مهسا مطهر، مدرس و مشاور گردشگری و طراحی تجربه، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به جایگاه شمس تبریزی در فرهنگ و ادبیات ایران، گفت: برای شناخت بهتر شمس باید فضای فرهنگی، عرفانی و صوفیانه تبریز در دوره او را نیز مورد توجه قرار داد؛ زیرا بخش مهمی از شخصیت و اندیشه شمس در بستر همین فضا شکل گرفته است.

مطهر با بیان اینکه شناخت شمس و مولانا بدون توجه به ارتباط میان این دو شخصیت فرهنگی کامل نیست، افزود: آنچه امروز از مولانا میشناسیم تا حد زیادی حاصل ملاقات او با شمس است و از سوی دیگر، شمس نیز در پیوند با مولانا به چهرهای شناختهشده در تاریخ فرهنگ و ادبیات تبدیل شد. رابطه استاد و شاگردی و تأثیری که این دو بر یکدیگر گذاشتند، یکی از مهمترین اتفاقات فرهنگی تاریخ ایران است.
او ادامه داد: مولانا برای من تنها یک موضوع مرتبط با گردشگری نیست، بلکه از کودکی و به واسطه فضای خانوادگی و ارتباط با اهالی ادبیات، یکی از مکاتب فکری مورد علاقهام بوده است. به نظرم شمس و مولانا باید در کنار یکدیگر فهمیده شوند.
این مدرس گردشگری و طراحی تجربه با اشاره به جایگاه شمس در شکلگیری اندیشه مولانا اظهار کرد: میتوان گفت مولانا بسیاری از مفاهیم دشوار و عمیق شمس را به زبان قابل فهمتر و با استفاده از داستان و ادبیات بیان کرده است. مثنوی نیز با روایتهای داستانی، قرآن و احادیث را برای مخاطب قابل فهمتر میکند و از این منظر میتوان آن را نوعی تفسیر منظوم قرآن دانست که مخاطب را در دل داستانها با مفاهیم خودشناسی و معنوی همراه میکند.
آرامگاه شمس؛ فرصتی برای شکلگیری یک محصول گردشگری
مطهر درباره افتتاح بارگاه شمس تبریزی در خوی و ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یک محور فرهنگی و گردشگری گفت: تبدیل منابع فرهنگی به محصولات گردشگری، یک گام مهم و ارزشمند است. اگر بتوان برای شمس یک مابهازای جغرافیایی مشخص ایجاد کرد و در کنار آن تجربههایی با محوریت شخصیت او طراحی کرد، میتوان این ظرفیت فرهنگی را به یک محصول گردشگری تبدیل کرد.
او با اشاره به تجربه ترکیه در استفاده از ظرفیت مولانا افزود: برای مثال، در محل تولد مولانا در ترکیه، اقداماتی برای خرید املاک پیرامونی و ایجاد مرکز مولاناشناسی انجام شده است. این تجربه نشان میدهد که میتوان مسیر زندگی، مهاجرت و ملاقات مولانا و شمس را به یک مسیر فرهنگی و گردشگری تبدیل کرد.
مطهر ادامه داد: شمس شخصیتی است که درباره او همچنان ابهامهای زیادی وجود دارد و آنچه از او میشناسیم بخشی از مقالات و روایتهایی است که دربارهاش نوشته شده است. البته از نظر تاریخی نیز حضور شمس قابل اثبات است و پژوهشگرانی مانند محمدعلی موحد درباره وجود تاریخی او تحقیقات مهمی انجام دادهاند.
او تأکید کرد: وقتی یک شخصیت فرهنگی دارای مابهازای جغرافیایی میشود، میتوان در پیرامون آن تجربههای گردشگری طراحی کرد. خوی نیز از نظر جغرافیایی ظرفیتهایی دارد و نزدیکی آن به شهرهایی مانند تبریز و ارومیه میتواند در برنامهریزی مقصد مؤثر باشد.

