منیر خلقی، مدیر امور بین الملل و حقوقی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در یادداشتی به مناسبت روز حافظ نوشت: شعر پارسی متاعی است که نه در بازار ایران زمین که در فراتر از مرزهای ایران امروز و دیروز، خریدار دارد و چه خریدارانی از اهل سیاست تا بازرگانان و ادبا مسحور و مشعوف این دردانه هنر نشده اند. نام های بزرگانی چون فردوسی، خیام، ناصر خسرو، سعدی، مولانا، صائب تبریزی، حافظ، جامی، پروین و صد ها، در حافظه درخشان این مرز و بوم میدرخشد و برخی از آنان به عنوان مشاهیری که در اندیشه و تعالی زندگی بشری نقش بسزایی داشتهاند در فهرست مشاهیر و رویدادهای یونسکو به عنوان رکن بیبدیل فرهنگ جهانی درج شدهاند.
اما حافظ شاعری است که کمتر ایرانی است که او را نشناسد و دیوان حافظ پس از قرآن دومین کتاب گرانقدر نزد ایرانیان است. پرداختن به ظرایف و دقایق شعر حافظ که ریشه در عرفان ایرانی و اسلامی دارد نه در تخصص نگارنده است و نه آن که هدف از این نوشتار؛ اما این نکته غیر قابل انکار است که شعر حافظ بر جان می نشیند و آنچنان با سرشت ما ایرانیان در آمیخته و مانوس است که کمتر کسی است که در لحظات خاص تنهایی، اندوه، دلدادگی و شادی تفالی به دیوان حافظ نزده باشد.
حافظ این گنجینه زنده بشری، میراث ملموس و ناملموسی که در طی قرنها در قلب و جان ما رسوخ کرده و یگانه شاعری است که بیاغراق همواره در صحنه زندگی نسلهای بعد از خود زنده و ماندگار است.
این حضور مستدام را که به سلاح عشق، شور و بیپیرایگی، بی هیچ اکراه و اجباری بر جانها مستولی شده، جان گشایی میتوان نام نهاد. جان گشایی حافظ با اشعاری است که به زیبایی طبع آراسته شده و سحرانگیز است. بر هر جان شیفتهای مینشیند و با این آراستگی به حسن و ملاحت، جهانگیر شده است و بدین گونه است که حافظ فراتر از مرزها و ملیت، شاعری جهانی میشود و جهان گشایی میکند.
آن سان که در جان گوته شوری به پا میکند که شمس در مولانا. اگر دیدار شمس و مولانا و گفتگو میان این دو بزرگ، شرری بر جان مستان عالم به پا کرد، ترجمه اشعار حافظ به زبانهای غیر فارسی، جانهای شیفته و بزرگی را در جهان مدهوش و مسحور ساخت. تاثیر این اشعار به ویژه در مغرب زمین که قرابت فرهنگی و زبانی با ایران نداشتند، تامل برانگیز است. تاثیری ژرف که تا سدهها در میان نخبگان اهل فرهنگ و هنر کمتر شاعری بر جای گذاشت.
سیر این جان گشایی به جهان گشایی نه حافظ را که حتی شیراز را جهانی کرد و تا به آن حد پیش رفت که ویکتور هوگو شاعر و نویسنده نامی فرانسوی در جوانی چنان شیفته حافظ شد که از افسوس خود بر اینکه در سرزمین پارس پا به عرصه گیتی ننهاده است سرود. هر چند حافظ جز سفری کوتاه پای از شیراز بیرون ننهاد، اما اندیشه و کلام او، جهان را درنوردیده است و امروز بیش از هر زمان دیگری، باید به جهانی که در سیطره نااهلان و نابخردان گرفتار آمده است، آزاد اندیشی و سرو منشی ایران را از دریچه اشعار و اندیشه حافظ دیگر باره یاد آوری کنیم و جان گشایی ایرانی را جان تازهای ببخشیم.
انتهای پیام/
نظر شما