سیدرضا صالحیامیری وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به بهانه سفر اخیر خود به استان مازندران در پایگاه اطلاعرسانی دولت نوشت: تاریخ ملتها، روایت نسبت آنان با گذشته، نحوه مواجههشان با اکنون و کیفیت افقی است که برای آینده ترسیم میکنند. ملتهایی که توانستهاند از حافظه تاریخی خود به مثابه منبعی برای خودآگاهی، از ظرفیتهای سرزمینی به عنوان پیشران توسعه و از سرمایه انسانی به مثابه کانون تحول بهره گیرند، به مرحله آفرینندگی تاریخی رسیدهاند. مسئله ایران امروز نیز در همین افق قابل فهم است: چگونه میتوان میان عمق تمدنی یک ملت، ضرورتهای توسعه معاصر و الزامات حکمرانی کارآمد، پیوندی پایدار، عقلانی و مولد برقرار کرد؟
این پرسش، برای من صورتبندی فکری مسئولیتی است که در وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بر عهده دارم. باور دارم میراث تمدنی ایران، اگر بهدرستی شناخته، صیانت و بازتفسیر شود، یکی از بنیادیترین منابع تولید معنا، سرمایه اجتماعی و فرصتهای توسعه در جهان معاصر خواهد بود.
توسعه، پیش از آنکه محصول تخصیص منابع باشد، بر کیفیت شناخت مسائل و عقلانیت تصمیمگیری استوار است. سیاستگذاری زمانی از اثربخشی برخوردار میشود که با واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ارتباطی مستقیم برقرار کند. فاصله میان تصمیم و میدان، میان سیاست و تجربه زیسته مردم و میان ظرفیتهای ملی و سازوکارهای بهرهبرداری از آنها، از جمله چالشهایی است که باید در معماری حکمرانی توسعه مورد توجه قرار گیرد.
حضور در بیش از دویست شهرستان طی دو سال مسئولیت و انجام نودوسه سفر استانی، برای من فرصتی برای مواجهه مستقیم با این واقعیتها بوده است. سفر اول و دوم مهرماه به مازندران، از چالوس و نوشهر تا کلاردشت، بار دیگر نشان داد که توسعه پایدار با شناخت مزیتهای سرزمینی، مشارکت مردم و انطباق سیاستها با اقتضائات هر منطقه امکانپذیر است.
حکمرانی توسعهگرا، هنر تبدیل شناخت به تصمیم، تصمیم به اقدام و اقدام به بهبود پایدار زندگی مردم است.
این نگرش، مستلزم عبور از تلقی فقط اداری از دولت و حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی است، الگویی که در آن دولت، بخشخصوصی، نهادهای محلی و جامعه مدنی، هر یک با مسئولیت و ظرفیت متمایز، در تحقق منافع عمومی مشارکت میکنند.
در بیستوچهارمین گردهمایی سازندگان، توسعهگران و طراحان کشور در نوشهر، بر این حقیقت تاکید کردم که دغدغه ما ایران است و لاغیر. این گزاره برای من بیان یک جهتگیری بنیادین در حکمرانی است: توسعه ملی، محصول همافزایی اراده عمومی، سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی است.
زیست شرافتمندانه، از انتظارات اساسی جامعه از نظام حکمرانی است و تحقق آن به فرصتهای پایدار اشتغال، امنیت اقتصادی، کیفیت زندگی و امکان مشارکت مؤثر شهروندان در فرآیند توسعه وابسته است. در این میان، بخشخصوصی یکی از ارکان اصلی تولید ثروت و ظرفیتآفرینی ملی است.
دولت زمانی نقش توسعهگرای خود را بهدرستی ایفا میکند که امنیت حقوقی، ثبات رویهها، پیشبینیپذیری تصمیمات و دسترسی منصفانه به فرصتهای اقتصادی را تضمین کند. مداخله غیرضروری، بوروکراسی فرساینده و تصمیمات غیرقابل پیشبینی، هزینه سرمایهگذاری را افزایش میدهد و اعتماد را تضعیف میکند. از این منظر، حمایت از سرمایهگذار بخشی از مسئولیت دولت در قبال منافع عمومی است.
صدور ۵۳۲۶ موافقت اصولی برای زیرساختهای گردشگری طی دو سال و فعالیت ۳۰۱۷ پروژه با حجم سرمایهگذاری ۱۳۰۰ همت و ظرفیت اشتغال بیش از ۱۰۰ هزار نفر، بیانگر گستره این فرصت است. بااینحال، ارزش واقعی این ارقام در میزان اشتغال پایدار، توزیع متوازن منافع، ارتقای کیفیت خدمات و افزایش تابآوری اقتصادی مناطق آشکار میشود.
مازندران، با همنشینی دریا، جنگل، جلگه، میراثفرهنگی و تنوع زیستی و فرهنگی، نمونهای گویا از ظرفیتهای چندبعدی ایران است. این تنوع، فرصتی راهبردی برای توسعه گردشگری به شمار میرود، اما بهرهبرداری از آن بدون حکمرانی یکپارچه سرزمین، حفاظت محیطی و مشارکت جوامع محلی، میتواند به فرسایش همان سرمایههایی منجر شود که مبنای توسعهاند.
