امین مهدویکیا، کارشناس ارشد میراثفرهنگی، در یادداشتی نوشت: شعار روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ با عنوان «دستور کار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری»، صرفا دعوتی برای استفاده بیشتر از فناوری نیست بلکه فرصتی برای بازاندیشی در شیوه مدیریت مقصد، حفاظت از میراثفرهنگی، ارائه خدمات و خلق تجربهای نوین برای گردشگران است.
گردشگری در دهههای اخیر از فعالیتی صرفا مبتنی بر جابهجایی و بازدید از مکانها، به نظامی پیچیده و چندلایه در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فناورانه تبدیل شده است. امروزه بخش قابلتوجهی از فرآیند سفر، از انتخاب مقصد و برنامهریزی تا دریافت اطلاعات، مسیریابی، ترجمه و ارزیابی تجربه، در زمینههای دیجیتال انجام میشود.
ظهور هوش مصنوعی مولد، تحلیل کلاندادهها، سامانههای توصیهگر، واقعیت افزوده و مجازی و ابزارهای پیشبینیکننده، این روند را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن مسئله اصلی دیگر صرفا استفاده از فناوری در گردشگری نیست بلکه بازطراحی شیوه مدیریت مقصد، حفاظت از میراث، ارائه خدمات و خلق تجربه گردشگری است.
این موضوع برای خوزستان اهمیت ویژهای دارد؛ استانی که بخش مهمی از ظرفیت گردشگری آن در میراثفرهنگی و تاریخی نهفته است. وجود سه اثر میراث جهانی «چغازنبیل و هفتتپه»، «محوطه باستانی شوش» و «سازههای آبی- تاریخی شوشتر»، در کنار آثار مشترک «راهآهن ایران» و «کاروانسراهای ایرانی» و همچنین پایگاههای ملی میراثفرهنگی، خوزستان را به یکی از عرصههای مهم برای توسعه گردشگری هوشمند و میراثمحور تبدیل کرده است.
با این حال، باید میان «دیجیتالیسازی» و «بازطراحی دیجیتال» تفاوت قایل شد. دیجیتالیسازی میتواند به ایجاد وبگاه، تبدیل بروشورهای چاپی به فایلهای الکترونیکی یا انتشار تصاویر آثار محدود شود اما بازطراحی دیجیتال زمانی اتفاق میافتد که داده و فناوری، شیوه تصمیمگیری، مدیریت، حفاظت، بازاریابی و ارایه خدمات را تغییر دهند.
در چنین رویکردی، اطلاعات مربوط به رفتار گردشگر، ظرفیت مقصد، شرایط محیطی، وضعیت حفاظتی و زیرساختهای گردشگری باید وارد فرآیند تصمیمگیری شود. هدف نیز جایگزین کردن فناوری به جای نیروی انسانی و دانش تخصصی نیست بلکه ایجاد همافزایی میان دانش کارشناسی، میراثفرهنگی، جامعه محلی و فناوری است.
هوش مصنوعی همچنین در حال تغییر نحوه جستوجو و تصمیمگیری گردشگران است. گردشگر امروز میتواند به جای جستوجوی تعداد زیادی وبگاه، نیاز خود را در قالب یک درخواست طبیعی بیان کند و برنامهای متناسب با زمان، علایق، بودجه و محدودیتهای سفر دریافت کند.
این تحول یک پیام مهم برای مدیریت گردشگری خوزستان دارد: اطلاعات رسمی، دقیق، ساختاریافته و معتبر درباره آثار باید در محیط دیجیتال قابل دسترس باشد. در غیر این صورت، سامانههای هوشمند ممکن است تصویری ناقص یا نادرست از مقصد ارایه کنند. بنابراین، تولید، ساماندهی و مدیریت دادههای معتبر میراثی، به یکی از الزامات آینده حکمرانی گردشگری تبدیل خواهد شد.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی میتواند مستقیما در خدمت حفاظت و مدیریت میراث قرار گیرد. ترکیب تصویربرداری، اسکن سهبعدی، پهپاد، GIS، سنجش از دور و الگوریتمهای هوش مصنوعی میتواند پروندههای دیجیتال دقیق و بهروز از آثار ایجاد کند. سامانههای تحلیل تصویر نیز قادر خواهند بود تغییرات احتمالی در ترکها، فرسایش، رطوبت، تغییر رنگ یا شرایط محیطی را برای بررسی کارشناسان شناسایی و علامتگذاری کنند.
