میراثآریا: در غرب آذربایجانشرقی، جایی که دامنههای ارسباران به درهها و چشمههای پرآب میرسند، روستای گولآخور در دل طبیعت شکل گرفته است. روستایی پلکانی که خانههای خشت و گلی آن در امتداد شیب زمین بالا رفتهاند و در پیرامونش چشمه، آبشار، باغ، مرتع و مسیرهای کوهستانی کنار زندگی روزمره مردم قرار گرفتهاند. گولآخور را نمیتوان تنها با آبشارش شناخت. آنچه این روستا را برای گردشگری اهمیت میدهد، کنار هم قرار گرفتن طبیعت، معماری بومی، معیشت روستایی، خوراک، آیینهای محلی و میراث ناملموسی است که هنوز در زندگی مردم جریان دارد.
گولآخور از توابع دهستان ارزیل در بخش خاروانای شهرستان ورزقان است و در حدود ۶۰ کیلومتری غرب ورزقان، در دامنههای غربی کوه کسبه و در محدوده جنگلهای ارسباران قرار گرفته است. فاصله روستا از تبریز حدود ۱۶۰ کیلومتر و از مرند حدود ۷۰ کیلومتر گزارش شده است. قرارگیری روستا در یک دره، شکلگیری بافت مسکونی آن را نیز تحت تأثیر قرار داده و خانهها به صورت پلکانی در شیب زمین قرار گرفتهاند. همین موقعیت جغرافیایی باعث شده معماری روستا از زمین جدا نباشد و مسیرهای داخلی، خانهها و ارتفاعات پیرامونی یک مجموعه بههمپیوسته را شکل دهند.

در گزارشهای موجود، جمعیت روستا ۳۵۰ نفر در قالب ۱۲۰ خانوار اعلام شده و از وجود حدود ۲۵۰ واحد خانه در بافت روستا سخن گفته شده است. خانههای سنتی گولآخور با مصالحی مانند خشت و گل ساخته شدهاند و در بخش پایینی آنها کرسیچینی سنگی دیده میشود. این شیوه ساخت با شرایط اقلیمی و توپوگرافی منطقه ارتباط مستقیم دارد. خانه در اینجا بر زمین مسلط نشده، بلکه خود را با شیب و فرم دره هماهنگ کرده است. نتیجه، همان تصویری است که امروز گولآخور را در میان روستاهای پلکانی آذربایجانشرقی متمایز میکند.
در پیرامون روستا، آب مهمترین عنصر طبیعی است. چشمههای متعدد در دامنهها جریان دارند و ترکیبات آهکی موجود در آب در برخی نقاط اشکال طبیعی ویژهای ایجاد کردهاند. مسیر آب از ارتفاعات پایین میآید و در ادامه به آبشار گولآخور میرسد. همین پیوستگی میان ارتفاعات، چشمه و آبشار باعث شده طبیعت روستا بیش از یک نقطه دیدنی منفرد باشد و بتوان آن را در قالب یک مسیر طبیعتگردی دنبال کرد. بهار، زمانی که پوشش گیاهی منطقه گستردهتر میشود و جریان آب جلوه بیشتری پیدا میکند، یکی از دورههای شاخص حضور گردشگران در این محدوده است.
اما گولآخور پیش از آنکه مقصد گردشگری باشد، یک روستای زنده است. کشاورزی و دامداری بخش مهمی از معیشت مردم را تشکیل میدهد و باغهای روستا محصولاتی مانند گردو، گیلاس و زردآلو دارند. تولید فرآوردههای لبنی از جمله شیر، ماست، پنیر و کشک نیز در زندگی اقتصادی و غذایی خانوارهای روستا جایگاه دارد. این محصولات بخشی از همان چیزی هستند که میتواند گردشگری گولآخور را از تماشای طبیعت فراتر ببرد و به تجربه زندگی محلی نزدیک کند.
در کنار کشاورزی و دامداری، زنان روستا نیز در اقتصاد خانوار و حفظ مهارتهای سنتی نقش دارند. بافت فرش، بهویژه فرش با طرح هریس، از فعالیتهایی است که در کنار کارهای مربوط به خانه، دامداری و کشاورزی انجام میشود. این پیوند میان تولید خانگی و اقتصاد روستایی اهمیت دارد، زیرا صنایعدستی در چنین مناطقی زمانی میتواند به بخشی از گردشگری تبدیل شود که گردشگر امکان دیدن شیوه تولید، شناخت بافنده و خرید محصول را در همان محیط داشته باشد.
