حمیدرضا حیدری، معاون میراثفرهنگی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان در یادداشتی نوشت: راههای تاریخی ایران تنها مسیرهایی برای جابهجایی کالا و مسافر نبودند؛ آنها شبکههایی از ارتباطات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را شکل میدادند که شهرها، روستاها و سرزمینهای دوردست را به یکدیگر پیوند میزدند. در امتداد این راهها، کاروانسراها بهعنوان ایستگاههایی برای استراحت، تأمین آب و آذوقه، نگهداری چهارپایان و تجدید قوای مسافران شکل گرفتند؛ بناهایی که در کنار کارکرد خدماتی خود، زمینه ملاقات مردمانی با زبانها، باورها و شیوههای زندگی متفاوت را فراهم میکردند.
در استان همدان، دو بنای تاریخی فرسفج و تاجآباد بخشی از این میراث گسترده را نمایندگی میکنند. این دو کاروانسرا با وجود تفاوت در دوره تاریخی، طرح معماری و ویژگیهای کالبدی، در سال ۲۰۲۳ میلادی برابر با ۱۴۰۲ خورشیدی بهعنوان اجزای مجموعه زنجیرهای «کاروانسرای ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفتند. اهمیت آنها تنها در قدمت یا زیبایی معماری نیست، بلکه در نقشی است که در بازنمایی تنوع الگوهای کاروانسراداری ایران و پیوند معماری با جغرافیا و شبکه راههای تاریخی ایفا میکنند.
کاروانسرا؛ معماری در خدمت سفر و تبادل فرهنگی
پیشینه شکلگیری ایستگاههای بینراهی در ایران را باید در تاریخ راههای ارتباطی و سازماندهی سفر جستوجو کرد. اسناد پرونده جهانی کاروانسرای ایرانی، روند تحول این سنت معماری را از دوره هخامنشی، از سده ششم پیش از میلاد تا دوره قاجار و سالهای پایانی سده نوزدهم میلادی دنبال میکنند. در این مسیر تاریخی، نیاز به تأمین امنیت و آسایش مسافران، توسعه تجارت و برقراری ارتباط میان مناطق مختلف، در شکلگیری و گسترش بناهای بینراهی مؤثر بوده است.
کاروانسراها در دورههای مختلف، متناسب با شرایط جغرافیایی، اقلیمی، مصالح در دسترس و نیازهای مسیر، الگوهای معماری گوناگونی پیدا کردند. برخی در نواحی خشک و کمآب، با تأکید بر حفاظت از مسافران در برابر شرایط سخت محیطی ساخته شدند و برخی دیگر در مسیرهای کوهستانی، دشتها یا حاشیه شهرها و روستاها قرار گرفتند. انتخاب محل استقرار این بناها نیز تابع عواملی مانند دسترسی به آب، وضعیت زمین، امنیت مسیر و فاصله میان ایستگاههای سفر بود.
با این حال، کارکرد کاروانسرا به تأمین سرپناه محدود نمیشد. بازرگانان، زائران، پیشهوران و دیگر مسافران در این فضاها با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند و کالاها، اخبار، دانشهای فنی و تجربههای فرهنگی میان آنان گردش مییافت. از این منظر، کاروانسرا را میتوان بخشی از زیرساخت تاریخی ارتباطات دانست؛ زیرساختی که معماری آن در خدمت شکلگیری روابط انسانی و اقتصادی قرار داشت.
چرا کاروانسراهای ایرانی در فهرست میراث جهانی قرار گرفتند؟
کمیته میراث جهانی یونسکو در چهلوپنجمین نشست خود، در سال ۲۰۲۳، مجموعه «کاروانسرای ایرانی» را بر اساس معیارهای (ii) و (iii) در فهرست میراث جهانی ثبت کرد. این مجموعه شامل ۵۴ کاروانسراست که از میان شمار فراوان کاروانسراهای تاریخی ایران انتخاب شدهاند. هدف از این ثبت، معرفی یک بنای منفرد یا یک سبک معماری خاص نیست، بلکه نمایش تنوع و تحول سنت کاروانسراداری در پهنه جغرافیایی ایران و در یک بازه زمانی طولانی است.
