوران قابل توجه است. در منابع معماری، کاشیکاری نمای خارجی این بنا به او نسبت داده شده است؛ بنایی که طراحی آن توسط محسن فروغی انجام شد و در تزئینات آن، هنرهای مختلفی از جمله گچبری، آینهکاری و کاشیکاری در کنار معماری مدرن به کار گرفته شد. از سوی دیگر، نام او در میان استادکارانی دیده میشود که در تزئینات کاخ مرمر نیز مشارکت داشتهاند. از ابراهیم کاظمپور در کنار استادانی همچون حسین لرزاده، حسین کاشیتراش و اسماعیل خاکنگار مقدم در ارتباط با کاشیکاری بخشهایی از کاخ مرمر نام برده شده است.کاخ مرمر از این منظر نمونهای ارزشمند برای شناخت جایگاه استادکاران در معماری معاصر ایران است؛ چرا که در تزئینات آن، مجموعهای از هنرهای سنتی از کاشیکاری و سنگتراشی تا آینهکاری و خاتمکاری در کنار معماری بنا قرار گرفتهاند.اهمیت فعالیت استادکارانی مانند ابراهیم کاظمپور تنها در تعداد بناهایی که در آنها کار کردهاند خلاصه نمیشود. اهمیت اصلی، حضور هنرهای سنتی در دورهای است که معماری ایران در حال ورود به مرحلهای تازه بود.
در سده اخیر، معماری ایران با ورود مصالح، فناوریها و شیوههای جدید ساختوساز دستخوش تغییر شد؛ اما در بسیاری از بناهای مهم، معماران و سفارشدهندگان همچنان از ظرفیت هنرهای سنتی برای ایجاد هویت ایرانی بهره گرفتند.کاخ نیاوران نمونهای روشن از این روند است؛ بنایی که طراحی آن با فناوریهای جدید انجام شده، اما در تزئینات آن از عناصر معماری و هنر ایرانی استفاده شده است. در نمای این بنا، کاشیکاری سنتی در کنار ساختار معماری مدرن قرار گرفته و نمونهای از گفتوگوی میان سنت و نوگرایی را شکل داده است. منابع مختلف، اجرای کاشیکاری نمای خارجی این بنا را به استاد ابراهیم کاظمپور نسبت دادهاند. به این ترتیب، استادکاران کاشیکار نه فقط حافظان یک فن سنتی، بلکه بخشی از فرآیند تطبیق هنر سنتی با معماری معاصر ایران نیز بودهاند.
عباس کاظمپور، متولد ۱۳۲۳ در اصفهان، از استادان کاشیکاری و معماری سنتی بود که فعالیت خود را در امتداد سنت استادکاری و آموزش سینهبهسینه ادامه داد. فرهنگستان هنر در پیام تسلیت خود پس از درگذشت او، وی را از نسل هنرمندان نقشپرداز و کاشیتراش اصفهان معرفی کرد و به فعالیتهای او در حوزه خلق، احیا، تزئین و مرمت آثار معماری اشاره داشت. در معرفی فرهنگستان هنر از این استادکار، علاوه بر کاشیکاری، به مهارت او در رسمیبندی، مقرنس، گرهسازی و کاسهسازی نیز اشاره شده است؛ مهارتهایی که هر یک از اجزای مهم معماری و تزئینات سنتی ایران به شمار میروند. این گستردگی مهارتها نشان میدهد که استادکار سنتی در معماری ایرانی، برخلاف تصور امروزی از یک «کاشیکار» صرف، معمولاً با مجموعهای از فنون و دانشهای مرتبط با تزئینات معماری آشنا بوده است.
بخش دیگری از فعالیتهای عباس کاظمپور به مرمت و اجرای کاشی در اماکن مذهبی اختصاص داشت.در گزارش منتشرشده درباره فعالیتهای او، از حضور وی و فرزندش مهران کاظمپور در پروژههای مرمت و بازسازی کاشیکاری حرمهای امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع)، امام موسی کاظم(ع) و امام جواد(ع) نام برده شده است. همچنین در پیام تسلیت فرهنگستان هنر، از مرمت، ساخت و اجرای کاشیهای حرمهای امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع)، امام کاظم(ع)، امام جواد(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) به عنوان بخشی از کارنامه این استاد یاد شده است. گسترش فعالیتهای این خاندان از بناهای تاریخی و معماری شهری به اماکن مذهبی در داخل و حتی پروژههایی خارج از ایران، نشاندهنده ظرفیت گسترده هنر کاشیکاری ایرانی برای حضور در پروژههای معماری و مرمتی است.یکی از مهمترین ویژگیهای خاندانهای استادکار در هنرهای سنتی ایران، انتقال دانش از نسلی به نسل دیگر است؛ دانشی که همیشه در کتابها ثبت نمیشده و بخش مهمی از آن از طریق حضور در کارگاه، مشاهده، تمرین و شاگردی نزد استاد منتقل میشده است.
در مراسم یادبود استاد عباس کاظمپور، از فرزندان او با نامهای راحله، رامین، مهران و حمیدرضا کاظمپور یاد شده است. این موضوع نشاندهنده حضور نسل بعد خانواده در حوزههای مرتبط با معماری، مرمت و هنرهای سنتی است. از سوی دیگر، نام مهران کاظمپور در پژوهشها و فعالیتهای تخصصی حوزه کاشیکاری نیز دیده میشود. در شمارهای از نشریه «دانش مرمت و میراث فرهنگی»، مقالهای با عنوان «شیوه اجرای پوششهای کاشیکاری سطوح بیرونی گنبد» به نام مهران کاظمپور منتشر شده است. در همان شماره نیز مقالهای با عنوان «کاشیکاری کاخ مرمر تهران در آستانه نوگرایی معماری ایران» به قلم راحله کاظمپور و بهمن سلطاناحمدی منتشر شده است. این حضور پژوهشی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد دانش این حوزه از سطح کارگاهی و تجربی فراتر رفته و به حوزه مستندسازی، مطالعه و انتقال علمی میراث معماری نیز راه یافته است.
