به گزارش خبرنگار میراثآریا، در نشست تخصصی «هنر و گردشگری هنری» که در آستانه هفته گردشگری به میزبانی نگارخانه ترانهباران برگزار شد، نورالله مرادی، پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی، با تأکید بر ظرفیتهای تمدنی، فرهنگی، هنری و محیطزیستی ایران، هنر را یکی از مهمترین ابزارهای معرفی و ماندگار کردن تصویر ایران در جهان دانست و بر ضرورت تقویت آموزش و رسانه برای توسعه گردشگری هنری تأکید کرد.
نورالله مرادی در این نشست با اشاره به موضوع انتخابشده برای نشست تخصصی «هنر و گردشگری هنری»، آن را یکی از مباحث جدی و اساسی و در عین حال موضوعی هوشمندانه برای شرایط امروز کشور دانست و گفت: واقعیت این است که در جریان دو جنگی که در کشور ما رخ داد، با وجود همه زیانها و خسارتهای واردشده، اتفاق مهمی نیز رقم خورد و آن، تغییر نگاه جهانیان به ایران بود.
او ادامه داد: بررسی رسانهها و همچنین مطالعات میدانی انجامشده در میان مردم کشورهای مختلف نشان میدهد تصویر ایران برای آنان به تصویری متفاوت و قابل توجه تبدیل شده است و مسئله مهم این است که چگونه میتوان از این فرصت و تغییر نگاه ایجادشده استفاده کرد.
مرادی هنر را یکی از ابزارهای مهم در این زمینه دانست و اظهار کرد: با هنر میتوانیم تصویری را که از ایران شکل گرفته، ماندگار کنیم. همه فیلسوفان و متفکران معتقدند هرگاه انسان از سخن گفتن بازمیماند، هنر آغاز میشود.
این پژوهشگر افزود: این تعبیر بهویژه درباره موسیقی کاربرد دارد و تجربه دو جنگ اخیر نیز نشان داد که چند تن از هنرمندان برجسته کشور با خلق آثار موسیقایی توانستند فضای جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. ایران از موسیقیای برخوردار است که در هنر، تاریخ و فرهنگ این سرزمین ریشه دارد و حتی اشعاری که در این آثار استفاده شد، زبانزد مردم قرار گرفت و وارد فرهنگ عامه شد.
هنر ایرانی؛ برخوردار از درونمایه وطنی و حماسی
مرادی با اشاره به محتوای هنر و موسیقی ایرانی گفت: زمانی که محتوای موسیقی و هنر ایرانی را تحلیل میکنیم، میبینیم که علاوه بر درونمایه وطنی، درونمایه حماسی نیز در آن وجود دارد و میتواند روحیه خفته انسانها را بیدار کند؛ به گونهای که مخاطب این حس را با تمام وجود و «با گوشت و پوست و استخوان» خود لمس میکند.
او این ویژگی را ظرفیتی ویژه برای ایران دانست و افزود: کشور ما از نظر تمدنی کشوری ویژه است. مطالعات و آثاری که تاکنون به دست آمده نشان میدهد که پیشینه حضور انسان در این سرزمین بسیار طولانی است و ثبت جهانی دره خرمآباد نیز اهمیت فرهنگی و تاریخی ایران را در سطح جهانی مورد توجه قرار داده است.
مرادی با اشاره به آثار موجود در منطقه خرمآباد اظهار کرد: در همین منطقه، نمونههایی از نقاشیهای غاری انسانهای نخستین وجود دارد که نشان میدهد انسان برای بازتاب اندیشه خود از ابزارهای ابتدایی استفاده کرده و افکار خود را در قالب نقاشی به تصویر کشیده است.
او با مرور دورههای تاریخی ایران گفت: در دوره مادها و ایلامیها نیز شاهد شکلگیری و گسترش تمدن در دشت و کوهستان هستیم. در دوره ایلامی، هم در دشت و جلگه خوزستان و هم در ارتفاعات این استان سکونت وجود داشته و به این معنا دو گونه زیست کوهستانی و جلگهای به صورت همزمان شکل گرفته است.
مرادی افزود: مواد مورد نیاز برای تولید محصولاتی که هنر جلگه را شکل میدهند با محصولاتی که هنر کوهستان را ایجاد میکنند متفاوت است. در مناطق کوهستانی از سنگ استفاده شده و بسیاری از نقشبرجستههای دوره ایلامی در همین مناطق حجاری شدهاند. در مناطق جلگهای نیز معماری باشکوهی مانند چغازنبیل شکل گرفته که یکی از نمادهای مهم فرهنگ و هنر ایران و از آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی است.