ساختن یک بنا بهتنهایی موجب توسعه گردشگری نمیشود
این مدرس گردشگری درباره ضرورت برنامهریزی برای بهرهبرداری گردشگری از آرامگاه شمس گفت: اینکه یک بنا ساخته شود و سپس رها شود، به خودی خود موجب توسعه گردشگری نمیشود. توسعه نیازمند برنامهریزی، بازاریابی، تعریف محصول و ترجمه یک مفهوم فرهنگی به تجربهای قابل ارائه برای گردشگر است.
مطهر افزود: حتی اگر در ابتدا زیرساخت اقامتی کافی در مقصد وجود نداشته باشد، میتوان تجربههای گردشگری تعریف کرد. زمانی که تقاضا برای یک مقصد افزایش پیدا کند، بخش خصوصی و سرمایهگذاران نیز بهتدریج عرضه خود را با نیاز مسافران تطبیق میدهند؛ البته به شرط آنکه از ابتدا یک برنامه مشخص برای مقصد وجود داشته باشد.
او با اشاره به ظرفیتهای گردشگری ادبی ایران و امکان ایجاد مسیرهای مرتبط با شاعران بزرگ کشور اظهار کرد: صرف داشتن آرامگاه یک شاعر یا شخصیت ادبی، به معنای شکلگیری گردشگری ادبی نیست. گردشگری ادبی زمانی توسعه پیدا میکند که در کنار مکان، تجربههای مرتبط با ادبیات طراحی و ارائه شود.
تجربه قونیه؛ از یک شخصیت فرهنگی تا یک مقصد جهانی
مطهر با اشاره به تجربه قونیه در زمینه مولانا گفت: قونیه توانسته است مولانا را از یک شخصیت ادبی و عرفانی به بخشی از هویت گردشگری شهر تبدیل کند. در این شهر، مناسبتهای مختلف مرتبط با مولانا و برنامههای فرهنگی و موسیقی عرفانی برگزار میشود و حتی تلاش شده است با ایجاد رویدادهای جدید، فصلهای بیشتری برای جذب گردشگر ایجاد شود.
او افزود: وقتی وارد قونیه میشوید، فقط با یک مقبره مواجه نیستید؛ مجموعهای از تجربهها، موزهها، موسیقی، سماع، رویدادها و محصولات فرهنگی در برابر گردشگر قرار میگیرد. حتی محصولاتی مانند شمع، مجسمه، نقاشی، جاکلیدی و مگنت نیز بخشی از فرایند تجاریسازی این تجربه فرهنگی هستند.
این مدرس گردشگری خاطرنشان کرد: در قونیه، فستیوال موسیقی عرفانی نیز به یک رویداد بینالمللی تبدیل شده و گروههایی از کشورهای مختلف در آن حضور پیدا میکنند. بنابراین آنها یک مفهوم فرهنگی را به یک تجربه جهانی تبدیل کردهاند.
«سماع» نمونهای از تبدیل میراث ناملموس به تجربه گردشگری است
مطهر با اشاره به پیوند شمس، مولانا و سماع گفت: بر اساس برخی پژوهشها، شمس در دوران نوجوانی با سماع آشنا شده و بعدها این سنت را به فضای ارتباط خود با مولانا نیز وارد کرده است. امروز سماع قونیه به یک پدیده شناختهشده گردشگری تبدیل شده، در حالی که شکل امروزی آن فاصلههایی با اشکال تاریخی سماع دارد.
او افزود: این موضوع نشان میدهد که یک عنصر فرهنگی چگونه میتواند در یک مقصد گردشگری بازتعریف و تجاریسازی شود. حتی اگر امروز شکل متفاوتی از آن ارائه شود، در نهایت توانسته است یک تجربه قابل عرضه برای گردشگر ایجاد کند.
مطهر با طرح این پرسش که آیا میتوان شخصیت شمس را نیز به همین شکل به یک محصول گردشگری تبدیل کرد، گفت: شمس به دلیل شخصیت جدی، صریح و بیپرده خود، قابلیت زیادی برای تبدیل شدن به یک کاراکتر گردشگری دارد؛ اما این موضوع نیازمند مطالعه و طراحی دقیق تجربه است.

گردشگر الزاماً به دنبال تجربه عمیق نیست
او با تأکید بر ضرورت شناخت رفتار گردشگران اظهار کرد: نباید تصور کنیم گردشگر الزاماً به دنبال تجربهای بسیار عمیق، پیچیده و طولانی از یک موضوع فرهنگی است. گردشگر در بسیاری از موارد به دنبال تجربهای جذاب، هیجانانگیز و حتی کوتاهمدت است.
مطهر ادامه داد: من در حال برگزاری کلاسهای مولاناخوانی هستم و برای بازاریابی این کلاسها حتی سراغ افرادی رفتم که هر سال برای سفر به قونیه میروند. از آنها خواستم در کلاسهای مثنوی شرکت کنند تا ببینند مولانا و اندیشه او چیست. شاید حدود ۱۰ درصد از این افراد به چنین محتوایی علاقه نشان دادند و برای شناخت بیشتر آمدند.
او تصریح کرد: بنابراین باید واقعیت رفتار گردشگر را بپذیریم. گردشگر بیشتر به دنبال تجربه است؛ حتی تجربهای سطحی و زودگذر. اگر بتوانیم یک تجربه هیجانانگیز اما چارچوبمند طراحی کنیم، همین تجربه میتواند به شکلگیری یک محصول گردشگری جذاب کمک کند.
مطهر در پایان تأکید کرد: بارگاه شمس در خوی میتواند نقطه آغاز باشد، اما برای تبدیل شدن آن به یک محور گردشگری فرهنگی و ادبی، باید مجموعهای از اقدامات شامل پژوهش، روایتپردازی، طراحی تجربه، بازاریابی، رویدادسازی و مشارکت بخش خصوصی در کنار آن شکل بگیرد.
انتهای پیام/
نظر شما