اسماعیل آقائیزاده، عضو هیئت علمی گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه گیلان و رئیس هیئتمدیره یک شرکت دانشبنیان در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با تشریح الزامات تحول دیجیتال در صنعت گردشگری، اظهار کرد: گردشگری در حال عبور از الگوهای سنتی مبتنی بر تصمیمگیری و اقدام مستقیم گردشگر به سوی نظامی هوشمند، دادهمحور و فناورانه است که در آن، بخش قابل توجهی از مسئولیتهای مرتبط با انتخاب مقصد، برنامهریزی سفر، دسترسی به خدمات و تأمین نیازهای گردشگر، بر عهده فناوریهای دیجیتال و سامانههای هوشمند قرار میگیرد.
او افزود: در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر مباحث کلاسیک گردشگری، بدون توجه به شتاب تحولات فناوری و ظرفیتهای گسترده دیجیتالیسازی و هوش مصنوعی، نمیتواند پاسخگوی پیچیدگیهای روزافزون این صنعت باشد. رویکردهای ایستا و تکبعدی در اندیشهورزی، برنامهریزی و مدیریت گردشگری، فاصله میان ساختارهای موجود و نیازهای واقعی جامعه را افزایش میدهد و جبران این شکاف در آینده، بهتدریج دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد.
ضرورت عبور از گردشگری سنتی به گردشگری هوشمند
آقائیزاده با اشاره به تغییر ماهیت نیازها و انتظارات گردشگران در عصر دیجیتال، تصریح کرد: بازنگری در مدلهای ارائه خدمات گردشگری، دیگر یک انتخاب فناورانه یا اقدامی برای افزایش سهولت سفر نیست، بلکه ضرورتی ساختاری برای حفظ پویایی، اثربخشی و رقابتپذیری این صنعت به شمار میرود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان ادامه داد: گردشگری سنتی، بخش قابل توجهی از فرایند سفر را به تصمیمگیری، جستوجو، انتخاب و پیگیری مستقیم گردشگر واگذار میکرد، اما در الگوهای نوین، فناوریهای دیجیتال و سامانههای هوشمند میتوانند با یکپارچهسازی اطلاعات، تحلیل نیازها و ارائه پیشنهادهای متناسب، بار این مسئولیتها را کاهش دهند و زمینه شکلگیری تجربهای هدفمندتر، آسانتر و متناسب با ترجیحات هر گردشگر را فراهم کنند.
او با تاکید بر اینکه تحولات فناورانه، الگوهای مصرف خدمات گردشگری را نیز دگرگون کرده است، گفت: نسلهای مختلف جامعه، تجربه و انتظارات یکسانی از فناوری ندارند. بخشی از گردشگران، بهویژه نسلهای قدیمیتر، در محیطی با تحولات تدریجی فناوری رشد کردهاند، درحالیکه نسلهای جدید از ابتدای زندگی با تلفنهای هوشمند، اپلیکیشنها و محیطهای دیجیتال مانوس بودهاند و این فناوریها بخش جداییناپذیری از زیست روزمره آنان را تشکیل داده است.
آقائیزاده خاطرنشان کرد: نظام گردشگری باید بتواند با درک این تفاوتهای نسلی، خدماتی فراگیر، منعطف و متناسب با سطوح مختلف نیاز و توانایی کاربران طراحی کند، بهگونهای که هم پاسخگوی انتظارات گردشگران آشنا با فناوریهای پیشرفته باشد و هم امکان بهرهمندی آسان گروههایی را فراهم کند که ترجیح میدهند از روشهای متعارفتر استفاده کنند.
از تسهیل سفر تا بازآفرینی نظام برنامهریزی و مدیریت مقصد
رئیس هیئتمدیره یک شرکت دانشبنیان با بیان اینکه تحول دیجیتال در گردشگری نباید به تسهیل برخی مراحل سفر محدود شود، اظهار کرد: ابعاد واقعی این تحول، فراتر از ارائه خدمات الکترونیکی یا استفاده از ابزارهایی نظیر کدهای پاسخ سریع (QR Code) است. این ابزارها در مقاطع مختلف، گامهایی مؤثر در تسهیل دسترسی به اطلاعات و خدمات بودهاند، اما نمیتوانند بهتنهایی پاسخگوی الزامات آینده گردشگری باشند.
او افزود: مسئله اصلی، بازطراحی یکپارچه فرایندهای گردشگری و ایجاد پیوند مؤثر میان داده، فناوری، تصمیمسازی و مدیریت است، رویکردی که گردشگری را از برداشت ساده و محدودِ جابهجایی گردشگر از مبدأ به مقصد فراتر میبرد و آن را به نظامی چندبعدی با پیوندهای گسترده اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و بینالمللی تبدیل میکند.
آقائیزاده با اشاره به نقش دادهها در شکلگیری نظامهای نوین مدیریت گردشگری بیان کرد: در الگوی هوشمند، حجم گستردهای از دادهها و اطلاعات میتواند در کوتاهترین زمان ممکن گردآوری، پردازش و تحلیل شود و نتایج آن، همزمان در اختیار گردشگران، برنامهریزان، تصمیمسازان و مدیران مقاصد قرار گیرد.