معیار (ii) به تبادل ارزشهای انسانی در حوزههای معماری، فناوری، هنر و برنامهریزی شهری یا منظر اشاره دارد. در پرونده کاروانسرای ایرانی، این معیار با نقش کاروانسراها در فراهم کردن زمینه تعامل میان مردمان و فرهنگهای مختلف و با تنوع الگوهای معماری در امتداد راههای تاریخی ارتباط پیدا میکند.
معیار (iii) نیز به گواهی منحصربهفرد یا دستکم استثنایی یک سنت فرهنگی یا تمدنی مربوط است. در این پرونده، کاروانسراها بهعنوان شواهدی از تداوم سنت ایرانی ساخت و بهرهبرداری از ایستگاههای بینراهی طی قرنها اهمیت یافتهاند؛ سنتی که در گسترش تجارت و تعاملات اقتصادی و فرهنگی میان مناطق مختلف نقش داشته است.
بنابراین، ثبت جهانی این مجموعه بر پایه مجموعهای از ارزشهای مرتبط صورت گرفته است: استمرار تاریخی، تنوع معماری، ارتباط با شبکه راهها، سازگاری با محیط و نقش اجتماعی و فرهنگی. دو کاروانسرای همدان نیز در همین چارچوب قابل فهماند؛ ارزش آنها در کنار ویژگیهای اختصاصی هر بنا، از جایگاهشان در مجموعهای گسترده از نمونههای منتخب ایرانی ناشی میشود.
کاروانسرای فرسفج؛ جلوهای از معماری کاروانسرایی دوره صفوی
کاروانسرای فرسفج در نزدیکی شهر فرسفج و در محدوده شهرستان تویسرکان قرار دارد. این بنا از آثار دوره صفوی است و در شمار کاروانسراهای تاریخی غرب ایران جای میگیرد. موقعیت آن در حوزه ارتباطی همدان و تویسرکان، اهمیت بررسی نقش این منطقه در رفتوآمدهای تاریخی و پیوند میان آبادیها و مسیرهای منطقهای را برجسته میکند.
فرسفج با طرح چهارایوانی و ابعاد تقریبی ۶۱ در ۵۱ متر، نمونهای از الگوهای شناختهشده معماری کاروانسرایی ایران است. سازمان فضایی بنا، با حیاط مرکزی و فضاهای پیرامونی، امکان ساماندهی رفتوآمد، اقامت مسافران و استقرار چهارپایان را فراهم میکرد. این الگو در کنار پاسخگویی به نیازهای عملی سفر، نظمی مشخص برای ارتباط میان فضای مرکزی و بخشهای خدماتی ایجاد میکرد.
ارزش فرسفج را باید در پیوند میان ویژگیهای معماری و زمینه تاریخی آن بررسی کرد. قرارگیری بنا در یک مسیر ارتباطی منطقهای، آن را به بخشی از زیرساخت تاریخی سفر تبدیل میکرد؛ زیرساختی که فعالیتهای اقتصادی و رفتوآمدهای اجتماعی را پشتیبانی میکرد. از این رو، مطالعه این کاروانسرا تنها به ثبت ابعاد، نقشه و اجزای معماری آن محدود نمیشود، بلکه شناخت مسیرهای تاریخی، ارتباط آن با سکونتگاههای پیرامونی و بررسی شواهد مربوط به شیوه استفاده از فضاها نیز اهمیت دارد.
کاروانسرای تاجآباد؛ تفاوت در طرح، تداوم در کارکرد
در فاصلهای از همدان و در محدوده روستای رسولآباد سفلی، کاروانسرایی قرار دارد که از نظر طرح معماری با بسیاری از نمونههای شناختهشده کاروانسراهای ایرانی تفاوت دارد. کاروانسرای تاجآباد، متعلق به دوره قاجار، با نقشهای دایرهای شناخته میشود؛ ویژگیای که آن را به نمونهای متمایز در میان کاروانسراهای تاریخی ایران تبدیل کرده است.
طرح دایرهای بنا، امکان مطالعه رابطه میان هندسه، سازمان فضایی و نیازهای عملکردی را فراهم میکند. در این مجموعه، حیاط مرکزی و فضاهای پیرامونی در نظمی متفاوت از الگوی چهارگوش رایج سازمان یافتهاند. همین تفاوت، تاجآباد را به نمونهای مهم برای بررسی تنوع راهحلهای معماری در پاسخ به نیازهای مشابه تبدیل میکند: تأمین محل اقامت، ساماندهی فعالیتهای روزمره مسافران و فراهم کردن فضایی برای توقف در مسیر سفر.
تاجآباد از این جهت اهمیت دارد که نشان میدهد سنت کاروانسراداری ایران به یک قالب هندسی ثابت محدود نبوده است. معماران و سازندگان در دورههای مختلف، ضمن حفظ کارکرد اصلی این بناها، از الگوهای متفاوتی برای سازماندهی فضا استفاده کردهاند. از منظر پژوهش معماری، این تفاوت باید در کنار عوامل تاریخی، جغرافیایی و عملکردی بررسی شود؛ نه آنکه صرفاً بهعنوان ویژگی ظاهری بنا مورد توجه قرار گیرد.
دو کاروانسرا، دو الگوی معماری و یک ارزش مشترک
قرار گرفتن فرسفج و تاجآباد در یک مجموعه جهانی، به معنای یکسان بودن ویژگیهای آنها نیست. فرسفج با طرح چهارایوانی و پیشینه صفوی، و تاجآباد با نقشه دایرهای و تعلق به دوره قاجار، دو صورت متفاوت از معماری کاروانسرایی را نشان میدهند. همین تفاوتها در کنار نمونههای دیگر ایران، به درک بهتر تحول این سنت معماری در طول زمان کمک میکند.
در رویکرد یونسکو، ارزش مجموعهای کاروانسراها از کنار هم قرار گرفتن نمونههایی با ویژگیهای متفاوت شکل میگیرد. هر جزء بهتنهایی بخشی از تاریخ معماری و راههای ارتباطی را نشان میدهد؛ اما مجموعه آنها تصویری گستردهتر از چگونگی پاسخگویی جامعه ایرانی به نیازهای سفر، تجارت و ارتباط میان مناطق مختلف ارائه میکند.
از این منظر، کاروانسراهای همدان تنها آثار تاریخی واقع در محدوده یک استان نیستند، بلکه بخشی از روایت ملی درباره شبکه راههای تاریخی ایران به شمار میروند. معرفی آنها باید هم ویژگیهای اختصاصی هر بنا را توضیح دهد و هم ارتباط آنها را با ارزشهای مشترک مجموعه جهانی روشن سازد.
ثبت جهانی؛ آغاز مسئولیت در حفاظت و مدیریت
ثبت در فهرست میراث جهانی، علاوه بر افزایش شناختهشدن یک اثر، ضرورت حفاظت مستمر و مدیریت هماهنگ آن را برجسته میکند. بر اساس اسناد یونسکو، حفاظت از کاروانسراها باید به خود بنا محدود نماند؛ محیط پیرامونی، حریم، عناصر وابسته و ارتباط اثر با بستر تاریخی و جغرافیایی آن نیز در حفظ ارزش جهانی اهمیت دارند.
در این چارچوب، پایش منظم وضعیت کالبدی، مستندسازی تغییرات، نگهداری پیشگیرانه، مدیریت خطرهای طبیعی و انسانی و کنترل مداخلات در محدوده اثر و حریم آن از جمله موضوعات مهم مدیریت این مجموعهاند. همچنین هرگونه استفاده جدید از کاروانسراها باید بهگونهای برنامهریزی شود که اصالت معماری، مصالح تاریخی، سازمان فضایی و ارزشهای فرهنگی آنها آسیب نبیند.
در تصمیم سال ۲۰۲۵ کمیته میراث جهانی درباره وضعیت حفاظتی مجموعه کاروانسرای ایرانی نیز بر تقویت نظام پایش، هماهنگی میان نهادهای مسئول، آمادگی در برابر خطرها و تدوین دستورالعملهایی برای استفاده سازگار از بناها تأکید شده است. این موضوع نشان میدهد که ثبت جهانی نقطه پایان حفاظت نیست، بلکه آغاز مرحلهای مستمر از مسئولیت حرفهای و مدیریتی به شمار میرود.
انتهای پیام/
نظر شما