ادامه فعالیت خاندان کاظمپور را میتوان در کارگاههای تولید و آموزش کاشی سنتی نیز مشاهده کرد.گزارشهایی از بازدید گردشگران از کارخانه صنایع چینی و کاشی کاظمپور در روستای جمالآباد شهرستان پاکدشت منتشر شده است. در این بازدیدها، گردشگران با حضور در بخشهای طراحی، قالبسازی، پخت و نمایشگاه کاشیهای سنتی، با مراحل تهیه کاشی آشنا شدهاند و استاد مهران کاظمپور و استاد راحله کاظمپور درباره مراحل تولید توضیح دادهاند. وجود چنین کارگاههایی از منظر میراث فرهنگی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در هنرهای سنتی، کارگاه صرفاً محل تولید محصول نیست، بلکه محل انتقال دانش، تربیت نیروی انسانی و استمرار یک نظام مهارتی است.به بیان دیگر، وقتی یک فن از استاد به شاگرد و از پدر به فرزند منتقل میشود، آنچه انتقال پیدا میکند فقط روش ساخت یک قطعه کاشی نیست؛ بلکه مجموعهای از شناخت مواد، ترکیب رنگها، طراحی نقوش، تناسبات، شیوه اجرا، پخت، نصب و تجربهای است که طی سالها و گاه چند نسل شکل گرفته است
یکی دیگر از نمونههایی که نام خاندان کاظمپور در ارتباط با آن دیده میشود، تماشاگه زمان تهران است.بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره تزئینات این بنا، طراحی و ساخت پانلهای کاشی معرق محوطه موزه زمان توسط استاد عباس کاظمپور انجام شده و شماری از استادکاران نیز در اجرای این کاشیکاری با او همکاری داشتهاند. قرار گرفتن نام استادکاران در کنار بناهایی با کاربری و دورههای متفاوت، تصویری روشن از گستره فعالیت آنان ارائه میکند؛ از بناهای حکومتی و دانشگاهی گرفته تا خانهها، موزهها، بازارها و اماکن مذهبی.
روایت خاندان کاظمپور در واقع بخشی از داستان بزرگتر استادکاران معماری سنتی ایران است؛ گروهی که نام بسیاری از آنان در اسناد معماری ثبت نشده یا در گذر زمان کمتر دیده شده است.بخش مهمی از تاریخ معماری ایران به نام معماران، پادشاهان، سفارشدهندگان و طراحان شناخته شده است، در حالی که اجرای بسیاری از ظریفترین عناصر بناها بر عهده استادکارانی بوده که دانش خود را از نسلهای پیشین دریافت کردهاند.
گزارشها از هنرمندانی نام میبرند که آثارشان در بناهای شاخص باقی مانده، اما اطلاعات درباره زندگی و فعالیت حرفهای آنان محدود است. در همین فهرست، نام ابراهیم کاظمپور در کنار شماری از استادکاران برجسته کاشیکاری و معماری سنتی آمده است. این موضوع اهمیت مستندسازی میراث استادکاری را دوچندان میکند؛ زیرا با درگذشت هر استادکار، اگر تجربهها، شیوههای اجرا، ابزارها، نقوش، خاطرات کارگاهی و مسیر انتقال مهارتهای او ثبت نشده باشد، بخشی از تاریخ شفاهی و فنی معماری ایران نیز از دست خواهد رفت.
خاندان کاظمپور نمونهای از استمرار یک هنر در گذر نسلهاست؛ از ابراهیم کاظمپور و حضور او در پروژههای مهم معماری تهران، تا عباس کاظمپور و فعالیت گسترده او در کاشیکاری، مرمت و تزئینات معماری، و سپس حضور نسلهای بعد در عرصه اجرا، پژوهش، آموزش و کارگاههای تولید کاشی سنتی.اهمیت این خاندان تنها در فهرست بناهایی که نامشان با آنها پیوند خورده نیست؛ بلکه در تداوم یک دانش و مهارت است؛ دانشی که بخشی از هویت معماری ایرانی را در خود حفظ کرده و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
امروز که حفاظت از میراث فرهنگی تنها به حفاظت فیزیکی از بناها محدود نمیشود، توجه به استادکاران، هنرمندان و حاملان دانش سنتی نیز ضرورتی جدی است. ثبت و مستندسازی تجربههای این خاندانها میتواند به شناخت بهتر تاریخ معماری ایران، آموزش نسل جوان و حفظ مهارتهایی کمک کند که بخش مهمی از هویت هنرهای سنتی کشور را تشکیل میدهند.
کاشیهای یک بنا شاید قرنها بر جای بمانند، اما اگر نام استادکار، شیوه کار و دانش پشت آن اثر ثبت نشود، بخشی از داستان آن میراث برای همیشه ناگفته خواهد ماند. خاندان کاظمپور را میتوان نمونهای از همین روایت دانست؛ روایتی از نقش، رنگ، مهارت و انتقال میراثی که همچنان در کارگاه و در نسلهای تازه ادامه دارد.
انتهای پیام/
نظر شما