به گفته او، چنین ظرفیتی امکان میدهد تا تصمیمگیری در گردشگری از اتکای صرف به تجربههای گذشته، برداشتهای فردی و تحلیلهای محدود از وضعیت موجود فاصله بگیرد و بر پایه شواهد، دادههای بهروز و شناخت دقیقتر از رفتار و نیازهای گردشگران استوار شود.
دوقلوی دیجیتال؛ عبور از توصیف وضع موجود به پیشبینی آینده گردشگری
این پژوهشگر حوزه جغرافیا و برنامهریزی شهری، با تشریح ظرفیت دوقلوی دیجیتال در بازطراحی گردشگری، اظهار کرد: یکی از مهمترین تحولات در این عرصه، حرکت از تحلیل و گزارش وضعیت موجود به سمت شبیهسازی، پیشبینی و ارزیابی پیامدهای تصمیمات پیش از اجرای آنها در دنیای واقعی است، ظرفیتی که با توسعه هوش مصنوعی، ابعاد و قابلیتهای گستردهتری پیدا میکند.
او توضیح داد: دوقلوی دیجیتال، با ایجاد بازنمایی دیجیتالی از یک واقعیت موجود و برقراری ارتباط میان دادههای واقعی و محیط شبیهسازیشده، امکان بررسی سناریوهای مختلف و ارزیابی پیامدهای احتمالی هر تصمیم را پیش از اجرای آن فراهم میکند.
آقائیزاده ادامه داد: در این چارچوب، مدیران و برنامهریزان گردشگری میتوانند آثار احتمالی تغییر در متغیرهای مختلف را در محیط دیجیتال بررسی کنند، نتایج سناریوهای گوناگون را مورد ارزیابی قرار دهند و سپس با شناخت دقیقتر از پیامدهای احتمالی، درباره اجرای طرحها و سیاستها در محیط واقعی تصمیم بگیرند.
او افزود: تلفیق دوقلوی دیجیتال با هوش مصنوعی، ظرفیت تحلیل روابط پیچیده میان متغیرهای گردشگری و پیشبینی کنشها و واکنشهای احتمالی را افزایش میدهد و میتواند زمینهساز تحول در شیوه مدیریت مقاصد، ارزیابی طرحهای توسعه و ارتقای کیفیت تصمیمگیریهای راهبردی شود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان تاکید کرد: اهمیت این رویکرد در آن است که برنامهریزی گردشگری را از سطح توصیف شرایط موجود فراتر میبرد و به سمت ارزیابی پیشینی تصمیمات، کاهش عدمقطعیت و شناخت بهتر پیامدهای مداخلات مدیریتی هدایت میکند، ظرفیتی که در صورت طراحی و استقرار صحیح، میتواند در خدمت توسعه متوازن و مدیریت هوشمند مقاصد گردشگری قرار گیرد.
تدوین دستور کار ملی دیجیتال و هوش مصنوعی برای گردشگری
آقائیزاده با تاکید بر ضرورت بهرهگیری از توانمندیهای داخلی کشور در مسیر تحول دیجیتال گردشگری، گفت: ظرفیتهای علمی، فناورانه و دانشبنیان موجود در کشور میتوانند بهعنوان موتور محرک توسعه گردشگری متناسب با نیازهای روز ایفای نقش کنند. استفاده هدفمند از این ظرفیتها، مستلزم ایجاد پیوند مؤثر میان دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، مدیران و سیاستگذاران حوزه گردشگری است.
او افزود: آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، تدوین یک دستور کار منسجم برای دیجیتالیسازی فرایندها و بهرهگیری گسترده از هوش مصنوعی در گردشگری است، دستور کاری که بهجای تمرکز بر اقدامات پراکنده و جزیرهای، بتواند ابعاد مختلف این صنعت را در قالب چارچوبی پویا، هدفمند و چندبعدی بازتعریف کند.
این پژوهشگر حوزه گردشگری تصریح کرد: چنین دستور کاری باید خود نیز بر مبنای بهرهگیری از فناوریهای نوین دیجیتال و هوش مصنوعی طراحی شود تا بتواند ضمن شناخت دقیقتر نیازهای موجود، مسیرهای آینده تحول گردشگری را شناسایی و زمینه اتخاذ تصمیمات مؤثرتر را فراهم کند.
او در پایان خاطرنشان کرد: بازطراحی گردشگری در عصر تحول دیجیتال، مستلزم تغییر در نگرشها، روشهای برنامهریزی و سازوکارهای مدیریت است. عبور از رویکردهای سنتی و حرکت به سوی گردشگری هوشمند، زمانی میتواند به نتایج پایدار منجر شود که فناوری نه بهعنوان ابزاری حاشیهای برای تسهیل خدمات، بلکه بهعنوان یکی از ارکان اصلی بازآفرینی نظام گردشگری، تولید دانش، تصمیمسازی و مدیریت آینده این صنعت مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام/
نظر شما