محمد آرمان ارشادی، مدیر پایگاه ملی فرحآباد ساری در یادداشتی نوشت: فرحآباد را نمیتوان تنها یک محوطه تاریخی، مجموعهای از بناهای صفوی یا حتی یک مقصد ساحلی دانست. فرحآباد بخشی از یک روایت بزرگتر از تاریخ، معماری، شهرسازی و فرهنگ ایران در دوره صفوی است؛ جایی که میراث تاریخی، چشمانداز طبیعی و ظرفیتهای گردشگری در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. همین ویژگی، فرحآباد را به مجموعهای با ظرفیتهای قابل توجه برای تبدیل شدن به یکی از مقصدهای مهم گردشگری فرهنگی در مازندران تبدیل کرده است؛ مشروط بر آنکه این ظرفیتها در چارچوبی منسجم، علمی و حفاظتمحور دیده و مدیریت شوند.
فرحآباد در دوره صفوی و به فرمان شاهعباس اول شکل گرفت و در ساختار تاریخی خود، سیمایی از یک شهر برنامهریزیشده و برخوردار از عناصر مهم شهری و معماری آن دوره را به نمایش میگذاشت. امروز مسجدمدرسه شاهعباس، کاخ جهاننما، حمام صفوی، پل صفوی و نشانههای بازار و میدان مرکزی، هر یک بخشی از این روایت تاریخی را در خود جای دادهاند. کنار هم قرار گرفتن این عناصر، به ما یادآوری میکند که با یک بنای منفرد مواجه نیستیم؛ بلکه با بخشی از یک ساختار تاریخی و شهری روبهرو هستیم که ارزش آن در ارتباط میان اجزای مختلفش معنا پیدا میکند.
در میان این آثار، مسجدمدرسه شاهعباس جایگاهی ویژه دارد. این بنا یکی از نمونههای شاخص معماری دوره صفوی در شمال ایران است و قرار گرفتن آن در پرونده پیشنهادی «مساجد ایرانی» برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو، اهمیت فرحآباد را از سطح یک مقصد محلی فراتر میبرد. چنین جایگاهی، علاوه بر اهمیت ملی و بینالمللی، مسئولیت ما را در زمینه حفاظت، مستندسازی، مرمت، معرفی و مدیریت بازدید از این مجموعه نیز بیشتر میکند.
میراثفرهنگی زمانی میتواند به یک مقصد گردشگری پایدار تبدیل شود که حفاظت و بهرهبرداری در تقابل با یکدیگر تعریف نشوند. گردشگری اگر بدون توجه به ظرفیت بناها و محوطه تاریخی توسعه پیدا کند، میتواند به عاملی برای آسیب به همان میراثی تبدیل شود که قرار است مقصد گردشگری بر پایه آن شکل بگیرد. از سوی دیگر، حفاظت بدون ایجاد امکان شناخت و تجربه مناسب برای جامعه و بازدیدکنندگان نیز نمیتواند همه ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی یک اثر را بالفعل کند.
بنابراین، مسیر آینده فرحآباد باید بر پایه یک تعادل هوشمندانه میان حفاظت و بهرهبرداری شکل بگیرد. مرمت اصولی و مستمر بناها، پژوهش و مستندسازی، تهیه و بهروزرسانی نقشهها و اطلاعات معماری، ساماندهی عرصه و محوطه، مدیریت منظر تاریخی، ارتقای کیفیت معرفی و تفسیر آثار و ایجاد زیرساختهای متناسب با بازدیدکنندگان، تنها مجموعهای از اقدامات فنی و اجرایی نیستند؛ بلکه اجزای یک برنامه جامع برای حفاظت و توسعه گردشگری پایدار به شمار میروند.
در این میان، فرحآباد از یک ظرفیت مهم دیگر نیز برخوردار است؛ مجاورت با ساحل دریای مازندران. این ظرفیت طبیعی میتواند بهعنوان مکملی برای گردشگری فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. گردشگری ساحلی مخاطبان گستردهای را به این محدوده میآورد و اگر پیوند میان ساحل و میراث تاریخی بهدرستی طراحی و معرفی شود، امکان آن وجود دارد که بخشی از این مخاطبان از یک تجربه صرفاً تفریحی عبور کرده و با تاریخ و فرهنگ منطقه نیز ارتباط برقرار کنند.