در این الگو، هوش مصنوعی جایگزین کارشناس میراثفرهنگی نیست بلکه به عنوان یک ابزار هشداردهنده و تصمیمیار تخصصی عمل میکند؛ موضوعی که میتواند پایش مستمر آثار و شناسایی زودهنگام آسیبها را تقویت کند.
اتصال دیجیتال پایگاههای میراث ملی و جهانی خوزستان میتواند آنها را از واحدهای منفرد به اجزای یک شبکه منسجم تبدیل کند. برای نمونه، گردشگری که با هدف بازدید از محوطه باستانی شوش وارد استان میشود میتواند براساس علایق خود با ظرفیتهای شوشتر، چغازنبیل، دزفول، ایذه و دیگر مقاصد فرهنگی مرتبط آشنا شود.
در چنین شرایطی، الگوی «یک مقصد، یک بازدید» میتواند به سمت «یک استان، یک شبکه تجربه میراثی» حرکت کند؛ شبکهای که در آن آثار و مقاصد مختلف به جای رقابت منفرد، یکدیگر را تکمیل میکنند.
بازطراحی تجربه گردشگر نیز از دیگر زمینههای مهم کاربرد فناوری است. گردشگر معاصر الزاما تنها به دنبال دیدن یک اثر نیست بلکه به دنبال تجربه کردن آن است. راهنمای صوتی هوشمند، کدهای QR، واقعیت افزوده و مجازی، ترجمه چندزبانه، چتباتهای گردشگری، مسیرهای موضوعی و بازیوارسازی میتوانند بازدید را از فرآیندی منفعل به تجربهای تعاملی تبدیل کنند؛ ظرفیتی که بهویژه در محوطهها و مجموعههای تاریخی گسترده خوزستان قابل توجه است.
اما افزایش تعداد گردشگران همیشه به معنای موفقیت گردشگری نیست. فشار بیش از ظرفیت میتواند موجب فرسایش، آسیب به بنا، ازدحام، کاهش کیفیت تجربه، افزایش پسماند و فشار بر زیرساختها شود. هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای بازدید، زمان ورود و خروج، شرایط آبوهوایی، مناسبتها و الگوهای سفر، تراکم گردشگران را پیشبینی و جریان بازدید را مدیریت کند.
از این منظر، مفهوم «ظرفیتپذیری هوشمند» میتواند جایگزین نگاه صرفا عددی و ثابت به ظرفیت بازدید شود؛ یعنی مدیریت حضور گردشگران بر اساس شرایط واقعی و متغیر هر مقصد.
یکی دیگر از چالشهای گردشگری خوزستان، توزیع نامتوازن تقاضاست. برخی آثار بسیار شناخته شدهاند و برخی ظرفیتهای ارزشمند کمتر دیده میشوند. سامانههای هوشمند میتوانند براساس علایق گردشگر، مقاصد مکمل و کمتر شناختهشده را پیشنهاد کنند و به این ترتیب، بازاریابی گردشگری از مدل «تبلیغ یک جاذبه برای همه» به سمت «ارایه تجربه متناسب با هر گردشگر» حرکت کند. این تغییر میتواند به توزیع متوازنتر جریان گردشگری در سطح پایگاههای استان کمک کند.
البته استفاده از هوش مصنوعی در حوزه میراثفرهنگی بدون سیاستگذاری مناسب، با چالشهایی نیز همراه است. صحت اطلاعات تاریخی، حفاظت از دادههای حساس، جلوگیری از تجاریسازی افراطی میراث، حفظ نقش کارشناسان، رعایت حقوق جوامع محلی و جلوگیری از شکاف دیجیتال، از جمله موضوعاتی است که باید همزمان با توسعه فناوری مورد توجه قرار گیرد.