در نشست شهرداران شهرهای ساحلی مازندران، بر ضرورت بازنگری در الگوی مدیریت سواحل تاکید کردم. ساحل نباید به یک مسیر عبور، کمربندی یا زیرساخت دسترسی تقلیل یابد. ساحل، سرمایهای عمومی است که باید در خدمت دسترسی مردم، گردشگری مسئولانه و پایداری محیطی قرار گیرد.
گذار از الگوهای متعارف سکونت و بهرهبرداری به الگوهای نوین گردشگری ساحلی، مستلزم هماهنگی میان برنامهریزی شهری، حفاظت محیطزیست، سیاستهای سرمایهگذاری و مدیریت ظرفیت پذیرش مقصد است. شهرداریها نیز باید از جایگاه نهادهای خدماتی فراتر روند و به شرکای راهبردی توسعه گردشگری تبدیل شوند.
در چنین چارچوبی، هر شهر ساحلی به چشمانداز اختصاصی، بسته سرمایهگذاری متناسب با مزیتهای محلی و سازوکاری برای بازگشت منافع اقتصادی به جامعه میزبان نیاز دارد. توسعهای که منابع طبیعی را مستهلک یا مردم محلی را از منافع خود محروم کند، با معیارهای پایداری سازگار نیست.
در میان رویدادهای این سفر، افتتاح کاخموزه باستانشناسی اجابیت در کلاردشت، واجد معنایی فراتر از افتتاح یک مجموعه فرهنگی بود. این بنا و باغ تاریخی، پس از رفع موانع حقوقی با پیگیری دکتر محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، موافقت دکتر مسعود پزشکیان و همکاری مسئولان، به مردم بازگشت.
این رخداد، مصداقی از یک اصل مهم در حکمرانی فرهنگی است: میراث تاریخی هنگامی به رسالت عمومی خود دست مییابد که از حصار محدودیتهای دسترسی خارج شود و در خدمت معرفت، هویت و زندگی اجتماعی قرار گیرد.
اجابیت، با آثار باستانشناختی کلاردشت و رامسر و جام زرین کلاردشت، دریچهای به جهان تاریخی مردمانی میگشاید که چندین هزار سال پیش در این سرزمین زیستهاند. ظرافت هنری، دانش فنی و توان آفرینندگی متجلی در این آثار، گواهی مادی بر عمق تجربه تمدنی ایران است، تجربهای که شناخت آن، مستلزم پژوهش علمی، حفاظت اصولی و روایت مستند تاریخی است.
میراث، نظامی از شواهد، معانی و حافظه مشترک است که به جامعه امکان میدهد نسبت خود را با تاریخ بازشناسد و افق آینده را با خودآگاهی بیشتری ترسیم کند. موزه در این معنا، نهادی برای تولید دانش، انتقال تجربه میان نسلها و گسترش گفتوگوی فرهنگی میان ملتهاست.
بازگشت اجابیت به مردم، همچنین یادآور آن است که همدلی نهادی و همکاری میان سطوح مختلف حکمرانی، میتواند موانع انباشته را به فرصتهای عمومی تبدیل کند. توسعه فرهنگی، زمانی تحقق مییابد که مردم صاحبان، پاسداران و بهرهمندان اصلی میراث خود باشند.
در چالوس، ضرورت ایجاد موزهای استاندارد برای روایت فرهنگ، آداب، سبک زندگی و هویت مردم منطقه و پاسداشت یاد شهدای شهرستان را مطرح کردم. این تجربه نیز نشان میدهد که زیرساخت فرهنگی، زمانی ارزش راهبردی مییابد که از ابتدا بر مبنای نیازهای جامعه، استانداردهای حرفهای و چشمانداز بلندمدت طراحی شود.
در سطح ملی، هدف آمادگی برای میزبانی از ۱۵ میلیون گردشگر خارجی، بیانگر ضرورت ارتقای زیرساختها، کیفیت خدمات، ظرفیتهای نهادی و توان تعامل فرهنگی ایران با جهان است. تحقق این افق، مستلزم مشارکت سرمایهگذاران، توانمندسازی جوامع محلی و حفاظت از سرمایههای طبیعی و تاریخی کشور است.
در نهایت، توسعه ایران را نمیتوان به رشد اقتصادی، گسترش کالبدی یا افزایش شاخصهای کمی فروکاست. توسعه، هنگامی واجد معنای پایدار و انسانی است که میان رفاه و کرامت، پیشرفت و عدالت، نوآوری و حافظه تاریخی و منافع امروز و حقوق نسلهای آینده توازن برقرار کند. ماموریت ما، تبدیل میراث به سرچشمهای برای آفرینش آینده است.
ایران، با پشتوانه تمدنی و تنوع فرهنگی خود، ظرفیت آن را دارد که الگویی از توسعه را پی بگیرد که در آن، اقتصاد در خدمت انسان، حکمرانی در خدمت منافع عمومی و میراث در خدمت زندگی و آینده نسلها قرار گیرد.
این افق، مسئولیتی ملی و تاریخی است، مسئولیتی که تحقق آن به خرد جمعی، انسجام نهادی، اعتماد عمومی و اراده مشترک برای ساختن ایرانی آبادتر و برخوردار از خودآگاهی تمدنی عمیقتر وابسته است.
آینده ایران را باید با اتکا به خرد، سرمایه انسانی و حافظه تمدنی آن ساخت، آیندهای که در آن، «توسعه» امتداد شایسته تاریخ و تاریخ، پشتوانه آگاهانه توسعه باشد.
انتهای پیام/

نظر شما