فاصله‌ای که باید دید؛ از هوش مصنوعی تا واقعیت گردشگری ایران

سید حسین امیر کلالی کارشناس گردشگری و رئیس اداره روابط عمومی اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خراسان رضوی در یادداشتی نوشت: آغاز هفته گردشگری، امسال با شعاری جهانی همراه شده است که بیش از هر زمان دیگری به آینده این صنعت نظر دارد: «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری». شعاری که از ظرفیت فناوری برای تحول در صنعت گردشگری می‌گوید؛ از شخصی‌سازی سفر و ترجمه هم‌زمان گرفته تا بهبود تجربه گردشگر، دسترسی به بازارهای تازه و بازطراحی مقاصد گردشگری، اما میان این چشم‌انداز جهانی و واقعیت امروز گردشگری ایران، فاصله‌ای وجود دارد که نمی‌توان از آن چشم پوشید.

هوش مصنوعی می‌تواند بسیاری از فرآیندهای گردشگری را متحول کند، اما همه این ظرفیت‌ها زمانی معنا پیدا می‌کنند که گردشگر بتواند به مقصد برسد، پروازها برقرار باشند، هتل‌ها و مراکز گردشگری فعال باشند و کسب‌وکارها امکان ارتباط و تعامل اقتصادی با جهان را داشته باشند.

در ایران امروز، مسئله بسیاری از فعالان گردشگری دیگر صرفاً کمبود فناوری نیست؛ مسئله، دشواری ادامه یک فعالیت عادی و پایدار است. تحریم‌ها دسترسی به خدمات مالی بین‌المللی، ابزارهای پرداخت، برخی بازارهای تبلیغاتی و فناوری‌های جهانی را محدود کرده‌اند و شرایط ناشی از جنگ و ناامنی نیز بر اعتماد گردشگران، برنامه‌ریزی سفر و استمرار فعالیت کسب‌وکارها اثر گذاشته است.

در چنین شرایطی، سخن گفتن از بازطراحی گردشگری بدون توجه به زیرساخت‌های اقتصادی، ارتباطی و امنیتی، ممکن است بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، تصویری از آینده‌ای دور به نظر برسد، البته مسئله، خودِ شعار جهانی نیست؛ مسئله تفاوت نقطه آغاز کشورهاست. در بسیاری از مقاصد گردشگری، هوش مصنوعی می‌تواند ابزاری برای افزایش بهره‌وری، توسعه بازار و خلق تجربه‌های تازه باشد. اما گردشگری ایران پیش از آنکه به بازطراحی تجربه سفر برسد، به فراهم شدن دوباره امکان سفر نیاز دارد.

از این منظر، بازطراحی گردشگری ایران باید از جایی بنیادی‌تر آغاز شود: بازسازی اعتماد، تقویت امنیت، تسهیل ارتباطات مالی و بین‌المللی، رونق دوباره پروازها و فراهم کردن شرایطی که کسب‌وکارهای گردشگری بتوانند با ثبات بیشتری فعالیت کنند. در این میان، نقش سیاست‌گذاران داخلی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. حتی در شرایط تحریم و دشواری‌های اقتصادی و امنیتی، می‌توان برای حفظ نیروی انسانی، حمایت از کسب‌وکارهای آسیب‌دیده، تقویت گردشگری داخلی، تسهیل صدور روادید، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و بهره‌گیری از راهکارهای بومی هوش مصنوعی برنامه‌ریزی کرد. اما این اقدامات زمانی اثربخش خواهند بود که از سطح شعار فراتر بروند و با واقعیت‌های صنعت گردشگری و زندگی فعالان این حوزه پیوند بخورند.

گردشگری ایران، در آستانه هفته گردشگری، بیش از هر چیز به سیاست‌هایی نیاز دارد که شرایط واقعی فعالان این صنعت را ببینند. کسانی که سال‌ها برای ساختن بازار، آموزش نیروی انسانی، معرفی جاذبه‌های ایران و توسعه کسب‌وکارهای گردشگری تلاش کرده‌اند و امروز با کاهش سفر، رکود فعالیت‌ها و آینده‌ای نامطمئن روبه‌رو هستند.

برای این فعالان، هوش مصنوعی قطعاً می‌تواند یک فرصت باشد؛ اما زمانی که گردشگری امکان نفس کشیدن داشته باشد، این فرصت می‌تواند به یک مزیت واقعی تبدیل شود. شعار «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری» می‌تواند برای ایران نیز یک افق باشد؛ افقی که شاید امروز دسترسی به آن دشوار به نظر برسد، اما می‌تواند مسیر آینده را نشان دهد. با این حال، رسیدن به آن آینده نیازمند بازنگری در سیاست‌ها، رفع موانع فعالیت، حمایت از کسب‌وکارها و مهم‌تر از همه، بازگرداندن اعتماد و امید به صنعت گردشگری است.

شاید معنای واقعی بازطراحی گردشگری برای ایران، پیش از آنکه در استفاده از فناوری‌های نوین خلاصه شود، در فراهم کردن شرایطی باشد که گردشگر دوباره بتواند سفر کند و فعال گردشگری دوباره بتواند با اطمینان به آینده کسب‌وکار خود نگاه کند. هفته گردشگری می‌تواند فرصتی باشد برای یادآوری همین واقعیت؛ اینکه آینده گردشگری ایران فقط به فناوری‌های تازه وابسته نیست، بلکه به تصمیم‌های درست امروز نیز بستگی دارد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405070500294
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha