روز جهانی گردشگری؛ فرصتی برای بازنگری ظرفیت‌ها و کاستی‌های صنعت گردشگری

علی سورانی رییس انجمن حرفه‌ای اقامتگاه‌های بومگردی استان همدان به مناسبت روز جهانی و هفته ملی گردشگری در یادداشتی نوشت: این مناسبت، فرصتی است برای بازنگری در ظرفیت‌ها و کاستی‌های این صنعت؛ صنعتی که می‌تواند برای جامعه محلی درآمد، اشتغال و امید بسازد و در عین حال میراث طبیعی و فرهنگی را زنده نگه دارد. در سال ۲۰۲۶، موضوع این روز «برنامه دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» اعلام شده است. اما پیش از آنکه درباره فناوری‌های نو سخن بگوییم، باید از پرسشی بنیادی‌تر شروع کنیم: آیا گردشگر می‌تواند با خیال آسوده به مقصد برسد، در آن اقامت کند و از خدمات اولیه برخوردار باشد؟

ایران از تنوع چشمگیر طبیعی، تاریخی و فرهنگی برخوردار است. از کوه و کویر تا جنگل و ساحل، از روستاهای تاریخی تا آیین‌ها و خوراک‌های محلی، ظرفیت‌های فراوانی برای گردشگری و به‌ویژه بوم‌گردی وجود دارد. اقامتگاه‌های بوم‌گردی می‌توانند پیوندی میان مهمان و زندگی محلی برقرار کنند؛ فرصتی برای تجربه معماری بومی، غذاهای منطقه‌ای و مهمان‌نوازی مردم. اما این ظرفیت، به‌تنهایی برای رونق گردشگری کافی نیست. شور و علاقه میزبانان محلی نمی‌تواند جای برنامه‌ریزی ملی و زیرساخت پایدار را بگیرد.گردشگری پیش از هر چیز به برنامه نیاز دارد.

با این همه، نباید از مدیران و فعالان گردشگری‌ای که در چنین شرایطی همچنان کار می‌کنند غافل شد. آنان با کمبود زیرساخت، دشواری‌های اقتصادی و نااطمینانی‌های پی‌درپی روبه‌رو هستند، اما هنوز چراغ اقامتگاه‌ها و کسب‌وکارهای گردشگری را روشن نگه داشته‌اند. اگر ملاک، تاب‌آوری و ادامه کار در شرایط دشوار باشد، بسیاری از این مدیران را می‌توان از موفق‌ترین مدیران گردشگری جهان دانست؛ مدیرانی که شایسته تقدیر و دیده‌شدن‌اند. چه‌بسا باید رکوردی در گینس برای ایستادگی و دوام آنان ثبت کرد؛ البته نه برای عادی جلوه‌دادن این دشواری‌ها، بلکه برای یادآوری اینکه هیچ مدیر و میزبان محلی نباید ناچار باشد بارِ کمبود برنامه و زیرساخت را به‌تنهایی به دوش بکشد. توسعه این حوزه نباید به چند شعار، افتتاحیه یا تبلیغ فصلی محدود بماند. مقصد گردشگری به نقشه راه روشن، هماهنگی میان نهادهای مسئول و سرمایه‌گذاری پیوسته نیاز دارد؛ از آموزش نیروی انسانی و معرفی درست جاذبه‌ها تا نگهداری مسیرها و مدیریت پسماند. نبود برنامه‌ای منسجم، هم گردشگر را سردرگم می‌کند و هم صاحبان کسب‌وکارهای کوچک را در برابر هزینه‌ها و تغییرات ناگهانی بی‌پناه می‌گذارد.

در بسیاری از مقصدها، ضعف زیرساخت‌ها تجربه سفر را دشوار می‌کند. آب، برق و گاز پایدار، اینترنت قابل‌اعتماد، راه‌های ایمن و دسترسی مناسب، تجملات نیستند؛ *پیش‌نیازهای ورود و ماندگاری گردشگرند. اقامتگاه بوم‌گردی بدون آب مطمئن، برق پایدار یا ارتباط اینترنتی مناسب، نمی‌تواند خدماتی شایسته ارائه دهد. جاده نامناسب نیز ممکن است فاصله‌ای کوتاه را به سفری فرساینده بدل کند. از میزبان محلی نمی‌توان انتظار داشت که به‌تنهایی خلأ این زیرساخت‌ها را جبران کند.