او درباره چغازنبیل گفت: به نظر من حتی در حق چغازنبیل کممهری شده است؛ در حالی که این اثر میتوانست به یک برند برای جنوبغرب ایران تبدیل شود.
از هنر هخامنشی تا تأثیر تمدن ایرانی بر هنر اسلامی
مرادی در ادامه به روند تحول هنر در تاریخ ایران پرداخت و گفت: هنر در این سرزمین در دوره مادها و هخامنشیان توسعه پیدا کرد و در تختجمشید شاهد هنرآفرینی معماران آن دوره هستیم. در واقع در این دوره با نوعی هنر تلفیقی مواجه هستیم.
او ادامه داد: در حدود سالهای ۵۰۰ پیش از میلاد و در دوره اشکانیان و سلوکیان، یعنی عصر هلنیسم، شاهد تعامل و تأثیرگذاری متقابل میان هنر ایرانی و هنر یونانی هستیم و تمدن ایرانی نیز در این فرآیند تأثیرگذاری قابل توجهی داشته است. در عصر ساسانی نیز هنر به سمت ظهور هنر ملی حرکت میکند.
این پژوهشگر گفت: پس از اسلام نیز ایرانیان در خلق هنر اسلامی نقش بسیار مؤثری داشتند و با نگاه به سبک معماری و هنر اسلامی، از نقاشی و کتابآرایی گرفته تا خوشنویسی، میتوان مشاهده کرد که تمدن ایرانی سهم و تأثیر قابل توجهی در شکلگیری و گسترش هنر اسلامی داشته است.
مرادی با تأکید بر بنیانهای تمدنی ایران اظهار کرد: کمتر کشوری را میتوان یافت که از چنین پیشینه و تنوع فرهنگی و تمدنی برخوردار باشد.
او با اشاره به تجربه دو جنگ اخیر افزود: در این دو جنگ، آنچه میتواند به جامعه انسجام و پایداری بدهد، پشتوانه فرهنگی است.
مرادی در ادامه با بیان اینکه «GDP ما پشتوانه فرهنگی ماست»، توضیح داد: هنر خوشنویسی، شعر، معماری، موسیقی و در دوران معاصر سینما و تئاتر، همگی بخشهایی از ویژگیهای تمدنی ایران را به جهانیان عرضه میکنند. همه این عناصر از ابعاد هنری، جغرافیایی و محیطزیستی دارای ارزش هستند.
چهار فصل ایران و ظرفیتهای محیطزیستی برای گردشگری
این پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی با اشاره به چهار فصل بودن ایران اظهار کرد: این ویژگی زمینه تولید و شکلگیری هنرهای مختلف را فراهم کرده است. ایران از نظر تنوع حیات وحش نیز از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردار است؛ همانگونه که در حوزه میراث فرهنگی نیز دارای ظرفیتهای فراوانی است.
او گفت: حدود ۱۳ درصد خاک ایران جزو مناطق حفاظتشده است و همین عرصهها فرصت ارزشمندی برای توسعه گردشگری طبیعت و معرفی ظرفیتهای محیطزیستی کشور ایجاد میکنند.
مرادی با بیان اینکه «محیط زیست، هنر خالق است»، افزود: از خرامیدن یک آهو تا پرش یوزپلنگ را میتوان در دشتهای ایران مشاهده کرد.
به گفته او، همه این ظرفیتها پشتوانه و تکیهگاهی مهم برای توسعه هستند؛ اما پرسش این است که ایران چه ضعفهایی در این مسیر دارد و چه اقداماتی باید انجام شود تا گردشگری هنری و گردشگری فرهنگی رونق بیشتری پیدا کند.
یک دهه پس از نخستین همایش گردشگری هنری
مرادی با اشاره به برگزاری نخستین همایش گردشگری هنری در ایران در سال ۱۳۹۴ گفت: این همایش با همکاری محبوبه کاظمی برگزار شد و پنج یا شش پنل تخصصی داشت. چکیده مقالات این همایش نیز منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت.
این پژوهشگر میراث فرهنگی افزود: یک دهه از آن زمان میگذرد، اما معتقدم در دو حوزه رسانه و آموزش قصور کردهایم.
به گفته مرادی، آنچه میتواند یک جامعه را از جوامع دیگر متمایز کند، مهارتها و آموزشی است که افراد دریافت میکنند. او معتقد است سواد میراث فرهنگی و سواد هنری در جامعه ایران پایین است، زیرا هیچگاه به آموزش مباحث مرتبط با میراث فرهنگی و هنر به اندازه کافی بها داده نشده است.
او تأکید کرد: آدم هنرمند جهان را متفاوت میبیند. هنر پیشران جامعه است و جامعهای که به هنر توجه دارد، با جامعهای که از این ظرفیت غافل است، تفاوت خواهد داشت.
زنگ هنر و ورزش باید جدی گرفته شود
مرادی با انتقاد از وضعیت آموزش هنر در مدارس گفت: اگر به دروس آموزشی مدارس نگاه کنیم، میبینیم زنگ ورزش و زنگ هنر به اندازه کافی جدی گرفته نمیشوند؛ در حالی که این دو حوزه از مؤلفههای مهم تربیت و رشد دانشآموزان هستند.
او گفت: تا زمانی که این دو حوزه به صورت عمیق به کودکان آموزش داده نشود، ارزش هنر و اهمیت داشتن تن سالم به درستی درک نخواهد شد و آموزش و پرورش میتواند در این حوزه نقش مهمی ایفا کند.
به گفته این پژوهشگر میراث فرهنگی، فردی که با هنر، موسیقی و ادبیات آشناست، از ظرفیتهای فرهنگی بیشتری برای شناخت جامعه و محیط پیرامون خود برخوردار است و بنابراین باید آموزش در حوزه گردشگری هنری جدی گرفته شود.
مرادی ضمن اشاره به اقداماتی که در این زمینه انجام شده است، گفت: ما باید بسامد گردشگری هنری را افزایش دهیم. این عبارت باید به شکل مستمر در گفتمان جامعه حضور داشته باشد تا بتوانیم به آن عمق ببخشیم.
رسانه؛ ابزار مهم افزایش سواد هنری
این پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی، رسانه را یکی از ابزارهای مهم برای گسترش دانش هنری در جامعه دانست و گفت: در عصر حاضر همه ما «انسان رسانه» هستیم؛ چراکه شبکههای اجتماعی در اختیار داریم، صفحات شخصی ما در فضای مجازی فعال است و در آنها تولید محتوا میکنیم.
او در عین حال بر نقش رسانههای رسمی تأکید کرد و گفت: رسانههای رسمی نیز جایگاه خود را دارند و باید برنامهریزی و راهبرد داشته باشند تا بتوانند با جامعه ارتباط مؤثر برقرار کنند.
مرادی برای توضیح اهمیت دانش فرهنگی در گردشگری به توسعه واحدهای بومگردی اشاره کرد و گفت: فردی که مسئول یک بومگردی است باید دانش ایرانشناسی داشته باشد، جغرافیای محل خود را بشناسد و با موسیقی، هنر، فرهنگ و خوراک محلی منطقه آشنا باشد؛ چراکه همه این موارد مبتنی بر دانش سنتی هستند.
این پژوهشگر میراث فرهنگی افزود: برای مثال، تفاوت خوراک در مناطق مختلف ایران بدون فلسفه و پیشینه نیست. پشت این تفاوتها دانش و ویژگیهایی نهفته است که مردم و مناطق مختلف ایران را از یکدیگر متمایز میکند.
مرادی تأکید کرد: ما به این موارد توجه کافی نمیکنیم و به سادگی از کنار آنها میگذریم، در حالی که همه این عناصر میتوانند به داستان و روایتی برای جذب گردشگر تبدیل شوند.
روایتسازی؛ ظرفیتی که هنوز به اندازه کافی استفاده نشده است
مرادی در ادامه با اشاره به تجربه یونان در روایتسازی تاریخی گفت: برخی روایتهای تاریخی میتوانند در گذر زمان به عناصر هویتساز و جاذبههای گردشگری تبدیل شوند. برای مثال، ماراتن امروز به یکی از شناختهشدهترین نامها در جهان تبدیل شده است و روایت تاریخی آن در جذب گردشگر نقش دارد.
او ادامه داد: اگر ایران نیز بتواند درباره موضوعاتی مانند تاکتیکها و تکنیکهای نظامی دوره هخامنشیان روایتسازی کند و آنها را در قالب بازسازی تاریخی و برنامههای فرهنگی ارائه دهد، میتواند زمینه جذب گردشگران بیشتری را فراهم کند.
این پژوهشگر میراث فرهنگی، شاهنامه را نیز یکی از مهمترین عناصر فرهنگی ایران دانست و گفت: در شاهنامه همه وجوه فرهنگ ایران، از محبت و تاریخ و ادبیات گرفته تا جنگ، رزم، اسطوره و پیروزی قابل مشاهده است و مخاطب در مواجهه با تراژدیهایی مانند داستان سیاوش، با روایت همراه میشود.