اطلاعات تولید شده توسط سامانههای هوش مصنوعی نیز باید اعتبارسنجی تخصصی شود زیرا روان و دقیق به نظر رسیدن یک پاسخ به معنای صحیح بودن آن نیست. همچنین دادههای مربوط به نقشهها، مستندات حفاظتی و اطلاعات امنیتی آثار باید متناسب با ماهیت خود، سطحبندی دسترسی داشته باشند.
در این چارچوب، یکی از پیشنهادهای قابل طرح برای پایگاههای میراث ملی و جهانی خوزستان، ایجاد «سامانه هوشمند میراث و گردشگری خوزستان» است؛ سامانهای که میتواند از پنج لایه اصلی شامل بانک اطلاعات میراثی، GIS میراث، لایه هوش مصنوعی برای تحلیل و پیشبینی، لایه تجربه گردشگر و لایه پایش و حفاظت تشکیل شود.
چنین سامانهای میتواند اطلاعات مستند آثار، پروندههای ثبتی، نقشهها و تصاویر را در کنار اطلاعات مکانی، عرصه و حریم، مسیرها و زیرساختها قرار دهد و با بهرهگیری از هوش مصنوعی، امکان تحلیل داده، پیشبینی تقاضا، پشتیبانی از تصمیمگیری مدیریتی، ارایه محتوای چندزبانه و پایش تغییرات و آسیبهای آثار را فراهم کند.
در آینده، «پایگاههای میراث ملی و جهانی» نیز میتواند از یک واحد صرفا اداری و اجرایی به «پایگاههای هوشمند میراثی» تبدیل شوند؛ مرکزی برای مدیریت دانش، حفاظت، گردشگری و مشارکت اجتماعی. داشبورد مدیریتی چنین پایگاهی میتواند اطلاعاتی مانند تعداد بازدیدکنندگان، الگوی زمانی بازدید، نقاط پرتراکم، وضعیت زیرساختها، شاخصهای حفاظتی، رضایت گردشگران و بازخوردهای دیجیتال را در اختیار مدیران قرار دهد.
در این مرحله، داده دیگر محصول جانبی فعالیتهای میراثی نیست بلکه به یک سرمایه مدیریتی تبدیل میشود.
حرکت به سوی چنین وضعیتی میتواند در پنج مرحله دنبال شود: نخست، دیجیتالیسازی و ایجاد بانک اطلاعات استاندارد؛ دوم، اتصال دادههای تاریخی، GIS، گردشگری، بازدیدکنندگان و زیرساختها؛ سوم، هوشمندسازی و استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل و پیشبینی؛ چهارم، تجربهمحور کردن گردشگری از طریق راهنمای هوشمند، واقعیت افزوده، تورهای مجازی و روایتهای چندزبانه و در نهایت، ایجاد یک اکوسیستم گردشگری هوشمند با مشارکت پایگاههای میراث ملی و جهانی، کسبوکارهای گردشگری، جوامع محلی، دانشگاهها، استارتاپها و دستگاههای اجرایی.
در نهایت، شعار روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ را نباید صرفا دعوتی برای استفاده بیشتر از فناوری دانست. این شعار فرصتی برای بازاندیشی در شیوه مدیریت مقصد، حفاظت از میراث فرهنگی، ارائه خدمات و خلق تجربه گردشگری است.
برای خوزستان، این تحول میتواند فرصتی برای معرفی ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی استان به مخاطبان داخلی و بینالمللی باشد؛ مشروط بر آنکه فناوری در خدمت حفاظت، مدیریت دادهمحور و بهرهبرداری پایدار از میراث فرهنگی قرار گیرد.
سه محور «حفاظت هوشمند، گردشگری هوشمند و مدیریت هوشمند» میتواند چارچوب راهبردی این مسیر باشد. پایگاههای ملی و جهانی خوزستان نیز میتوانند از واحدهای مدیریتی منفرد به اجزای یک شبکه یکپارچه میراث و گردشگری هوشمند تبدیل شوند؛ شبکهای که دادههای تاریخی، اطلاعات مکانی، دانش کارشناسی، فناوری و تجربه گردشگر را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
آینده گردشگری خوزستان الزاما در ساخت جاذبههای جدید خلاصه نمیشود؛ بخش مهمی از این آینده در بازتعریف شیوه معرفی، حفاظت و تجربه میراث موجود نهفته است.
انتهای پیام/

نظر شما