بخش دیگری از هویت گولآخور را باید در آشپزخانههای خانههای روستا جستوجو کرد. «اریشته کسماق» یا تهیه رشته سنتی از مهارتهایی است که در میان زنان روستا از گذشته رواج داشته و برای تهیه رشته مورد استفاده در آش و غذاهای محلی، شیوههای سنتی آن حفظ شده است. «قوروت ازمک» نیز از دیگر مهارتهای غذایی محلی است که در آن کشک به شیوه سنتی و در ظروف مخصوص ساییده میشود. این مهارتها در ظاهر بخشی از زندگی روزانهاند، اما برای گردشگری فرهنگی اهمیت دیگری دارند، زیرا دانش تهیه غذا و فرآوری مواد غذایی را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند.

غذاهای محلی نیز بخشی از همین روایتاند. «یوقورت آشی» و «گاپلی آشی» از غذاهایی هستند که در گزارشهای مربوط به گولآخور از آنها نام برده شده است. گاپلی آشی با بلغور گندم تهیه میشود و یوقورت آشی به صورت سرد سرو میشود. این خوراکها در کنار محصولات لبنی و کشاورزی روستا، تصویری از رابطه مستقیم میان مواد اولیه محلی و سفره مردم ارائه میکنند.
در گولآخور، میراث ناملموس تنها به خوراک و مهارتهای خانگی محدود نمیشود. آیین «شال سالاماق» یکی از رسوم مرتبط با چهارشنبه آخر سال است که در آن شال از پشتبام خانهها به داخل خانه آویخته میشود و صاحبخانه عیدی یا خوراکی نوروزی را در آن قرار میدهد. این رسم در بخشهایی از فرهنگ آذربایجان ریشه دارد و در گولآخور نیز شکل محلی خود را حفظ کرده است.
آیین نوروز در این روستا با فضای مسجد نیز پیوند خورده است. در روایتهای ثبتشده از گولآخور آمده است که هنگام تحویل سال، اهالی در مسجد گرد هم میآیند، گندم و آب زعفران آماده میکنند و سوره یس را به صورت جمعی میخوانند. پس از آن، گندم و آب زعفران میان حاضران تقسیم میشود و گروهی از اهالی برای رفع کدورتهای سال گذشته به خانه کسانی میروند که میان آنها اختلاف یا دلخوری ایجاد شده است. در اینجا نوروز فقط آغاز سال جدید نیست، بلکه فرصتی برای بازسازی روابط اجتماعی روستا نیز به شمار میآید.
محرم نیز در گولآخور آیینهای خاص خود را دارد. پیش از تاسوعا، زنان روستا نانهای سنتی تهیه میکنند و نانهای پختهشده از خانههای مختلف در مرکز روستا و در کنار علم گرد میآید. پس از مراسم عزاداری، این نانها میان مردم و عزاداران تقسیم میشود. این شیوه مشارکت خانوارها در یک آیین جمعی، بخشی از ساختار اجتماعی روستا را نیز در خود حفظ کرده است.
در میان آیینهای محرم گولآخور، «العطش» جایگاه ویژهای دارد. این مراسم در روز عاشورا برگزار میشود و در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور به ثبت رسیده است. روایت این آیین با بازنمایی تشنگی و واقعه عاشورا شکل گرفته و در اجرای آن، کودکان با پیالههایی در دست و اشعاری با مضمون عطش همراه میشوند. در ادامه، این گروه به سمت امامزاده پیرسیدعلی حرکت میکند و مراسم عزاداری در آنجا ادامه پیدا میکند. بر اساس گزارشهای موجود، این آیین با تلاش سیدمرتضی حسینی شکل گرفته و پس از درگذشت او، فرزندش سیدابوالفضل حسینی ادامهدهنده آن بوده است.
همین آیینها نشان میدهند که بخشی از ظرفیت گردشگری گولآخور در تقویم طبیعی یا بناهای آن قرار ندارد. فرهنگ زندگی مردم نیز میتواند مقصد را تعریف کند. برای گردشگری فرهنگی، شناخت چنین آیینهایی زمانی اهمیت پیدا میکند که با رعایت حرمت و شرایط جامعه محلی، امکان معرفی آنها فراهم شود و روایت یک روستا فقط به منظره و عکس محدود نماند.
در فاصله حدود دو کیلومتری گولآخور، مسیر دیگری به سوی چشمه و آبشارهای «آغسو» و ارتفاعات کوه یان میرود. در این محدوده غاری با نام محلی «تکری یوخ یوخ» یا «دیبییوخ» قرار دارد که معنای آن «بیانتها» عنوان شده است. دسترسی به دهانه غار از روستا حدود یک ساعت کوهپیمایی دارد و دهانه آن در بالای یک برآمدگی سنگی قرار گرفته است. در بخش داخلی غار نیز فضاها و اتاقکهای آهکی تو در تو گزارش شده است.
نام «دیبییوخ» نیز از ویژگی همین غار آمده است. مسیرهای داخلی و شرایط طبیعی غار در بخشهایی دشوار گزارش شده و در روایتهای محلی گفته میشود که تاکنون رسیدن به انتهای آن ممکن نشده است. درباره امتداد احتمالی غار نیز روایتهایی محلی وجود دارد که آن را تا محدوده کوههای زنوز مرتبط میدانند. چنین روایتهایی را باید در جایگاه خودشان، یعنی روایت محلی، دید و میان آن و دادههای قطعی زمینشناسی یا غارنوردی تفکیک قائل شد.
گولآخور از این منظر یک مقصد واحد با یک جاذبه مشخص نیست. گردشگر میتواند از بافت پلکانی و خانههای روستا آغاز کند، در مسیر چشمهها و آبشار حرکت کند، به آغسو و محدوده غار برسد و در بازگشت با بخشی از خوراک، صنایعدستی و آیینهای محلی منطقه آشنا شود. این تنوع در یک محدوده جغرافیایی نسبتاً فشرده، ظرفیت مهمی برای طراحی مسیرهای طبیعتگردی و گردشگری روستایی ایجاد میکند.

با این حال، ارزش گولآخور در حفظ همین تعادل میان مقصد گردشگری و محل زندگی مردم است. خانههای روستا، باغها، دامداری، آیینها و مسیرهای طبیعی بخشی از یک سیستم بههمپیوستهاند. توسعه گردشگری اگر بخواهد ماندگار باشد، باید به این ساختار توجه کند. معرفی روستا، ایجاد مسیرهای مشخص طبیعتگردی، ساماندهی خدمات گردشگری و فراهم کردن امکان عرضه محصولات محلی میتواند درآمد گردشگری را به جامعه میزبان نزدیکتر کند و همزمان فشار بر طبیعت و بافت روستا را مدیریت کند.
گولآخور در محدوده ارسباران قرار گرفته است، اما اهمیت آن فقط در قرار گرفتن در یک پهنه طبیعی شناختهشده خلاصه نمیشود. این روستا نمونهای از سکونت انسانی در یک محیط کوهستانی است که هنوز رابطه میان آب، زمین، معماری و معیشت در آن قابل مشاهده است. خانهها از شیب زمین پیروی میکنند، باغها به آب و خاک منطقه وابستهاند، دامداری با تولید لبنیات پیوند دارد و خوراک و آیینها نیز از همین زندگی روزمره شکل گرفتهاند.
شاید همین ویژگی، گولآخور را برای گردشگری آذربایجانشرقی قابل توجه میکند. گردشگر برای رسیدن به یک آبشار وارد روستا میشود، اما آنچه در مسیر میبیند بسیار گستردهتر از آبشار است. در اینجا طبیعت به بافت روستا میرسد، بافت روستا به زندگی مردم وصل میشود و زندگی مردم هنوز بخشی از میراث فرهنگی منطقه را در خود نگه داشته است.
گولآخور را اگر درست روایت کنیم، مقصدی برای یک توقف کوتاه در کنار آبشار نخواهد بود. مسیر روستا، خانههای پلکانی، چشمهها، آغسو، غار دیبییوخ، باغها، محصولات محلی، فرشهای دستبافت و آیین «العطش» هر کدام میتوانند بخشی از یک تجربه واحد باشند. اینجا جایی است که طبیعت و فرهنگ هنوز از یکدیگر فاصله نگرفتهاند و همین پیوستگی، مهمترین سرمایه گولآخور برای آینده گردشگری آن است.
گزارش از انسیه میری، کارشناس امور روستاها و جاذبههای طبیعتگردی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانشرقی
انتهای پیام/
نظر شما