از «نگارخانهای به وسعت یک شهر» تا ضرورت استمرار
مرادی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به چند سال فعالیتش به عنوان عضو شورای هنرهای شهری و زیباسازی گفت: در آن سالها شاهد زیباسازی میدانها با استفاده از مجسمهها بودیم. همچنین از تکنیک کاشی شکسته استفاده شد و برای زیباسازی دیوارهها و فضاهای شهری از نقاشی و خط هنرمندان ایرانی بهره گرفته شد.
او این تجربه را اتفاقی مهم دانست که نشان داد جامعه ایران تا چه اندازه به هنر نیاز دارد.
این پژوهشگر میراث فرهنگی با اشاره به ایده «نگارخانهای به وسعت یک شهر» گفت: وقتی چنین اتفاقی در سطح شهر رخ میدهد، مردم با آثار هنری مواجه میشوند و برایشان پرسش ایجاد میشود. زمانی که روی بیلبوردهای شهری آثار هنرمندانی مانند جاکومتی، جکسون پولاک، پیکاسو، رضا مافی و میرعماد قرار میگیرد، گویی آثار از مخازن موزهها و گالریها به سطح شهر میآیند و فضای شهری را تغییر میدهند.
او تأکید کرد: آنچه به یک موضوع هویت میدهد، استمرار آن است.
مرادی ادامه داد: متأسفانه در بسیاری از جریانها استمرار وجود ندارد. اگر نگاه «نگارخانهای به وسعت یک شهر» استمرار پیدا کند، زیباییشناسی جامعه افزایش خواهد یافت. استفاده از هنر و شعر در سطح شهر و اختصاص بیلبوردهای شهری به شعر شاعران در مناسبتهایی مانند روز شعر و ادب نیز نمونهای از افزایش سواد هنری است.
او با انتقاد از تغییر مداوم سیاستها با تغییر مدیران گفت: با تغییر مدیریتها، آنچه مدیر قبلی زیربنا ساخته است به ورطه فراموشی سپرده میشود و هر مدیر میخواهد از نو چرخ را ابداع کند.
این پژوهشگر میراث فرهنگی افزود: مشخص است که به این شکل بسیاری از فعالیتها به فرهنگ منجر نمیشوند. تکرار رویداد است که میتواند در نهایت به فرهنگ تبدیل شود.
توسعه پایدار زمانی رخ میدهد که اقتصاد و معیشت مردم تغییر کند
مرادی در ادامه به تجربه خیابان لشکرآباد در اهواز اشاره کرد و گفت: این خیابان به محلی برای توسعه پایدار تبدیل شده است. مردم به این مکان حس تعلق دارند، زیرا اقتصادشان متحول شده و میخواهند این اقتصاد را همچنان پویا نگه دارند.
این پژوهشگر میراث فرهنگی افزود: در این فرآیند حتی فرهنگ مواجهه با آدمها نیز تغییر کرده و در نهایت این تغییر به حفظ منابع پایدار منجر شده است.
به گفته مرادی، زمانی که معیشت، اقتصاد و سطح زندگی مردم تغییر کند، توسعه پایدار اتفاق میافتد و برای تحقق این امر باید به هویت هر منطقه توجه کرد.
گردشگری هنری نیازمند تعریف دقیق است
این پژوهشگر میراث فرهنگی در ادامه با بیان اینکه در تبیین مفهوم گردشگری هنری نیز مانند بسیاری از مفاهیم دچار سوءتفاهم شدهایم، گفت: گردشگری هنری را به درستی تعریف نکردهایم.
او توضیح داد: هر رویدادی که موجب افزایش دانش و اطلاعات و ارتقای زیباییشناسی مخاطب شود، میتواند زمینهساز یک تجربه هنری باشد.
مرادی با اشاره به موزه لوور و تابلوی «مونالیزا» گفت: بعید است موزه لوور به صورت فیالبداهه و خلقالساعه توانسته باشد لبخند مونالیزا را به برند خود تبدیل کند. هیچیک از این برندسازیها یکباره اتفاق نمیافتد.
این پژوهشگر میراث فرهنگی در پایان تأکید کرد: آموزش رکن اصلی این حلقه است و باید محقق شود.
مرادی در جمعبندی سخنان خود، قرار گرفتن رسانه و آموزش در کنار یکدیگر و افزایش سواد هنری را زمینهساز توسعه پایدار دانست و گفت: توسعه پایدار یک تعریف ساده دارد؛ این کشور و داشتههای آن امانتی است که باید صحیح و سالم به نسل بعد تحویل داده شود.
انتهای پیام/
نظر شما