این پیوند البته نباید به معنای غلبه گردشگری ساحلی بر هویت تاریخی فرحآباد باشد. ارزش اصلی این محدوده در میراث تاریخی آن نهفته است و ساحل میتواند به تقویت جذابیت مقصد کمک کند. هدف آن است که بازدیدکننده بتواند در یک تجربه پیوسته، تاریخ، معماری، فرهنگ، طبیعت و ساحل را در کنار یکدیگر تجربه کند؛ تجربهای که میتواند فرحآباد را از یک «محوطه تاریخی برای بازدید» به یک «مقصد گردشگری فرهنگی» ارتقا دهد.
در چنین رویکردی، کیفیت تجربه گردشگر نیز به اندازه تعداد بازدیدکنندگان اهمیت دارد. مقصد موفق گردشگری الزاماً مقصدی نیست که بیشترین تعداد بازدیدکننده را جذب کند؛ بلکه مقصدی است که بتواند تجربهای باکیفیت، معنادار و ماندگار برای مخاطب ایجاد کند و در عین حال، ارزشهای تاریخی و فرهنگی خود را برای نسلهای آینده حفظ کند. این نگاه، مفهوم گردشگری پایدار را از یک شعار به یک ضرورت مدیریتی تبدیل میکند.
از سوی دیگر، توسعه گردشگری زمانی میتواند پایدار و ماندگار باشد که جامعه محلی نیز در آن سهم داشته باشد. افزایش حضور گردشگران باید بتواند در کنار حفظ میراث، فرصتهای فرهنگی و اقتصادی برای جامعه پیرامون ایجاد کند. رونق فعالیتهای فرهنگی، صنایعدستی، خدمات گردشگری، راهنمایی تخصصی، برنامههای آموزشی و رویدادهای فرهنگی میتواند بخشی از این زنجیره ارزش را شکل دهد؛ زنجیرهای که در نهایت، منفعت حفاظت از میراث را برای جامعه ملموستر میکند.
در این مسیر، پایگاه میراث ملی فرحآباد میتواند نقش مهمی در ایجاد هماهنگی میان حفاظت، پژوهش، م
عرفی و بهرهبرداری پایدار از ظرفیتهای تاریخی مجموعه ایفا کند. ارتباط مؤثر با مراکز علمی و پژوهشی، استفاده از ظرفیت دانشگاهها و متخصصان، توسعه مستندسازی و مطالعات باستانشناسی و معماری، ارتقای نظام معرفی و تفسیر آثار و طراحی برنامههای فرهنگی و آموزشی، از جمله اقداماتی است که میتواند به شکلگیری یک الگوی منسجم برای مدیریت این مجموعه کمک کند.
فرحآباد همچنین ظرفیت آن را دارد که در برنامه گردشگری مازندران، جایگاهی فراتر از یک نقطه در مسیر سفر پیدا کند. برای رسیدن به این هدف، لازم است معرفی فرحآباد از معرفی منفرد بناها فراتر رود و یک «روایت واحد» از شهر تاریخی شکل بگیرد؛ روایتی که بازدیدکننده را از تاریخ شکلگیری شهر و دوره صفوی، به معماری مسجدمدرسه، کاخ جهاننما و دیگر عناصر تاریخی مجموعه پیوند دهد و در ادامه، این تجربه را با طبیعت و ساحل فرحآباد کامل کند.
آینده فرحآباد را باید در همین پیوند میان گذشته و آینده جستوجو کرد. نه میتوان گذشته را صرفاً بهعنوان موضوعی برای روایت تاریخی دید و نه آینده را صرفاً در افزایش شمار گردشگران خلاصه کرد. آینده مطلوب فرحآباد، آیندهای است که در آن حفاظت از اصالت و ارزشهای تاریخی، پژوهش و دانش تخصصی، تجربه باکیفیت گردشگر، مشارکت جامعه محلی و بهرهبرداری پایدار در کنار یکدیگر قرار گیرند.
فرحآباد میراثی متعلق به گذشته است، اما مسئولیت ما نسبت به آن کاملاً مربوط به امروز و آینده است. اگر بتوانیم میان حفاظت و بهرهبرداری، میان میراث و گردشگری و میان هویت تاریخی و نیازهای امروز جامعه تعادل برقرار کنیم، فرحآباد میتواند بار دیگر نقشی فراتر از یک نام در جغرافیای تاریخی مازندران پیدا کند؛ مقصدی که بازدید از آن تنها دیدن چند بنای تاریخی نیست، بلکه تجربه بخشی از تاریخ، فرهنگ، معماری و طبیعت این سرزمین است.
انتهای پیام/
نظر شما