در کنار این مشکلات، فضای سیاسی و احساس امنیت نیز در تصمیم سفر اثر جدی دارد. گردشگر پیش از انتخاب مقصد، اخبار و هشدارهای سفر را بررسی می‌کند و درباره امنیت، امکان رفت‌وآمد و دسترسی به خدمات اطمینان می‌خواهد. وقتی وضعیت سیاسی ناپایدار یا مبهم به نظر برسد، بسیاری از مسافران سفر خود را به تعویق می‌اندازند یا مقصد دیگری را انتخاب می‌کنند. بیان صریح این واقعیت به معنای نادیده‌گرفتن زیبایی‌ها و ظرفیت‌های ایران نیست؛ بلکه یادآوری این نکته است که جاذبه‌های فراوان، بدون اعتماد و احساس امنیت، به سفر واقعی تبدیل نمی‌شوند.

در چنین شرایطی، گاهی گفته می‌شود اگر برخی از سالمندان به ایران سفر می‌کنند، شاید سفرشان بیشتر از جنس زیارت، دلبستگی یا نیت خیر و باقیات‌الصالحات باشد تا انتخابی متکی بر آسایش و خدمات گردشگری. این تعبیر هرچند تلخ و اغراق‌آمیز است، هشداری در خود دارد: نباید حضور معدود مسافران را نشانه رضایت عمومی از شرایط سفر دانست. گردشگری پایدار زمانی شکل می‌گیرد که افراد با سن‌ها، سلیقه‌ها و انگیزه‌های گوناگون بتوانند با آسودگی مقصد را انتخاب کنند.

برای آموختن، لازم نیست از دوردست‌ها مثال بیاوریم. ترکیه را باید در مدیریت مقصد، ارتباطات گردشگری، توجه به دسترسی و خدمات و پیوستگی در معرفی جاذبه‌ها مطالعه کرد. مقصود، تقلید کامل نیست؛ ایران باید با تکیه بر فرهنگ و هویت خود، تجربه‌های موفق را بشناسد و متناسب با شرایطش به کار گیرد. تبلیغ خوب می‌تواند گردشگر را جذب کند، اما آنچه او را به سفر دوباره ترغیب می‌کند، کیفیت تجربه و اعتماد به مقصد است.

در گردشگری، یک اصل اقتصادی ساده و تعیین‌کننده وجود دارد: پول ترسو است؛ جایی که ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نباشد، به‌سختی پا می‌گذارد.* سرمایه‌گذاری در اقامتگاه، حمل‌ونقل و خدمات گردشگری به امنیت اقتصادی، مقررات روشن و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد. وقتی فعالان این حوزه ندانند ماه آینده با چه هزینه‌ها، محدودیت‌ها یا تغییراتی روبه‌رو می‌شوند، توسعه متوقف می‌شود و کسب‌وکارهای کوچک بیش از دیگران آسیب می‌بینند.

روز جهانی گردشگری باید فرصتی برای شنیدن صدای همین فعالان باشد: راهنمایان، رانندگان، کارکنان اقامتگاه‌ها، جوامع محلی و صاحبان بوم‌گردی‌ها. آنان بهتر از هر گزارش تبلیغاتی می‌دانند گردشگر کجا با مشکل روبه‌رو می‌شود و چه چیزی می‌تواند او را به بازگشت ترغیب کند. رونق گردشگری با شعار به دست نمی‌آید؛ با حل مسئله‌های روزمره، از دسترسی و خدمات پایه تا احترام به جامعه میزبان و حفظ محیط‌زیست ساخته می‌شود.

برای رونق گردشگری، باید *عینک را عوض کرد؛ مسئله را از نگاه گردشگر و میزبان دید، نه فقط از دریچه آمار و تبلیغات.در عین حال آمار هم باید آمار ارگانیک باشد نه دستکاری شده و برحسب دستور باشد!

باید به تعبیر رایج، «به تنظیمات کارخانه برگشت»: ابتدا زیرساخت‌های پایه را سامان داد، برنامه‌ریزی را جدی گرفت، ثبات و اعتماد را تقویت کرد و سپس از فناوری و تبلیغات برای بهترکردن تجربه سفر بهره برد. بوم‌گردی می‌تواند یکی از ارزشمندترین چهره‌های گردشگری ایران باشد؛ اما برای شکوفایی آن، علاقه و مهمان‌نوازی مردم کافی نیست. راه امن، خدمات پایدار، برنامه روشن و افقی قابل‌اعتماد لازم است.

روز جهانی گردشگری، فقط روز تبریک گفتن نیست؛ روز روبه‌روشدن با پرسش‌های دشوار و آغاز تغییر است.* ایران برای جذب گردشگر به ظرفیت تازه‌ای نیاز ندارد؛ به فراهم‌کردن شرایطی نیاز دارد که این ظرفیت‌ها دیده شوند، به آن‌ها اعتماد شود و سفر به ایران انتخابی امن و دلگرم‌کننده باشد.اغراق نیست اگر بگوییم: مهمان بعد از خروج از بوم گردی‌ها وطن پرست‌تر میشود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405070800858
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha