حامد آقائی، کارشناس، مدرس و پژوهشگر عکاسی در یادداشتی نوشت: در شرایطی که بخش قابلتوجهی از تصمیمگیریهای مربوط به سفر، پیش از حرکت و در فضای اینترنت شکل میگیرد، به نظر میرسد یکی از مهمترین ابزارهای معرفی جاذبههای گردشگری ایران که کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ عکاسی حرفهای از مقصد است.
امروزه بسیاری از گردشگران پیش از انتخاب یک مقصد، نام آن را در موتورهای جستوجو، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای اشتراک عکس جستوجو میکنند. تصویری که از یک مقصد در این مرحله به مخاطب ارائه میشود، میتواند نقش مهمی در ایجاد انگیزه برای سفر داشته باشد. با این حال، بررسی ساده برخی از جاذبههای طبیعی ایران در فضای اینترنت نشان میدهد که هنوز با کمبود جدی تصاویر حرفهای و بهروز مواجه هستیم؛ موضوعی که میتواند بر نحوه معرفی مقصد و حتی میزان دیدهشدن آن تأثیر بگذارد.
نمونهای از این مسئله را میتوان در جستوجوی تصاویر «کوه سهند» مشاهده کرد. مدتی پیش، هنگام آمادهسازی مطلبی درباره عکاسی در طبیعت و ظرفیتهای تصویری کوه سهند در تبریز، برای بررسی نمونههای موجود، جستوجویی در اینترنت انجام دادم تا ببینم عکاسان طبیعت و لنداسکیپ چه تصاویری از این منطقه ثبت کردهاند. انتظار میرفت با توجه به چشماندازهای طبیعی، ارتفاعات، پوشش گیاهی و تنوع مناظر سهند، مجموعهای از تصاویر حرفهای و چشمگیر در دسترس باشد؛ اما بخش قابلتوجهی از نتایج، شامل تصاویر معمولی گردشگران و کاربران بود و تصاویر حرفهای با هدف معرفی جدی این مقصد، بسیار محدود به نظر میرسید.
همین جستوجوی ساده، یک پرسش اساسی را مطرح میکند: چرا با وجود ظرفیتهای گسترده طبیعی و گردشگری ایران، هنوز بسیاری از این جاذبهها در فضای آنلاین صاحب یک آرشیو تصویری حرفهای و قابل اتکا نیستند؟
این مسئله تنها درباره کوه سهند نیست. بسیاری از مناطق طبیعی، روستاها، آبشارها، مسیرهای کوهستانی و حتی برخی جاذبههای تاریخی کشور، در فضای مجازی یا فاقد تصاویر حرفهای هستند یا تصاویر موجود از آنها به اندازهای که باید متنوع، باکیفیت و بهروز نیستند. در نتیجه، ممکن است مخاطبی که برای نخستین بار نام یک مقصد را میشنود، در جستوجوی اینترنتی خود تصویر دقیقی از زیبایی و ظرفیت واقعی آن منطقه پیدا نکند.
در صنعت گردشگری، تصویر صرفاً یک عنصر تزئینی یا تبلیغاتی نیست. عکس میتواند بخشی از فرایند بازاریابی مقصد باشد. مخاطب پیش از آنکه یک منطقه را ببیند، آن را از طریق عکسها تصور میکند و همین تصاویر میتوانند در شکلگیری نگاه او نسبت به مقصد اثرگذار باشند. به بیان دیگر، در بسیاری از موارد، عکس اولین مواجهه یک گردشگر با یک مقصد است.
در این میان، نقش عکاسان طبیعت و لنداسکیپ اهمیت بیشتری پیدا میکند. ثبت یک تصویر حرفهای از یک جاذبه طبیعی، معمولاً حاصل سفر، شناخت نور و شرایط جوی، انتخاب زاویه مناسب، صرف زمان و استفاده از تجهیزات تخصصی است. اما با وجود این هزینه و تلاش، به نظر میرسد سازوکار مشخص و گستردهای برای حمایت از عکاسان طبیعت، خرید آثار آنها، استفاده از این تصاویر در معرفی مقاصد یا ایجاد انگیزه برای تولید چنین محتوایی وجود ندارد.
بخشی از عکاسان نیز به دلیل نبود حمایت اقتصادی و حرفهای، تمایل کمتری برای انتشار عمومی آثار خود دارند. در چنین شرایطی، تصاویر ارزشمند بسیاری ممکن است در آرشیو شخصی عکاسان باقی بماند و فرصتی برای معرفی جاذبههای گردشگری کشور به مخاطبان داخلی و خارجی پیدا نکند.
این در حالی است که گردشگری امروز بیش از هر زمان دیگری به محتوای تصویری وابسته است. یک کاربر ممکن است درباره مقصدی که تاکنون نام آن را نشنیده باشد، تنها به دلیل مشاهده چند تصویر جذاب، کنجکاو شود و اطلاعات بیشتری درباره آن جستوجو کند. برعکس، نبود تصاویر مناسب نیز میتواند باعث شود یک مقصد، با وجود برخورداری از ظرفیتهای واقعی، در ذهن مخاطب ناشناخته باقی بماند.
از این منظر، شاید یکی از حلقههای گمشده گردشگری ایران، کمبود تصویر حرفهای از جاذبههای کشور باشد؛ نه به این معنا که ایران جاذبه کم دارد، بلکه به این معنا که بخش قابلتوجهی از این جاذبهها هنوز به زبان تصویر، آنگونه که باید، معرفی نشدهاند.
به نظر میرسد در برنامههای توسعه و معرفی گردشگری، در کنار توجه به زیرساختها، تبلیغات، اقامتگاهها و مسیرهای دسترسی، باید برای تولید محتوای تصویری حرفهای نیز برنامه مشخصی در نظر گرفته شود. حمایت از عکاسان، برگزاری پروژههای عکاسی از مقاصد کمترشناختهشده، ایجاد آرشیوهای معتبر و فراهم کردن امکان استفاده رسمی از تصاویر حرفهای میتواند به معرفی بهتر ظرفیتهای گردشگری ایران کمک کند.
واقعیت این است که در عصر جستوجوی اینترنتی، پیش از آنکه گردشگر چمدان خود را ببندد، مقصد را روی صفحه نمایش خود میبیند. بنابراین، پرسش مهم این نیست که ایران چه تعداد جاذبه گردشگری دارد؛ بلکه این است که این جاذبهها تا چه اندازه بهدرستی و با تصویر حرفهای به مخاطب معرفی شدهاند؟
شاید زمان آن رسیده باشد که عکاسی طبیعت و لنداسکیپ، نه صرفاً به عنوان یک فعالیت هنری، بلکه به عنوان بخشی از زنجیره معرفی، بازاریابی و توسعه گردشگری ایران مورد توجه قرار گیرد. گاهی یک تصویر میتواند کاری را انجام دهد که دهها متن و تبلیغ قادر به انجام آن نیستند؛ تصویری که مخاطب را متوقف، علاقهمندش کند و در نهایت، او را به فکر سفر بیاندازد.
انتهای پیام/
نظر شما